شیرین خفته

همه ایرانیان کم و بیش از عشق بزرگ و ماندگار شیرین و فرهاد داستانهایی به گوششان رسیده است. اگر به استان کرمانشاه سفر کرده باشید ،هنگام حرکت به سمت شهر کرمانشاه در مسیر صحنه به بیستون و از فاصله ۱۰ کیلومتری بیستون، کوه بیستون و صخره های پشت آن تصویر جالبی را در ذهن انسان تداعی میکنند. دست طبیعت صخره ها را به شکل یک زن که به به پشت بر روی زمین خوابیده درآورده است. از این اثر طبیعی در محل به نام شیرین خفته یا بانوی خفته یاد می شود. گویا فرهاد به علت نداشتن تبهر لازم نقاشی، بار دیگر دست به تیشه شده و پیکر محبوب خود را از سنگ تراشیده است.شیرین خفته حکاکی پروردگار بر کوه بیستون

بر طبق افسانه‌ها فرهاد در مأموریتی شیفتهٔ شیرین معشوقهٔ خسرو پرویز شد و خسرو او را به کندن کوه بیستون واداشت، با این شرط که اگر در این کار توفیق یافت شیرین را به او واگذارد، اما به این امید که او جان بر سر این کار ببازد. فرهاد با شوق و توانایی خاصی به این کار پرداخت و پاره‌های سنگین و عظیم کوه را که ده مرد بلکه صد مرد از برداشتن آن عاجز بودند، کَند. گویند به تحریک خسرو پرویز پیرزنی به دروغ خبر مرگ شیرین را به او داد و فرهاد به شنیدن این خبر تیشهٔ خود را بر فرق خویش فرو آورد و در دم جان سپرد. شخصیت فرهاد همچون اسطورهٔ پاکبازی عشق و پایمردی در هاله‌ای از افسانه در شعر و ادب فارسی عرضه شده‌است و بر محور داستان عشق او به شیرین و رقابتش با خسرو پرویز داستان‌های منظوم بسیاری به وجود آمده‌ است که به رغم برخی اختلافات در اساس با هم اشتراک دارد.شیرین خفته حکاکی پروردگار بر کوه بیستون

همچنین در ادبیات ایران آمده که لاله از خون فرهاد از زمین برخاسته است.

زحسرت لب شيرين هنوز می‌بينيم *** كه لاله می‌دمد هنوز از خاك تربت فرهاد

"حافظ شیرازی"

شیرین خفته حکاکی پروردگار بر کوه بیستون
منبع : نون و آب