این روزها خبر گم شدن سه کوهنورد ایرانی به نامهای  پویا کیوان، آیدین بزرگی و مجتبی جراحی در کوه «برود پیک» همه را نگران کرده، اين سه كوه نورد به همراه  افشین سعیدی و رامین شجاعی سرپرست برنامه از یک ماه پیش تلاش خود را برای صعود آغاز کردند در ساعت 16:30روز سه شنبه ۲۵ تیر ماه موفق به کامل کردن مسیر جدید بر روی قله شده و‌‌ همان روز در بازگشت به دلیل دید کم و نداشتن مشخصات GPS بازگشت، از مسیر منحرف و برای ۵ روز در ارتفاع بالای ۷۰۰۰ متر سرگردان شدند ، قله برود پیک با 8051متر ارتفاع دوازدهمین قلعه مرتفع جهان به حساب می آید.

روايت مسير صعود به قله

تیم 5 نفره ایران این بار بدون هیچ مشکلی از این مسیر تا کمپ C3 جلو رفت و بعد، شنبه آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی صعود به سمت قله را شروع کردند و شب اول را در 7350 متری گذراندند. روز بعد، از صخره بالای سرشان صعود کردند ولی کلا 100 متر پیشروی داشتند و در پایان روز سوم، در 8 هزار متری بودند.
سه شنبه در ساعات اولیه روز، هر 3 نفر به قله رسیدند و طبق برنامه قرار بود از مسیر معمول برگردند و بعدازظهر در C3 باشند، جایی که رامین شجاعی و افشین سعدی، 2 عضو دیگر گروه منتظرشان بودند. اما داستان پیچیده تر از چیزی شد که انتظار می رفت و آنها نتوانستند از مسیر استاندارد پایین بیایند؛ چهارشنبه شب در ارتفاع 7700 متری بودند و به نظر می رسید 100 متر با مسیر معمول فاصله دارند تا از طریق آن، خودشان را به C3 برسانند.
آنها پنج شنبه با کمپ BC (کمپ اصلی) تماس گرفتند و گفتند به آب و غذا احتیاج دارند. ظاهرا 2 کوهنورد دیگری که در کمپ C3 بودند، نمی توانستند برای کمک بالا بروند. رامین شجاعی بعدازظهر همان روز پایین آمد و به کمپ C2 رفت و در عوض، تیم امداد از کمپ اصلی به سمت C3 راه افتاد و دیر وقت به آنجا رسید.
آیدین بزرگی یک بار دیگر ساعت 8 و 25 دقیقه عصر به وقت محلی تماس گرفت و گفت نزدیک گذرگاه در 7800 متری است. آیدین گفت چادرشان پاره شده و وضع یکی از هم تیمی هایش خوب نیست و به آب و غذا احتیاج دارند. از کمپ اصلی به او اطمینان دادند که تیم امداد در راه است و فردا (جمعه) به آنها می رسد. ضمن اینکه او دستگاه «جی.پی.اس» هم داشت و همین مساله تیم امداد را امیدوار می کرد که این 3 نفر را پیدا کنند؛ اما تلاش های تیم امداد هنوز به جایی نرسیده و وضعیت کوهنوردان ایرانی مبهم است.
 ایرانی ها سال 2009 هم یک بار تلاش کردند از مسیر جدیدی –از جنوب غربی- به قله صعود کنند. این مسیر شامل دو بخش می شد: 1. از دیواره جنوب غربی به کمپ C3 2. از C3 به سمت راست و بعد، مستقیم به قله. تلاش گروه پرتعداد ایرانی در سال 2009 به خاطر مشکلاتی که برای سلامتی کوهنوردها پیش آمد، در C3 در ارتفاع 6 هزار و 800 متری متوقف شد. از آن به بعد، ایرانی ها چند بار دیگر برای طی این مسیر کوشیدند.

 بیانیه عجولانه فدراسیون کوهنوردی در وضعيت قرمز

در کنار تمام ناامیدی ها امروز فدراسیون کوهنوردی نیز با صدور بیانیه ای انتقادی- توصیه ای! اعلام کرد که این سه کوهنورد از سوی باشگاه "آرش" و با هزینه شخصی به برود پیک رفته اند و هیچ مجوزی از سوی فدراسیون برای ان ها صادر نشده است.

فدراسیون کوهنوردی در ادامه بیانیه خود توپ این حادثه تلخ را در زمین باشگاه "آرش" انداخت و نوشت ، اساساً  ریشه‌یابی و بررسی این حادثه از زوایای مختلف (به خصوص از مسئولین باشگاه و سرپرست تیم مذکور نسبت به جوانب امر و امکان سنجی‌های لازم که به عنوان یک باشگاه ورزشی باید در این رابطه به دستگاه ورزش کشور پاسخگو باشند)، امری ضروری‌ است که در زمان مقتضی می‌تواند جنبه‌های تجربی و آموزشی را برای جامعه‌ کوهنوردی نیز به همراه داشته باشد.»

براساس این بیانیه،  تیم کوهنوردی باشگاه «آرش» به دلیل عدم انجام کامل امور و سلسله مراتب لازم از منظر این فدراسیون حائز شرایط لازم جهت بررسی و اخذ مجوز شورای برون مرزی نشد. با این حال و بنا بر تصمیمات متولیان آن باشگاه، تیمی ۵ نفره در برنامه‌ای شخصی و مستقل عازم این صعود گردید.

نامه تکاندهنده آیدین بزرگی بروی وبلاگ خاك خوب

اين نامه تقريبا" همزمان با بيانيه عجولانه فدراسيون كوهنوردی توسط يكی از كوهنوردان خانم  به نام پرستو ابريشمی در وبلاگ خودش خاك خوب به درخواست آيدين بزرگی اطلاع رسانی شد متن زير اين نامه را نشان ميدهد كه برگرفته شده از وبلاگ خاك ايرانر ميباشد.
به نام برودپیک، به امید تغییر من وتو يكي دهانيم
كه با همه آوازش، به زيباتر سرودي خواناست.
 من و تو يكي ديدگانيم
كه دنيا را هر دم، در منظر خويش تازه‌تر مي‌سازد.
 نفرتي
از هر آنچه بازمان دارد، از هر آنچه محصورمان كند، از هر آنچه واداردمان، كه به دنبال بنگريم.
 دستی

که خطی گستاخ به باطل می‌کشد.

من و تو يكي شوريم

از هر شعله‌ اي برتر، كه هيچ گاه شكست را بر ما چيرگي نيست


چرا كه از عشق رویینه تنيم.
 و پرستوئي كه در سرپناه ما آشيان كرده است
با آمد شدني شتابناك
خانه را از خدائي گمشده لبريز مي‌كند.
این ماییم، دوباره اینجاییم. با هم هستیم ولی تنهاییم. اینجاییم نه از برای خودخواهی، نه از برای خودنمایی، اینجاییم از سر عشق، اینجاییم از سر شور، از سر غرور. اینجاییم از برای رشد، از برای اوج، از سر جنون، اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز، پایانی که آغازی بلند پروازانه تر را نوید دهد. 

پایانی که پایان نیست، که شالوده ی آغاز است، که پشتوانه ی آغاز است، که تیر خلاصی است بر نتوانستن ها، بر خود کم بینی ها، بر در حصار ماندن ها، بر گرفتار تکرار شدن ها. آری تیر خلاصی است بر ماندن ها، نرفتن ها، نرسیدن ها، غروبی است برای این فرسایش ها و طلوعی است برای ریشه زدن ها، برای شکوفه دادن ها. بوی خوش تغییر است و مهر ابطال است بر راکد بودن ها.

می خواهیم مال خودمان باشد، راه خودمان باشد، مسیر خودمان باشد، طناب خودمان باشد، از نفس و عرق خودمان باشد. می خواهیم توانستن را معنی کنیم، می خواهیم تغییر را زندگی کنیم، می خواهیم خواستن را بفهمیم، خواستن را بخواهیم. می خواهیم روی آن بزرگ مردی را سفید کنیم که مویش در این راه سفید شد، که قلبش در این راه شکست، که روحش در این راه درد کشید. می خواهیم پیرمردی را شاد کنیم که بغض به گلو نشسته اش فریاد شد، و فریادش به دادگاه برده شد. می خواهیم راهی را برویم که درست است، که رو به اعتلاست. می خواهیم طعنه بشنویم، مسخره شویم، مضحکه شویم، پول هایمان را هدر بدهیم، بدویم، گریه کنیم، خطر کنیم. می خواهیم کوهنورد باشیم، می خواهیم میراث بران شایسته ای باشیم، نمی خواهیم زیر چتر زور باشیم، نمی خواهیم کور باشیم.

آری، ما اینجاییم، تا یادی از کوهنوردی اینک مرده ی کشورمان کنیم، تا کوهنوردی مان را دوباره ورق بزنیم، تا یادگاری از خودمان به جا بگذاریم، توشه ای  برای کوهنوردان آینده ی کشورمان. اینجاییم تا بر تن یک کوه هشت هزار متری یادگاری خودمان را بنویسیم، نام  ایران مان را حک کنیم، اینجاییم تا دوباره زنده شدن را زمزمه کنیم.

چه کسی است که بتواند جلوی عزم ما بایستد؟ عزم ما از ذره ذره ی وجود کوهنوردان ایران است. عزم ما بی پولی را نمی شناسد، عزم ما خطر را می هراساند، عزم ما نیازی به اجازه ی پشت میز نشینانی ندارد که خود را رئیس و سرپرست می دانند، که خود را تافته ی جدا بافته می دانند، که خود را نخبه می پندارند، که خود را کوهنورد می دانند، که آنان اند که محتاج عزم مایند، که آنان اند که زیر چتر مایند. عزم ما نامه و گواهی و مجوز شورا نمی خواهد. عزم ما ریشه در ذات ما دارد، ریشه در پیشکسوتان ما دارد، ریشه در عمق وجود آنانی دارد که زندگی شان را وقف کوهنوردی این کشور کرده اند. عزم ما عزم جوانی است، عزم پرواز است. عزم ما عاشق است، شکست را نمی شناسد، کارشکنی را نمی فهمد، استهزا را عار نمی داند، طعنه را ننگ نمی شمارد، عزم ما فقط آنجا را می بیند، راس آن ستیغ بلند را.     

گفتم ما تنهاییم. ولی نه، ما تنها نیستیم. هزاران چشم به راه ماست، هزاران دست دعاگوی ماست. چشمان مادرم، دستان پدرم، نگاه دوستانم، همه پشتوانه ی ماست. ما تنها نیستیم، چند دهه کوهنوردی پر افتخار پشت ماست، این همه کوهنورد نو جو و نو طلب پشت ماست. پشتوانه ی ما ارز دولتی نیست، حکم قهرمانی نیست، مقام نخبگی نیست. پشتوانه ی ما های و هوی نیست، جنجال نیست، مصاحبه نیست، تلویزیون نیست. پشتوانه ی ما باربر بیچاره نیست، کپسول اکسیژن نیست، طناب ثابت نیست. پشتوانه ی ما عرق جبین ماست، صدای نفس نفس زدن های ماست، بغض در گلوی ماست، اشک حلقه شده در چشم ماست. پشتوانه ی ما سکوت ماست، صبر ماست. پشتوانه ی ما تویی، تو که چند سال تلاش ما را شکست ندانستی. پشتوانه ی ما تویی، نه آن حسودی که از ضعف خودش ما مسخره می کرد، نه آن ضعیفی که خودش جسارت پیمایش صد متر را در طناب خودش ندارد، نه آن کسی که هیمالیانوردی اش در یومارش خلاصه است، نه آن کسی که قهرمان دروغین است. پشتوانه ی ما تویی، تو که با نگاهت، تو که با صدایت، تو که با امیدت، با امیدت به آینده ای روشن برای کوهنوردی این مملکت، ما را راهی می کنی. پشتوانه ی ما تویی که صد متر راه از مسیر اعتلا را بر هزاران متر راه از مسیر تکرار ترجیح می دهی.

می گویند نمی توانید، می گویند کشته می شوید، می گویند شما را چه به این کارها! نخبگان ما نتوانستند، شما که اصلا نخواهید توانست. می گویند راهتان را می بندیم، پایتان را می گیریم. می گویند هیمالیا مال ماست، صعودش هم مال ماست، افتخارش هم فقط مال ماست، کیف و کوکش هم مال ماست، عشق و حالش هم مال ماست. می گویند بروید چند ماه دیگر جواب نامه ی تان را می دهیم، می گویند مگر بچه بازیست، مگر به این آسانی است! می گویند آنجا هییییییییییمااااااااااالیییییییییاسسسسسسسسست، توچال نیست!

می گوییم بترسید، دیر یا زود سردمداریتان به پایان می رسد، می گوییم این صعود برای شما کابوس است و این کابوس رویای ماست. می گوییم نتوانستن برای ما ننگ نیست، قله برای ما هدف نیست.
می گوییم جرات نداشتن ننگ است، هراسیدن ننگ است، درجا زدن ننگ است. می گوییم آری هدف قله نیست، هدف اعتلا است، هدف تجربه کردن است، هدف دیدن است، لمس کردن است، هدف آموختن است، از شکست درس گرفتن است.
می گوییم به شکست های ما بخندید، از ته دل، از سر کیف، نوبت ما نیز می رسد، آن زمانی که شکست های قبلی مان مانند نبردبانی ما را به بالای بالا می رساند. می گوییم اینک بخندید، خنده ی شما هرچه بلند هم باشد در آن پایین ها مانده است.
می گوییم ما از آن بالا به شما می خندیم، از آن بالا همه صدای مارا خواهند شنید، همه پیام ما را خواهند گرفت. می گوییم این پاداش ماست، این نتیجه ی صبر ماست، نتیجه ی پایمردی ماست، نتیجه ی جرات کردن ماست، نتیجه ی اشکهای ماست، نتیجه ی چند دهه کوهنوردی ماست که شما پایتان را بر گلویش گذاشتید، نمی گذارید بلند شود، نمی گذارید نفس بکشد. ولی ما از آن بالا پا بر گلوی شما خواهیم گذاشت، ما از آن بالا شما را پایین خواهیم کشید، ما از آن بالا ترانه ی زندگی را برای کوهنوردی مان خواهیم خواند، دست در دست هم، غرق شادی، غرق غرور، غرق افتخار.

نه ما تنها نیستیم، این کوه با ماست، هنوز هم در عکس هایمان کنارمان ایستاده، هنوز هم نگاهش که می کنیم صدایش را می شنویم. ما را می خواند، به مکتب خانه ی عشقش، به مدرسه ی زندگی اش، مدرسه ی کوهنوردی اش. مشتاق آموختن است، آموختن جسارت، آموختن خود باوری، آموختن پیشرفت. ما را می خواند به بهشت گم شده اش، ما را می خواند با همه ی بادهای سهمگینش، با همه ی بهمن های مهیبش، با صدای خرد شدن یخهایش. با آن که بر همه ی دنیای اطرافش محیط است، با آنکه همه را از بالا می بیند، اما ما را می خواند تا محاط ما شود، ما را می خواند تا خودش را خاک پای ما کند. نه به این خاطر که ما کسی باشیم، نه به این خاطر که ما در مقابلش عددی باشیم، که خود می دانیم در دریایش مثل حبابی هستیم و در آسمانش کمتر از ذره ی کاهی.
ما را می خواند چون می داند در فضای ماتم زده و درمانده ی کوهنوردی کشورمان، فقط اوست که می تواند دست ما را بگیرد. ما را می خواند چون می داند به او پناه آورده ایم، ما را می خواند چون می داند که ما فرعیم و اصل صدها یا شاید هزاران کوهنورد جوانی هستند که باید با مرام و مکتبش تربیت شوند. ما را می خواند چون خودش بزرگ است، رو به بالاست و از سر به زیر بودن ها خسته است، ما را می خواند چون جسارت تعرض به حریمش را داشتیم، چون پیام ما پیام ما نسیت، پیام کوهنوردان ایران زمین است، پیام تغییر است. 

 نه این ما نیستیم. تنها هم نیستیم. این شمایید. شما که این راه را ادامه خواهید داد، شما که این تفکر را زنده نگه خواهید داشت، شما که فریب تکرار را نخواهید خورد، در باتلاق عاشقان میز و صندلی فرو نخواهید رفت. این شمایید که غرور مایید، که پیشران مایید، که انگیزه ی مایید. این دستان شماست که دعا گوی ماست، که خیرخواه ماست. این شمایید که همیشه زنده خواهید ماند، که آینده  متعلق به شماست، که آینده متکی به شماست. آری این شمایید، فقط کافیست بخواهید، بهترین ها را، رشدکردن ها را، بالاترین ها را، اولین ها را.  

 پاکستانی‌ها : تصور زنده ماندن کوهنوردان ایرانی بسیار دشوار است.

رئیس فدراسیون کوهنوردی پاکستان در نامه ای جدید به فدراسیون کوهنوردی ایران اقدامات انجام شده‌ی اخیر برای نجات سه کوهنورد مفقود شده ایرانی در هیمالیا را تشریح کرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) و به نقل از کارگروه روابط بین‌الملل فدراسیون، «منظور حسین» رئیس فدراسیون پاکستان گزارشی از فعالیت‌های در دست اقدام را به این شرح اعلام کرد:

”پس از حادثه، کنسول فرهنگی سفارت ایران به اسکاردو رفت. دیروز ۲۲ جولای علیرغم اینکه آقای توماس ایشان را در جریان ماوقع قرارداد و عکس های گرفته شده ازهلیکوپتر را به ایشان نشان داد، اما به دلیل اعمال فشار از ایران، کنسول ایران هم فشار زیادی برای انجام جستجوی دیگری در منطقه آورده است که این جستجو امروز ۲۳ جولای در صورت هوای مساعد انجام خواهد شد.

ردیابی “ثریا” با کمک “گوگل ارث” نیز بحث برانگیز بوده است. چراکه از طرف ایران موقعیت آنان را در خاک چین دانسته اند درحالیکه توماس موقعیت آنان را در خاک پاکستان و در ارتفاع حدود ۷۰۰۰ متری و در شمال مسیرنرمال تشخیص داد. علاوه بر پرواز هلیکوپتر، کنسول فرهنگی درخواست کرد که جستجوی انسانی هم انجام شود. مقامات مسؤول در منطقه “گلگیت بلتیستان” این موضوع را با من در میان گذاشتند.

همایون بختیاری از ATP درخواست کرد تا باربران ارتفاع را در حالت آماده باش برای انجام جستجوی زمینی قراردهد. به هرصورت به نظر میرسد که تلاش آنها صرفا درجهت یافتن کوهنوردان باشد، در هر وضعیت (جسمانی) که باشند.

به عقیده ی تمامی کوهنوردان برجسته و خود من، متاسفانه زنده ماندن این کوهنوردان، از ۲۰ جولای تا کنون، با توجه به شرایطی که با آن دست به گریبان بودند ، بسیار دشوار است. در ثانی، آنها درفرود خود از مسیر نرمال منحرف شدند و به همین دلیل موقعیت آنان مشخص نشده است.

 ثبت مسیرارزشمند ایرانیان بوسيله اين سه كوهنورد
علی‌محمد کدخدایی در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) - منطقه خراسان، در خصوص مفقود شدن سه کوهنورد ایرانی در رشته‌کوه‌ هیمالیا و رضایت خانواده این کوهنوردان برای پایان عملیات جستجو، اظهار کرد: به هر حال باید دانست که مانند بسیاری از ورزش‌ها، در ورزش کوهنوردی نیز خطراتی وجود داشته و حتی آسان‌ترین صعودها نیز خالی از خطر نیست.

وی با ابراز تاسف از مفقود شدن سه کوهنورد ایرانی در برودپیک، تصریح کرد: حرکت این سه کوهنورد بسیار ارزشمند بوده و صعود آن‌ها، حرکت بزرگی محسوب می‌شود چراکه موجب ثبت مسیری به نام مسیر ایرانیان در هیمالیا شد؛ اما متاسفانه این سه تن در بازگشت از قله برودپیک، مسیر خود را گم کرده و مفقود می‌شوند.

کدخدایی ادامه داد: تنها عامل کاهش خطرات کوهنوردی، حفظ آمادگی جسمانی و روانی در صعودها و همچنین داشتن درایت و برنامه‌ریزی در بالا رفتن از کوه است ، وی رشته کوهنوردی را ورزشی جمعی توصیف کرد و گفت صعود از یک قله، دارای دو نیمه است؛ نیمه ابتدایی آن صعود از کوه و نیمه دوم نیز بازگشت از قله است.

کدخدایی خاطرنشان کرد ، به دلیل اینکه کوهنوردان برای به ثمر رساندن مرحله و نیمه ابتدایی صعود از یک قله انرژی زیادی صرف می‌کنند، بسیار اتفاق می‌افتد که در بازگشت دچار مشکل می‌شوند؛ فراوانی حوادث کوهنوردی نیز مربوط به نیمه دوم صعود از یک قله است.

دبیر کمیته هیمالیانوردی هیات کوهنوردی استان با اشاره به مشکلاتی نظیر خستگی، کمبود انرژی، ارتفاع زیاد و عدم پشتیبانی مناسب، آن را از عمده مشکلات کوهنوردان در بازگشت از قله عنوان کرد و یادآور شد: کوهنوردان تنها با یک برنامه‌ریزی مناسب برای صعود به قله و بازگشت از آن، می‌توانند ریسک و خطرات این کار را کاهش دهند ، وی همچنین در مورد برخی از اظهارنظرها مبنی بر عدم آمادگی سه کوهنورد مفقود شده ایرانی در هیمالیا، آن را نادرست دانست و اظهار کرد: این که گفته می‌شود این افراد آمادگی کافی برای صعود از قله برودپیک را نداشتند، صحبتی نامفهوم است؛ چنین نظری به معنای پاک کردن صورت مساله است؛ در این رابطه باید یک کارشناس کوهنوردی و کسی که از نزدیک با هیمالیا درگیر شده و آن را لمس کرده اظهار نظر کند.

کدخدایی اضافه کرد ، مطمئنا این سه تن آمادگی کامل برای این صعود را داشتند چراکه پیش از این نیز به هیمالیا سفر کرده و این سومین مرتبه‌ای بود که تصمیم به صعود از قله‌ای در این رشته کوه را داشتند ، وی در پاسخ به این سوال که آیا هنوز امیدی به بازگشت این کوهنوردان وجود دارد، گفت: کوهنوردی یعنی امید و نگاه به بالا؛ به طور قطع هیچوقت امیدمان را برای بازگشت آن‌ها از دست نخواهیم داد.

دبیر کمیته هیمالیانوردی هیات کوهنوردی استان در خصوص ارزیابی خود از عملیات جستجو برای یافتن این افراد، تصریح کرد: شکی نیست که تمام نهادهای درگیر با این رویداد مانند فدراسیون کوهنوردی ایران، باشگاه کوهنوردی آرش، فدراسیون کوهنوردی پاکستان و گروه‌های جستجو به خوبی کار خود را انجام داده‌اند.

بازتاب ضعيف خبر ناپديد شدن  كوهنوردان ايرانی در تلويزيون
در پی ناپديد شدن سه كوهنور ايرانی تلويزيون ملی ايران در روزهای ابتدايی خبرهای كاملی را از اين عزيزان مطرح نميكرد و تنها خبر دادن از آنها را به  گفتن تيتروار در خبرهای ورزشی اكتفا ميكرد ، تا وقتی كه مسئله جدی شد و تنها شبكه خبر و برنامه دوربين خبرساز آن هم پس از مدتی توجها را به اين اتفاق جلب كرد و قبلا" هم عادل فردوسی پور در جریان گزارش دیدار پرسپولیس و تراکتورسازی به این کوهنوردان اشاره کرد و در برنامه ماه عسل نیز احسان علیخانی با تاکید بر این نکته که ایرانی ها همواره به معجزه اعتقاد دارند ابراز امیدواری کرد این سه کوهنورد ایرانی به سلامت بازگردند و مهمان برنامه وی باشند.

توقف عمليات جستجو برای يافتن اين كوهنوردان
همانطور كه در خبرها گفته ميشد گروه كوهنوردی آرش با درخواست از خانواده های اين عزيزان از آنها خواسته اند تا عمليات جستجو را بر خلاف ميل باطنی آنها متوقف كنند ، اين در صورتی است كه خانواده آنها مخصوصا" خواهر آيدين بزرگی هنوز به زنده بودن آنها اميد دارند در همين حال یک دیپلمات سفارت ایران در پاکستان گفت  عملیات تجسس برای پیدا کردن سه کوهنورد ایرانی مفقود شده در هیمالای پاکستان که برای فتح قله برادپیک به این منطقه رفته بودند متوقف نشده است و جستجو همچنان ادامه دارد.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خارجی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اعلام این خبرخاطرنشان کرد، روز گذشته تصاویر عکس‌برداری شده از مناطق مختلف کوه‌ها مورد بررسی قرار گرفت  امروز نیز عملیات جدیدی در منطقه برای یافتن این سه کوهنورد آغاز شد که همچنان ادامه دارد.

این مقام مسوول در سفارت ایران ادامه داد: آخرین تماس تلفنی آیدین بزرگی، یکی از این کوهنوردان با منزلش از طریق تلفن ماهواره‌ای و روزجمعه انجام شده است که به علت کیفیت بد تماس صحبت‌های این کوهنورد مفهوم نبوده است ، اما مکان این تماس ماهواره‌ای در منطقه‌ای مربوط به چین شناسایی شده است ، بر اساس این گمانه‌زنی گفت‌وگوهایی با چین انجام شده است و سفارت ایران در چین نیز برای پیگیری وضعیت این افراد فعال شده است و عملیات تجسس در آن مناطق در حال پیگیری است.

وی ادامه داد ، گروه‌های مختلف فعال هستند تا برای یافتن هر چه سریعتر این گروه بهترین تصمیم گرفته شود تا عزیزان هر چه زودتر به تهران برگردند ، وی درباره اظهارات یک مسوول ورزشی پاکستان در مورد توقف عملیات جست وجو گفت ، نماینده سفارت ایران در محل حضور دارد و در حال رایزنی هستند و جست‌وجو ها ادامه دارد و متوقف نشده است ، فقط جست‌وجو از طریق هلی کوپتر متوقف شده  اما گروه تجسس در حال تصمیم گیری درباره این موضوع است تا هرچه زودتر به جمع‌بندی برسند.

این مقام مسوول در عین حال گفت ، سه نفر دیگری که عضو این گروه بودند و به سلامت به پای کوه برگشتند آخر هفته به اسلام‌آباد برمی‌گردند اما عملیات جستجو ادامه دارد و این عملیات تا جایی که امکان دسترسی وجود داشته باشد انجام می‌شود.

تصاويری از نقشه های قله صعود شده توسط اين سه كوهنورد
مسیر ایرانی ها برای صعود، از کمپ اصلی (BC) به کمپ C3
مسیر ایرانی ها برای صعود، از کمپ اصلی (BC) به کمپ C3
مسیر ایرانی ها برای صعود از C3 به قله؛ رنگ سبز سمت چپ مسیر معمول را نشان می دهد و سبز سمت راست، مسیر صعود «دنیس اوروبکو» و «سرگی سامویلف» در 2005 را به نمایش می گذارد

مسیر ایرانی ها برای صعود از C3 به قله؛ رنگ سبز سمت چپ مسیر معمول را نشان می دهد و سبز سمت راست، مسیر صعود «دنیس اوروبکو» و «سرگی سامویلف» در 2005 را به نمایش می گذارد
 مسیر استاندارد از نمایی دیگر مسیر استاندارد از نمایی دیگر


آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب
آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب

 

 

 آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب
آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب

 

 

 آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب
آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب

 

 

 آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب
آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب

 

 

 آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب
آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب

 

 

 آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب
آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب

 

 

 آخرين تصاوير كوهنوردان ايرانی قبل از صعود به قله برود پیک در فرودگاه از وبلاگ خاك خوب


 از تمام عزیزانی که این مطلب را میخوانند درخواست میکنیم برای سلامتی  قهرمانان  کوهنورد کشورمان در این شبهای عزیز در ماه مبارک رمضان دست به دعا بردارند.
منبع : نون و آب
استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلامانع است