ارد بزرگ بعد از حکیم بزرگمهر ، حکیم فردوسی و حکیم خیام نیشابوری، چهارمین حکیم تاریخ ایران زمین و پدر حکمت اردیسم است.

سخنان حکیم ارد بزرگ

سخنان حکیم ارد بزرگ سخنان حکیم ارد بزرگ


بدگویی ، رسوایی در پی دارد .

کسی که بدگویی می کند خواری را به جان می خرد
آنکه دم خور آدمی است که بدگویی همواره با او پیوسته است ، خیلی زود اسیر وهم و سیاهی دل می گردد.
بدگویان را تنها بگذارید تا درون مایه چرکین آنها شما را نابود نسازد .

شاید در کوتاه مدت بدگویان به هدف خود نزدیک شوند اما در بلند مدت رسوای جهانند .

هنجار طبیعی آدمی دوستی و نرم خویی ست اما برای بدست آوردن آن بیشتر زمان زندگی این جهانی را در ستیز و آورد می گذراند .
ستایش ، هنگام نو رُستن را
آغاز هر روز، نو شدنی دوباره است ، و زمانی برای پویایی بیشتر .
هر آن می تواند آغازی دوباره در زندگی ما باشد ، پس هیچ وقت پایانی پیش روی ما نیست .
تنها آغاز ها را باید جشن گرفت چرا که شیره جهان در رشد و زایندگیست .
هیچ آغازی را مزاری نیست چرا که همواره در حال دگرگونی و رشد است .
استوارترین پیمانها آنهایست که با اندیشه مان پذیرفته ایم .
 ارزش پیمان شکن ، باندازه کفن هم نیست .
پیمان ها در هنگامه نیازها بسته می شود ، و آنگاه که پاره شود چیزی جز پلشدی و زبونی بر جای نمی ماند .
پیمان با دستها و کاغذها بسته نمی شود پیمانها را با چشم ها هک می کنند .
میدان پیمان های گسسته ، همچون مردابی دهشتناک است که باید از آن گریخت .طبیعت ، آموزگار بزرگیست ، خردمندان از آن درس ها می گیرند .
 جام عمر را جز با می دلدادگی به خرد و دانش پر مکن .
خرد و دانش ابزار پیراستن اشتباهات است و خردمندان ابزار دونپایگان نمی شوند .
 خرد در بستری طوفان زده رشد نمی کند .
 دانش را می آموزی اما خرد ، برآیند اندیشه و آموخته های ماست .
 تنها آشیانه خرد ، راستی و درستی ست .
خرد ابزار توانایست و خردمند با فر دانش و اندیشه پاک خویش می آفریند ، او زایشگر رخدادهای امروز و فرداهاست .
پیوند از پس تنهایی رخ می دهد ، ارزش می یابد و توان را چندین برابر می کند ، پس باید هر پیوند پاکی را شاد باش گفت .
پیوند پاک ، پیوندی ابدی است .
کسی که می ماند و نمی پرد به یک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است.
بریدن یک پیوند پاک ، فرو ریزی دهشتناکی ست .
پیوندمان را با یاد آوری سرشت نیکمان نیرومندتر سازیم .
 اندیشمند یگانه است و اگر از ترس سکوت نمود با آدمهای دیگر هیچ فرقی ندارد .
 اندیشمندانی همواره نا آشنا می مانند که راه سخن گفتن با مردم خویش را نمی دانند .
 راه های آینده ابتدا در اندیشه خردمندان رسم می گردد سپس مردم با کوششی بسیار آن راه ها را خواهند ساخت.
 
 یک آموزگار می تواند با رفتار و گفتارش کشوری را دگرگون سازد .
 آموزگاری ، عشق است چنین جایگاهی هیچگاه به دست غیر مباد.
 مادر و پدر ، زندگیشان را با فروتنی به فرزند می بخشند .
 این دیدگاه اشتباست که بپنداریم مرد توانا ، فرزندی همچون خود خواهد داشت .
 
دانش آموزان جوانه های برخواسته از وجود آموزگاران اند که با آسمانها می آمیزند و ریشه گاهشان همان خاک پر ارزش است .
 یک آموزگار خام می تواند شاگردان خویش را برای همه زندگی سرگردان کند .
می گویند رسیدن به آرامش هدف است باید گفت آرامش تختگاه نوک کوه است آیا کوهنورد همیشه بر آن خواهد ماند ؟ بیشتر زمان زندگی او در کوهپایه و دامنه می گذرد به
امید رسیدن به آرامشی اندک و دوباره نهیب دل و دلدادگی به فرازی دیگر .
 
 بزرگترین اشتباه و چاله زندگی یک زیاده خواه ، در آنست که پیش از کسب آمادگی لازم پشت میز مدیریت بنشیند .
 جریان های آلوده به مرداب خواهند رسید سخن گفتن از آنها، زندگیمان را تباه می سازد .
 میهن پرستی و آزادیخواهی کلید درمان بسیاری از ناراستی هاست .
 از سفر کرده ، ارزش سرزمین مادری را بپرس .
 
ایرانیان نیک نامی و پاکی تبار گذشتگان خویش را در شاهنانه فردوسی می بینند و در هر دودمانی که باشند برآن راه خواهند بود .
 کوروش نماد فرمانروایان نیک اندیش است و نام او می ماند ، چرا که از راستی و کمک به آدمیان روی برنگرداند .
 نادر شاه افشار توانست از خراب آبادی که دشمنان برایمان ساخته بودند کشوری باشکوه بسازد نام او همیشه برای ایرانیان آشنا و دوست داشتنی خواهد بود .
 جوانان  زندگی خردمندانه می خواهند ، کهنسالان باید آگاهی بخش اندیشه های آنان باشند نه بازیگران زندگی آنان .
 پیران آزاده آنانیند که از آموزش دودمان امروز کوتاهی نمی کنند و هر آنچه در اندیشه دارند را هدیه می کنند .
 پیران اندیشمند به ریشه ها می پردازند نه به شاخه ها .
 پیران جهان دیده برای گفتگو با جوانان مانع تراشی نمی کنند .
 برای نابودی دشمن اندیشه خود ، بیاموز و پژوهش کن  و برای گریز از دشمن مال و زندگیت به هنجارهای قانونی پناه ببر و دوری پیشه کن .
 
 اگر می خواهی کسی را بزرگ کنی ، پیوسته از او به دشمنی یاد کن .
 دشمنی به آدمی این زمان را می دهد که تواناییهای خویش را باز شناسد .
 دشمن ! دشمن است ، فریب زبان چرب دشمن را مخور .
 تندرستی پاداش نیک زیستی ست .
 تندرستی پرشگاه روان بیدار است برای گشودن دروازه های پیروزی .
 اندوخته ای با ارزشتر از تندرستی ، نمی شناسم .
 آدم با ادب دروازه دلها را همیشه گشوده می بیند .
 
ادب با پول ، دانش و آموزش بدست نمی آید ادب دارای ریشه است ریشه ایی به بلندای تاریخ .
 دانه ادب در درون ما همانند گیاهی رشد می کند روشن بینی ، آب رشد آن است و خورشید ، دوستان و همدلان .
 سرایش یک بیت درست از زندگی ، نیاز به سفری ، هفتاد ساله دارد .
 آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند .
 
 آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند .
 این سخن پذیرفته نیست که : “پیکر بزرگترین زندان روان آدمی است” باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است چرا که همیشه بدون کوچکترین بهانه
ای بدنبال خواسته های او می دود . این که گفته شود روان در بند بدن است و باید زودتر آزاد شود تا به دیدار دلدار بشتابد ، اشتباه است چون هم او بدن را به روان هدیه نموده است کسی
که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد .
 
 در پایان کوچه بن بست زندگی ، بارها و بارها ابله هان را دیدار خواهی کرد .
 شناخت ما از درون خویش آن اندازه هست که بتوانیم انتخابی درست در بدترین زمانها داشته باشیم باید به نتیجه گیری خود احترام بگذاریم .
 سکوی پرش و گزینش بهتر می تواند در هر گاه و جایی یافت شود ، مهم آنست که تا آن زمان ، پاکی و شادابی خویش را نگاه داریم .
 گزینش می تواند درست و یا نادرست باشد ، گزینش گری یک هنر است . بهره بردن از تجربه های دیگران می تواند به گزینش راه درست کمک کند .
 پرسشگری حس کودکانه ایی است که تا پایان زندگی باید همراهش داشت .
اهل خرد ، پیشتاز روزگار خویش اند .
 آدم خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد .
 
 شب زندگی برای خردمند ، همچون روز روشن است .
 سخن های پست ، آدمهای حقیر را جذب و خردمندان را فراری می دهد .
 بازده خرد برای اهل معنا ، کلام سکرآور است .
هر آنکه خردمندتر است اهریمن بیشتر به او حمله می کند . در میدان جنگ و آورد او هزاران فتنه و افسون کشته شده را خواهی دید .
 
دانش امروز فر بسیاری در پی داشته ، اما نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را بزرگان خردمند به ما می بخشند .
 خواست ادب آن نیست که هر چه ما می خواهیم دیگران بگویند ، ادب آنست که ببینیم آیا کسان دیگر در جایگاه خویشند ؟ و حال ما در کجاییم ؟
 برای آنکه کسی را با ادب بنامیم و یا وارون براین ، باید کمی درنگ کرد و زمان را به کمک گرفت .
 مردم آدمهای بردبار را با ادب می دانند حال آنکه بردباری سنجشی درست نیست ! باید ادب آدمها را در آزمون ها سنجید و نه در سکوتها ...
 
 ادب خویش را هیچ گاه فرو مگذار ، با وجود آنکه مورد ریشخند باشی
 به هنگام نکوهش هنگامه باران ، به بهره اش نیز بیاندیش .
 بارش باران تپش زندگی و مهربانی است .
 فرمانروای شایسته ارزش سربازان را کمتر از خود نمی داند .
 خردمندان همچون باران بر اندیشه های تشنه می بارند و دگرگونی های آینده را موجب می گردند .
 
 نم نم باران ، سبب بیداری خاک گشته و آن را شکوفا می کند ، خرد هم ناگهان پدید نمی آید زمانی بس دراز می خواهد و روانی تشنه باران .
 بارش باران از پستان گیتی ، فرزندان را در دل خاک جانی می دهد و زندگی را هویدا می کند و چه نیک مردان و زنانی که می بارند برای شکوفا شدن بستر آیندگان .
باران مهر آسمان است نه بغض آن ، همانند آدمیان مهرورزی که می بارند و کینه توزانی که خشک و بی نشانند .
 
روزهای سخت بهایی ست که باید برای سرفرازی پرداخت .
 خارهای کوچک زخم به جان نمی زنند ، بلکه با او می آمیزد برای روزهای سختر .
آسیب دیده همیشه درهای رویاهایش کوچک و کوچکتر می شود ، مگر با امید که شرایط ما را دگرگون می سازد .
مردان پیشآهنگ ، راه را با داشته های میهنی خویش باز می کنند و نه کمک اجنبی .
 
آزادگان تهی دستی را ننگ می دانند و نه تهی دستان را .
 با بدیهای دیگران دل خویش را به سیاهی نیالاییم ، همواره ساز سادگیمان کوک باشد و نگاهمان امیدوار.
 آنکه درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد همگان بی سوادش می پندارند .
 همیشه آن که با شما هم آوا می شود و سخن شما را بازگو می کند نمی تواند هم اندیش شما نیز باشد .
 
جنگ با روزهای سخت است که ما را پولادین می سازد .
 بخشنده از دست نمی دهد او همواره در حال بدست آوردن است .
 بخشندگی ، داشته است نه تباه شده .
 نوروز ایرانیان ، فرخنده جشن زمین و آدمیان است و چه روزی زیباتر از این ؟
اگر آدمیان می دانستند بخشندگی چه داشته بزرگیست هیچ گاه از آن دوری نمی گزیدند .
 بخشندگان فرمانروایان بی تاج و تخت میانه مردمند .
مردم همواره گوش به ندای بخشندگان دارند .
 برای رسیدن به بلندای بخشندگی باید از آز وجود خویش بگذری .
 
اگر پی به شکوه و گستره خرد خویش ببریم هیچ گاه به گردن کشی روی نمی آوریم .
 گردن کشی آدمیان ، ریشه در ریزی و خردی میدان اندیشه آنان دارد .
 چه بسیار گردن کشانی که به آنی دچار زبونی شدند .
 گردن فرازان به خرد روی آوردند و گردن کشان به نابخردی .
 
گردن کشان خیلی زود برده آدمهای بد کردار می گردند .
 آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .
پرداختن به ریشه ها ، کار ریش سفیدان و اهل دانش است .
مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند! آنان دگرگونی و بهروزی زندگی خویش را خواستارند.
 
ریشه آدم های سست بنیاد همانند درختان ریشه در مرداب ، لرزان است .
 وارون بر رشد و شکوه دانش آدمی ، ریشه ادب و منش آدمها ، از دوران دیرین تا کنون بسیار اندک دگرگون شده است . ادب تازیان ، مردم افرنگ و یا خاور نشینان کمترین
دگرگونی را در خود داشته است . آنچه دگرگون شده دانش و خرد است . اما ریشه همان دردهای دیرین خویش را بر پشت دارد .
 آدمها میوه های درختانی هستند که ریشه ای از دیرینه دارند .
 
کلید رازهای بزرگ ، در ژرفای کمی نیست .
هر چه بلند پروازتر باشیم به رازهای کمتری بر می خوریم .
 انتخابات نیاز به هنجاری خردمندانه دارد خردی که باور همه نخبگان آزاد اندیش کشور باشد .
 فرمانروای شایسته اسیر کاخ ها نمی شود نگاه او بر مرزهای کشور است .
سربازان تنها نگاهبان مردم امروز کشور خویش نیستند آنها دستاوردهای پیشینیان و سرمایه آیندگان را نیز پاس می دارند .
 فروتنی ما را خواستنی می کند و دوست داشتنی .
 آدمهای کوچک ، رازهایشان هم کوچک است .
 با آدمهایی که همیشه از شما می خواهند حرفاهایشان را به این و آن نگویید کمتر گفتگو کنید .
 
هر حرفی راز نیست ، اگر سخنی را راز می دانید آن را به کسی نگویید و اگر گفتید دیگر نگویید این را به کسی نگو ! چرا که خود شما توان نگهداری آن را نداشته اید چه برسد
به شنونده سخن شما .
 همسران ، اگر رازهای زندگی خویش را بیرون نبرند خیلی کمتر به غم جدایی گرفتار آیند .
 رایزنی نباید سودی روشنی در راهی که نشان می دهد داشته باشد .
 رایزنی که دوستان فراوان دارد تکیه گاه مناسبی نیست او گرفتار است و اندیشه اش آزاد نیست .
 رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست .
 گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است.
 پرتگاه می تواند به وجدآورنده روان و یا کشنده جسم باشد .
با گفتن واژه هایی همانند نمی توانم  و یا نمی شود، هر روز پس تر می روید .
 نخستین کسی که در برابرش باید کُرنش کنی خویشتن خویش است .
آنکه باژ می گیرد زندگیش بسیار کوتاه است .
اگر باژ دادی ایمین مباش  که این درد را درمانی دگر است.
اگر هنجار ها و کارآگان سست باشند همان بهتر که باژ را بدهی .
 هیچ هنجاری نمی تواند فراتر از جان بی گناهی باشد چه باژ باشد و چه غیر آن .
فرمانروایان همواره سه کار مهم در برابر مردم دارند . نخست : امنیت ، دوم : آزادی و سوم : نان .
 بازده ساختار بیمار ، درد و سیاهی ست .
 در هستی جنبش حشرات هم چهار چوبی دارد .
 تا ساختارها سامان نیابد رشدی هویدا نمی گردد .
 قانون اساسی هر کشور نمای ساختار آن سرزمین است و ناراستی آن ، سستی و پلشدی در پی دارد .
 ساختاری که با سرشت آدمی سازگار نباشد توان پایداری ندارد .
نیرومندترین ساختارها ، نرم ترین آنهاست ، ساختارهای خشک و سخت خیلی زود نابود می گردند .
نگاهداری ساختارهای بیمار از نادانی است باهوش کسیست که ناراستی ها را از خویش دور کند و تن به راستی دهد .
نکات سخت هم اساسی ساده دارند .
به کوهستان می نگرم ، درونم سرشار از نیرو می شود کوهها سر فرود می آورند ، و می گویند : باز ما را درخواهی نورد .
کوهستانها و دره های بی انتها در درون آدمها می بینم .
 گام نهادن بر نوک کوه وجود ، بسیار سخت تر از هر کار دیگریست .
 کوهستان ها هم رامشگاه آزادگان و بی پروایان است و نهیب ماندگاران تاریخ .
 گل های زیبایی که در سرزمین ایران می بینید بوی خوش فرزندانی را می دهند که عاشقانه برای رهایی و سرفرازی نام ایران فدا شدند .
 خردمندان تاریخ همچون رشته کوههای سترگ ، دشتهای آدمیان را نگاهبانی می کنند .
کوهستان را بنگر ، به تو می گوید نوک بلند و خیره ساز آن ، از پس دامنه ایی گسترده ، آسمان را به زانو درآورده است .
پشیمانی، اولین گام برای پوزش است.
درحالی که مردم برای اشتباه ناکرده هم باید پوزش بخواهند ! سیاستمداران پر اشتباه خود را عاری از هر گونه ایراد می دانند و برای همین هیچ گاه پوزش نمی خواهند .
 آنکه پوزش نمی داند چیست! مناسب دوستی نیست .
 از پس پشیمانی می توان راههای تازه ایی را برای نجات یافت .
 پشیمانی که ما را به راه راست نکشاند ، هیچ ارزشی ندارد .
تنها پشیمانی را باید بخشید که بر اشتباه خود آگاه شده و آن را بر زبان جاری می سازد .
بزرگداشت ، بخشش بی ریای مهر است مهری که با آن می توان بوی بهار را همیشه همراه داشت .
 بزرگداشت توان نیروهای جوان را نیز دو چندان می کند .
امیدوار مباش دیگران همراهیت کنند ، تنها به درمان دردهای روزگار خویش بیاندیش .
 پیامد دانایی ، پذیرفتن بار ساماندهی دیگران است .
 استخوان بندی شهرها در دیوار است و بزرگداشت .
بزرگداشت آدمیان ، رشد فرهنگ را در پی دارد .
 نامداری بی نیک نامی ، به پشیزی نمی ارزد .
نامداران ابتدا از نام خویش گذشته اند .
نامداری که خود را به خواری می افکند ، هزاران دل آویخته به دامان خویش را نیز به خاک می کشد .
 نامداران ماندگار آنانی اند که سرشتی نیکو و دلی سرشار از مهر دارند .
 نامدار کهن اسطوره و راهبر دوران هاست ، سرشت او با خوی مردم سرزمین خویش همگون است نه با سرشت فرمانروایان .
 ستایشگر همیشه بر ستایش شونده در حال پیشی گرفتن است . او یاد می کند و دلدار برآورده می سازد .
ستایشگری آگاهانه ، چاپلوسی نیست چرا که خیلی زود ریشه ستاش شونده خاکی تازه را در دور ریشه خویش می یابد و در پس روزها این کار به بار خواهد نشست ، میوه
تازه آن بسیار بهتر از گذشته خواهد بود .
 ستایشگری هنر است هنری که با آن می توان ناراست ترین آدمیان را هم دلپسند نمود .
 همسران باید یکدیگر را ستایش کنند و فرزندان هم پدر ، مادر و آموزگاران و... ستایشگری برای همه هست .
 مهرورزی و ستایشگری درمان بسیاری از دردهای آدمیان است .
 آنکه خودخواه است توان ستایشگری و مهرورزی ندارد او بسیار تنهاست .
 خود را ، تا هنگاهی همراه داری که دلداده نشده ایی ، دلبسته با خویشتن خویش بیگانه است.
خودآختگی قابلیتی است که بسیاری ندارند .
 خودت را بشناس اما به آن مبال .
 در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند .
 برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن .
 سرود طبیعت ضربانی ملایم و کشیده دارد .
طبیعت زنده و پویاست نکوداشت آن ، گرامی داشتن ریشه گاه آدمیان است .
 آدمیانی که طبیعت خویش را نابود می کنند براستی بی ریشه و مزدورند .
 طبیعت زیبا آدمیان را در گذر زندگی همواره شاداب و جوان نگاه می دارد .
روان رنجور ، در طبیعت سبز دوباره پیوند خواهد زد و به زندگی خویش ادامه خواهد داد .
 نخستین دروازه بی باکی ، تهی شدن از دلبستگی هاست .
بی باکی گله ، ناشی از چوپان بیدار است .
 اگر در بند زندگی روزمره تان شوید نمی توانید گامی بسوی بهروزی بردارد .
 در دوی زندگی ، همیشه هماورد را شانه به شانه ات بپندار و همیشه با خود بگو تنها یک گام پیشترم ، تنها یک گام .
اسطوره ها بی باکند ، آنها خوی برتر خویش را به آیندگان هدیه می دهند .
 تنها بی باکی ارزشمند است که ریشه در پاکی و سرشت نیک آدمی دارد .
 بزرگترین فر و داشته بی باکان روزگار ، دلهایست که به آنها امید بسته اند .

منبع : نون و آب