مظهر عشق

می خوام براتون قصه بگم

قصه ی مظهر عشقُ بگم

قصه ی من خیالی نیست

واهی و افسانه که نیست

قصه ی من حقیقتِ

آزادگی و شهامتِ

بگم که عاشقی چیه

عاشق واقعی کیه

بگم که عاشقی چیه

عاشق و معشوق کیه

عاشقی که گل یاس میده

عباسُ با یه دنیا احساس میده

عاشقی که عنبر و مشک میده

علی اکبرُ با لب خشک میده

عاشقی که گل سرخ میده

علی اصغرُ با روی خوش میده

عاشقی که داره شکر میگه

سرشُ از روی شوق میده

نینوا گلستان شده

انگار باغ و بستان شده

گلهای حیدر چه معطر شده

لبریز از عطر محمد شده

اولیاء و انبیاء جمع شدند

فرشته های خدا جمع شدند

آسمونی ها همه جمع شدند

همه غرق حیرت شدند

انگار روز محشر شده

کربلا چه منور شده

حسین از عشق سرمست شده

آخه دیگه روز وصل شده

 

عابد عاشق

باز دوباره محرم از راه رسیده

شور حسین توی دلم به حد رسیده

باز دوباره سر تا پا سیاه می پوشم

سنگینی بار غمش نشست رو دوشم

رفته و این بغضُ توی صدام گذاشته

رفته و این اشکُ توی چشام گذاشته

یا علی قامت زینب خمیده

وای چی بگم چه ها که دیده

تو نینوا سوختن خیمه ها رو دیده

رو نیزه ها، سر عاشقها رو دیده

ای خدا، ای خدا دلم گرفته

اهل زمین، اهل زمان ماتم گرفته

دلم می خواد ز عشقش من بمیرم

دلم می خواد ز عشقش پر بگیرم

پر بزنم برم به عرش یزدان

سر بزنم به یار به لطف یزدان

آی مردم مظهر عاشقی حسینِ

آی مردم مکتب عابدی حسینِ

آی مردم معنی شیفتگی حسینِ

آی مردم معنی شیعه گی حسینِ

مظهر عشق شعری زیبا از سعید رسولی
 

منبع : نون و آب