بیدل دهلوی و دو غزل زیبا

 

صبح وصلت


صبح وصلت بخت بد شاید فرا‌موشم‌کنددر جنونم موی سر سامان راحت چیده است


خاک این صحرا لب خش‌ که را لیسیده است


تا گل محرومی ازگلزار وصلت چیده است


سایهٔ بیدی سراپای مرا پوشیده است


سخت بیدردی‌ست دست‌ از دامنت برداشتن


همچو شمع‌ کشته در چشمم نگه خوابیده است


تا مرا عشقت چو شبنم دیدهٔ بی‌خواب داد


خون من رنگی به روی برگ‌ گل خوابیده است


عاقبت خواهم به‌ آن الفت‌ سرا محمل‌ کشید


ازگداز دل گلابی بر رخم پاشیده است


بستر داغی چو شمع کشته سامان کرده‌ام


بیخودی از عشق راه خانه‌ات پرسیده است


برق بیرنگ است عشق اما درین صحرای وهم


ی هوس خاموش امشب آهم آرامیده است


صبح وصلت بخت بد شاید فرا‌موشم‌ کند


دیدهٔ خلق از سیاهیهای خود ترسیده است


خاک شو، ای دل‌ که در ناموسگاه عرض ناز


نیستم نومید این ظالم به خوبم دیده است


کاش چشم‌ کس قضا نگشاید ز خواب عدم


حسن را ننگ دویی زآیینه رنجانیده است


با همه عجز از تلاش سوختن عاری نه‌ایم


هرچه خوابیده‌ست اینجا فتنهٔ خوابیده است


بستر آرام دنیاگرم نتوان یافتن


شعله هم بر جرات خاشاک ما لرزیده است


رفته چون رنگ روان بیدل‌ تری ازآبله


عمرها شد پهلوی ما زین طرف‌ گردیده است

عالم امید


جنس موهومم دکان آبرویی چیده است


هیچ هم در عالم امید می‌ارزیده است


در جناب حضرت شاه سلیمان بارگاه


ناتوان موری خیال عرضی اندیشیده است


زین سطوری چند کزتسلیم دارد افتخار


معنی رازم جبینها بر زمین مالیده است


تا به رنگش وارسی ازنقش ما غافل مباش


بحر در جیب حباب اینجا نفس دزدیده است


همچو شبنم در تمنای نثار نوگلی


داشتم اشکی نمی‌دانم کجا غلتیده است


طبع آزاد از خروش جسم دارد انبساط


زخمه تا بر تار می‌آید صدا بالیده است


نقد انفاسم نه‌ تنها صرف آهنگ دعاست


گر همه رنگ است با من‌ گرد اوگردیده است


در غبار خط نفس دزدیده آهی می‌کشم


سرمه‌گردیده‌ست دل تا این صدا پالیده است


دستگاه لفظ‌ کز پیشانی‌ام بسته‌ست نقش


خط چه‌ معنی دارد ابنجا سجده هم‌ لغزیده است


خامشی از بس‌ که نازک می‌سراید درد دل


جز خیال شاه فریادم‌ کسی نشنیده است


گشته‌ام پیر و ز حق نعمت دیرینه‌اش


همچنان در هر بن مویم نمک خوابیده است


غیر وحشت باغ امکان را نمی‌باشد گلی


چرخ هم اینجا ز جیب صبح دامن چیده است


هرکجا سرکرده‌ام بیدل دعای دولتش


جوش‌ آمین از زمین تا آسمان پیچیده است

 

منبع : نون و آب