فریدون جیرانی و محمود گبرلو
اکثرعلاقمندان به دنیای سینما برنامه هفت سینمایی را که جمعه شب‌ها از شبکه سوم سیما پخش میشود را دیده اند و اخبار سینمای ایران را از این برنامه تلویریونی دنبال می کنند ، هفت برنامه‌ زنده تلویزیونی محصول شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی ایران می‌باشد که در  اردیبهشت ماه سال 1389 با موضوع  فیلم و سینما ساخته شد تا به دغدغه های فیلمسازان و اهالی سینما بپردازد ، مجری طرح این برنامه حمید پنداشته بود که در پارت اول این برنامه فریدون جیرانی چهره شناخته شده سینمای ایران کارگردانی، تهیه کنندگی و اجرا آنرا را برعهده داشت ،  برنامه هفت که به نقد فیلم های سینمای ایران هم بوسیله  مسعود فراستی منتقد سینما می پرداخت ، بعد از گذشته دو سال اجرا به خاطر اتفاقاتی که هنوز هم شفاف از طرف شخصی بازگو نشده این برنامه از جیرانی گرفته شد و پس از وقفه ای این برنامه دوباره با چهره ای متفاوت با تهیه کنندگی علی قانع و سردبیری و اجرای محمود گبرلو بر روی آنتن رفت.

برنامه هفت جديد كه با اكيپ جديد خود با هدايت محمود گبرلو كه در کارنامه خود سابقه زيادی در سر دبيری دارد و در امر چاپ روزنامه جام جم مسئوليت  را عهده دار میباشد ، تنها از گروه جيرانی منتقد برنامه مسعود فراستی و گزارشگر این برنامه را در کنار خود می دید و تنها آنها بودند که حاظر به همكاری با گروه ایشان شدند ، كه متاسفانه پس از مدتی اين دو نفر هم به همراه یکی دیگر از اعضای این تیم که مسئولیت هماهنگی های برنامه را عهده دار بود ، بنا به دلایلی نا معلوم از این تیم جدا شدند ، که البته تنها مسعود فراستی بود که به خاطر جایگاه بالاتر لب به سخن گشود و دلایل رفتنش را بازگو کرد.

سوال سینما نون و آب

درهمین ارتباط سینما نون و آب در راستای هرچه بهتر اجرا شدن برنامه هفت که به جرات میتوان گفت یکی از پربیننده ترین برنامه های تلویزیون بعد از برنامه نود است که مخاطبین بالایی را به خود جذب کرده سوالی را به نظر سنجی میگذارد.

سوال نظر سنجی سینما نون و آب
علامت سوال
با توجه به اتفاقات صورت گرفته برای برنامه هفت در دو زمان آقایان فریدون جیرانی و محمود گبرلو  به نظر شما کدام برنامه محتوای بیشتری داشت ، بهتر اجرا و مدیریت می شد .

(بخشی از این اتفاقات را در این نوشته گرد آوری شده است)

برای شرکت در این نظر سنجی در پائین صفحه دو علامت سبز و قرمز را ملاحظه می فرمائید ، به همین منظور..

مخاطبینی که برنامه هفت جیرانی را تائید می کنند بر روی علامت سبز کلیک کنند و دوستانی که برنامه هفت گبرلو را تائید می کنند بر روی علامت قرمز را کلیک کنند.
دوستان عزیز در صورت داشتن توضیحات و دلایل انتخاب گزینه مورد نظر خود و داشتن انتقاد و پیشنهاد درباره برنامه هفت سینمایی میتوانید در انتهای همین مطلب در قسمت نظرات نظر خود را بنویسند.

اعتراض بزرگان سینما به هفت گبرلو

 محمد گبرلو
هفته گذشته هم در شبی که برنامه هفت پخش کمال تبریزی و شجاع نوری از شناخته شده های سینمای ایران از این برنامه کنونی هفت انتقاد کردند ، که البته محمود گبرلو هم با آغوشی باز از این نقدها استقبال کرد ، البته شاید در سخنان خود با لحنی خاص با گفتن این جمله که بهتر است سینماگران ماهم فیلم هایی پرمحتوا بسازند پاسخی به نقدهای آنها داد ، البته برای برنامه هفت جیرانی هم اعتراضاتی در آن زمان شده بود که تعدادی از رسانه ها در نامه ای به ریاست سازمان صدا و سیما اعتراضاتی را به این برنامه وارد کردندکه هر دو اعتراضات مطرح  به این دو برنامه را در زیر میبینید.

نقدهای صورت گرفته به برنامه هفت گبرلو
علیرضا شجاع نوری همه چیز هفت را بی کلاس معرفی کرد
بازبینی فیلم های  بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر تا پایان آذرماه  به پایان می رسد
علیرضا شجاع نوری چهره شناخته شده سینمای ایران در اظهار نظری جالب برنامه هفت را غیر استاندارد دانست و این برنامه را فاقد ارزشهای سینمای ایران معرفی کرد ، شجاع نوری اظهار داشت همه چیز این برنامه اعم از دکور ، مجری و محتوای آنرا بی کلاس میباشد ، دلیل این امر را هم ناشی از مسیر این برنامه دانست ، ایشان گفت محتوای برنامه هفت باعث بی آبرویی سینمای ایران است و تمام چیزهایی که در این برنامه به مخاطبین و مردم ایران بازگو می کند بی کلاس و بی محتوا است و جای سینمای فاخر ایران در این برنامه خالی است و جایگاهی ندارد .

کمال تبریزی و پیشنهاد به گبرلو
کمال تبریزی فیلمساز سینمای ایران
در همین ارتباط کمال تبریزی از کارگردانان بنام سینمای ایران نیز درباره برنامه هفت در صحبت های خود پیشنهادی را به مجری و بانی این برنامه گبرلو ارائه کرد ، بهتر است آقای گبرلو در کیفیت پخش این برنامه تجدید نظر کند ، حیف است که وقتی این امکان در صدا و سیما فراهم شده و برنامه ای برای سینمای ایران ساخته میشود به این صورت ، محجور و ساده برگزار شود ، بهتر است که واقعیت های سینما در همه موارد در این برنامه منعکس بشود و آن در جهت رشد سینمای ایران باشد.

این اتفاقات و اظهار نظرات دیشب در برنامه هفت اتفاق افتاد در ادامه این اظهار نظرات گبرلو که نفر اصلی این انتقادات بود و همه این انتقادات متوجه او بود گفت ، من از کمال تبریزی تشکر میکنم که موشکافانه برنامه هفت را مورد ارزیابی قرار دادند و ما همیشه سعی میکنیم که برنامه حرفه ای را تولید کنیم و از اقای تیریزی هم دعوت میکنیم که به ما کمک کنند.

گبرلو درباره اضهارات شجاع نوری نیز گفت من با ایشان درباره استاندارد سازی برنامه ها موافق هستم و با بزاعتی که داریم سعی میکنیم تا برنامه خوبی را ارائه کنیم ، گبرلو همچنین در قسمتی از سخنان خود به این نکته اشاره کرد که بهتر است سینماگران ما هم در آثار خود به دنبال استاندارد سازی باشند ، که احتمالا" این نکته در بخشی از صحبتهای گبرلو در واکنش به سخنان شجاع نوری و انتقاد از هفت گفته شده باشد.

نقدهای صورت گرفته به برنامه هفت جیرانی

فریدون جیرانی
در پی اقدامات برنامه سینمایی هفت در تلویزیون و تبدیل شدن آن به فضای جریان روشنفکری در صداوسیما 17 رسانه ارزشی و چند مرکز فرهنگی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس صداوسیما خواستار مناظره جریان ارزشی منتقد به سینما، در یک ویژه برنامه مستقل شدند.

متن نامه‌ فرستاده شده برای مهندس ضرغامی ریاست صداوسیما
ریاست محترم سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران

جناب آقای مهندس ضرغامی

همانطور که حتما مستحضر هستید، دو سال پیش با پیگیری جناب آقای جیرانی و البته چراغ سبز جنابعالی، برنامه‌ی سینمایی «هفت» به عنوان مهم‌ترین تریبون سینمایی کشور آغاز به کار نمود. برنامه‌ای که آغاز به کار آن با استقبال اهالی هنر و رسانه توام شد و تقریباً تمام طیف‌های فکری آن را اقدام و تدبیری صحیح در جهت پرداخت به موضوع فوق‌العاده استراتژیک و حیاتی «جایگاه سینما در نظام جمهوری اسلامی» ارزیابی کردند.

اما امروز با گذشت دو سال از آغاز به کار این برنامه، آنچه که ما از حکومتی‌ترین تریبون سینمایی نظام می‌شنویم، همان گفتمان آشنای سی و چند ساله‌ای است که در ضد حکومتی‌ترین رسانه‌ها هم با این صراحت گقته نمی‌شود. می‌پرسید کدام گفتمان؟ همان گفتمان آشنای «وااسفا از سینمای حکومتی» عده‌ای دست تا آرنج در جیب حکومت. همان گفتمان دروغین  شبه روشنفکران این دیار که «سینما را چه به سیاست؟» آن هم در سینمایی که پر شده از خرده شعارهای جریانات سیاسی «من مخالفم پس هستم». همان ادبیات «تهران فقط ونک دارد، چون برج دارد!» آقای جیرانی که با افتخار این استدلال به غایت مضحک را به نام خود ثبت می‌کند.

آقای ضرغامی! نشنیدید که در برنامه‌ی هفت، گفتمان «اسکار پرستی» و «حمام آفتاب گرفتن زیر نخل طلا» کنداکتور تلویزیون حکومتی را پر کرده است؟ ندیدید که برخورد آقای جیرانی در مواجه با کارگردانان انقلابی چقدر با مواجهه‌ی ایشان با هم‌فکرانش همچون سیروس الوند و داریوش مهرجویی متفاوت است؟ ادبیات «سیب و سلما نفروخت، پس متدینین کجایند؟» را چطور؟ راستی چرا آقای مجری، «قلاده‌های طلا» و پرفروش شدن آن را نشان پررنگ بودن یک دیدگاه و طبقه در جامعه نمی‌گیرد؟ نکند آن هم از نظر ایشان تنها یک فیلم جاسوسی و قهرمان محور است؟ اصلاً مجری یک برنامه‌ی سینمایی مگر می‌تواند در باب اکثریت یا اقلیت بودن برخی طبقات اجتماعی و تضعیف عامل مذهب و سنت در جامعه نظر صائبی داشته باشد؟ آیا در این زمینه‌ها کارشناسان خبره‌ای وجود ندارد؟

راستی چطور به گوشتان نمی‌رسانند که در همین برنامه‌ی «هفت» و در ویژه برنامه‌ی سینمای دفاع مقدس، سوال سرتاپا غلط «چرا سینمای دفاع مقدس دیگر مخاطب ندارد؟» سر داده می‌شود و جالب آنکه وقتی «اخراجی‌ها»، «عقاب‌ها» و «کانی‌مانگا» را برایشان مثال می‌زنی، می‌گویند این پرفروش‌ها که دفاع مقدس نبودند! فیلم‌هایی بودند با مایه‌های انتقادی و قهرمان پروری! اصلاً چرا مجری برنامه‌ی «هفت» این همه در باب ناکام بودن سینمای دفاع مقدس اصرار دارد؟

آقای ضرغامی! هنگامی که آقای جیرانی در برنامه‌ی اخیر «هفت» (مورخ8/2/91)، جنبش نود و نه درصدی را ساخته و پرداخته‌ی رسانه‌های داخلی عنوان کرد و آن را به سخره گرفت، چه احساسی داشتید؟ مگر نه اینکه چنین گزاره‌ای به معنای دروغ‌گو بودن و دروغ‌ساز بودن رسانه‌ی ملی است؟‌ راستی این رسم کدامین رسانه‌ایست که خود خویشتن را به دروغ‌گویی متهم می‌کند؟ نکند این هم از دیگر معجزات مدیریت شما در اداره‌ی رسانه‌ی ملی است؟

آقای ضرغامی! چگونه است که دو هفته پس از حضور آقای دکتر کوشکی در برنامه‌ی «هفت» (مورخ 25/1/91) و بازگویی بخشی از انتقادات طیف ارزشی به این سینما، آقای جیرانی در غیاب او، جواب ایشان را می‌دهد؟ مگر نه اینکه آقای جیرانی در همان جلسه‌ی مناظره بین دکتر کوشکی و علی معلم حضور داشته و می‌توانسته پاسخ‌گوی انتقادات ایشان باشد؟ نکند گزندگی برخی از این انتقادات، آن قدر بر آقای جیرانی و همفکرانشان در اتاق فکر ناشناخته‌ی این برنامه سخت آمده و موجب هراس شده است که با گذشت دو هفته، همچنان تلاش می‌کنند تا از اثرات آن بکاهند. راستی! به نظر شما پاسخ دادن به انتقادات یک فرد و یک جریان در غیاب او، اخلاقی است؟ چگونه است که وقتی یک نفر از جریان ارزشی در برنامه‌ی «هفت» حضور پیدا می‌کند، مجری برنامه بی‌طرفی‌اش را فراموش کرده و با بی‌پرواترین لحن به انتقاد از او می‌پردازد؟ آیا مشی آقای جیرانی در قبال دیگران نیز به همین شکل است؟

آقای ضرغامی! حقیقت آن است که جریان ارزشی منتقد به سینما در پاسخ اظهارات آقای جیرانی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. این جریان برای گفتمان «آرمان شما با واقعیت جامعه متفاوت است» جواب دارد. برای سوال «سینمای ایران چرا مخاطب ندارد؟» پاسخ‌گوست. برای نظریه‌ی غلط «مشکل این سینما ممیزی است» مثال‌های نقض زیادی در آستین دارد... اما مسئله اینجاست که آیا مجالی عادلانه برای پاسخ‌گویی ما در برنامه‌ی «هفت» در حضور نماینده‌ی جریان‌های دیگر فراهم می‌شود؟

آقای ضرغامی! آنچه که ما در برنامه‌ی «هفت» دو هفته پیش دیدیم، نمونه‌ای امیدوارکننده از یک دیالوگ بین دو جریان با عقاید مختلف بود که قطعاً می‌توانست به این سینما کمک کند؛ گرچه عملاً مناظره‌ای بین دو نفر در برابر یک نفر بود و مجری برنامه همه کار می‌کرد الا مجری‌گری یک مناظره که قاعدتاً اولین اصل آن بی‌طرفی است؛ چنان‌که آقای جیرانی در همان ابتدای برنامه، دکتر کوشکی و همفکران ایشان را به «ژدانوف» در حکومت استالین تشبیه نمود. اما با همه‌ی این احوالات، ما به همین حداقل هم راضی بودیم. لکن، برنامه‌ی هفته‌ گذشته نمونه‌ای از بی‌ظرفیتی جریان روشنفکری در قبال انتقادات جریان ارزشی و مصداق بارز یک بی‌اخلاقی رسانه‌ای بود.

آقای ضرغامی! از آنجا که فرجام این بحث در باب سینمای ایران را همچنان ناتمام می‌دانیم و انتظار داریم در قبال بی‌اخلاقی صورت گرفته، وقتی برای پاسخ‌گویی نمایندگان جریان ارزشی منتقد به سینما برای پاسخ‌گویی به شبهات ایجاد شده و تنویر افکار عمومی فراهم شود، از دست اندرکاران برنامه‌ی «هفت»، آقای جیرانی و همفکرانشان دعوت به مناظره می‌کنیم تا در فضایی عادلانه، نمایندگان این دو جریان نظرات خود را در باب اوضاع سینما برای مردم شرح داده و وجدان‌های آگاه خود در این موضوع قضاوت کنند.

به همین منظور آقایان «مجید شاه حسینی» و «وحید جلیلی» به عنوان نمایندگان جریان ارزشی منتقد به سینما، برای مناظره با نماینده‌ی جریانات دیگر در یک ویژه برنامه‌ی مستقل پیشنهاد می‌شوند. امید است که رسانه‌ی ملی با عملکرد صحیح خویش ثابت نماید که علاقه‌مند به تبیین شایسته‌ی اوضاع و مشکلات سینمای ایران و نیز جامه عمل پوشاندن به مطالبه‌ی مقام معظم رهبری در باب کرسی‌های آزاد اندیشی است و در این باره، حاضر به جانب‌داری از یک جریان خاص نیست. بدیهی است که رد پیشنهاد مناظره، افکار عمومی را به نتایجی قابل پیش‌بینی در قبال میزان صداقت دست اندرکاران برنامه‌ی «هفت» و مسئولین سیمای جمهوری اسلامی خواهد رساند.

سخنان ناگفته جیرانی پس از رفتن او از هفت

فریدون جیرانی کارگردان و مفسر سینما
مجله نسل امروز جمعه, 8 آذر ماه 1392
چه شد که به برنامه هفت رفتید و چه شد که دیگر به برنامه هفت نرفتید؟
در دوره‌ای که من داشتم برای شبکه دو سیما، سریال «مرگ تدریجی یکی رویا» را می‌ساختم، آقای رحمان سیفی‌آزاد، ناظر کیفی کار، مشاور فیلمنامه و در کنار آقای میرمیران، مدیرگروه فیلم و سریال شبکه چهار بودند، همان دوره برنامه ای راه انداختند به نام دو قدم مانده به صبح  این برنامه و آیتم‌های ثابتش، طراحی شده بودند، به من پیشنهاد کردند که به‌عنوان کارشناس سینمایی این برنامه باشم ، من پرسیدم که این برنامه به‌طور کل چه نوع برنامه‌ای است ،  گفتند برنامه‌ای است که آقای محمد صالح علا، مجری آن است و قرار است در آن حرف‌های جدی درباره سینما، تئاتر و دیگر هنرها زده شود ، بعد از توضیحات و باتوجه به اینکه من سال‌ها کار مطبوعاتی کرده بودم و علاقه ویژه‌ای به ژورنالیسم داشتم، احساس کردم که برنامه خوبی می‌شود و قبول کردم ، این برنامه هم گرفت ، نه به خاطر من؛ به‌طور کل گرفت. هم به‌دلیل اجرای خوب آقای صالح‌علا و هم فضایی برایش فراهم شد که در عرصه‌هایی همچون شعر، ادبیات، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی ، حرف‌های تازه‌ای بزند.

حرف‌هایی که تا آن روز در تلویزیون زده نشده بود. برنامه کم‌کم موقعیت خیلی خوبی پیدا کرد. یادم هست در همان برنامه، من برای اولین بار بعد از انقلاب، مسعود کیمیایی را به تلویزیون بردم. در عرصه شعر، احمدرضا احمدی آمد و... و فضای تعاملی سازنده‌ای در این برنامه به‌وجود آمد. من به این فضا علاقه‌مند شدم. در همان زمان، آقای حمید پنداشته که در مطبوعات در حوزه تلویزیون فعال بود، به من گفت که به تلویزیون پیشنهاد برنامه‌ای سینمایی داده است. از من خواست که چنین برنامه‌ای را من راه بیندازم و او کارهایش را بکند. ما دو نفر در این مورد جلسه گذاشتیم و طرح برنامه را نوشتیم و اوایل سال 88 آن را ارائه دادیم. یعنی در دوره‌ای که هنوز «دوقدم مانده به صبح» تعطیل نشده بود. این طرح، ابتدا در گروه تامین برنامه و بعد در گروه اجتماعی و در گروه‌های دیگر بررسی شد. تقریبا هشت ماه این بررسی‌ها  طول کشید. بالاخره موافقت ضمنی با این برنامه توسط آقای پورمحمدی (مدیر سابق شبکه سوم سیما) و دیگر دوستان انجام شد.

من اصلا به فکر اجرای این برنامه نبودم. به فکر تهیه‌کنندگی و سردبیری برنامه بودم. گزینه‌های مختلفی برای اجرای این برنامه در ذهنمان بود. یکی آقای حسین معززی نیا، منتقد سینما، بود. دیگری فرزاد حسنی، مجری شناخته شده بود و حتی فریبرز عرب‌نیا، بازیگر؛ ما در میان این پیشنهادات، با حسین معززی‌نیا موافقت شد و با او صحبت هم کردیم، اما در نهایت ایشان هم نیامدند چون می‌گفتند که تصوری از این برنامه ندارند. از زمان پیشنهاد شدن چنین برنامه‌ای تا روی آنتن رفتن برنامه (که اوایل سال 89 بود) تقریبا یک سال طول کشید. برنامه بعد از ماجراهای بعد از انتخابات 88 روی آنتن رفت. یعنی در دوره‌ای که ساختن یک برنامه سینمایی واقعا سخت بود. ما درکی از شرایط سخت برنامه تلویزیونی داشتن در آن دوره نداشتیم.

 چه شرایطی؟
به‌هرحال خیلی سخت بود که به مخاطبان بقبولانیم ما به ‌هیچ جناح و به هیچ گرایش سیاسی وابسته نیستیم و سعی داریم روی حد وسط و خط اعتدال پیش برویم. اما به‌هرحال چون فضای سینما سیاسی شده بود، ما از ابتدای برنامه که شروع کردیم، زیر ذره‌بین نگاه‌های مختلف قرار گرفتیم.

 چه‌جور نگاه‌هایی؟
یک دسته از نگاه‌ها معتقد بودند که برنامه، سفارشی از تلویزیون است و قرار است خواسته‌های یک نوع تمایلات در سینما را دنبال کند. دسته دیگر نگاه‌ها، معتقد بودند که جیرانی که نه برنامه و نه فیلم ارزشی دارد، می‌خواهد چه کند؟ به‌هرحال در نگاه این دوستان، جیرانی کسی بود که «قرمز» و «شام آخر» و سه گانه «ستاره‌ها» را ساخته بود و مشروعیتی برای اجرای یک برنامه سینمایی در تلویزیون را نداشت. در اصل از هر دو سو مورد فشار و بی‌اعتمادی بودیم. در اصل در فضایی که هیچکس، باور و تصور غیرمغرضانه‌ای نسبت به چنین برنامه زنده‌ای نداشت، «هفت» شروع شد. حالا به این بی‌اعتمادی‌ها، فضای پراختلاف و پرتنش خود سینما در آن برهه زمانی را هم اضافه کنید. فضایی که چنددستگی شدید در آن موج می‌زد. ما از بدشانسی در چنین موقعیت بدی روی آنتن رفتیم و به تدریج فهمیدیم که کار بسیار سختی پیش رو داریم. هم جلب اعتماد همه سخت بود و هم روی خط وسط ایستادن.

در آن شرایط و حتی حالا هیچکس وسط ایستادن را جدی نمی‌گیرد. همه دنبال اعلام موضع قطعی از سوی «هفت» بودند و نمی‌پذیرفتند که ما در خط وسطیم و اصلا تلویزیون به ما خط نمی‌دهد. این را برای اولین بار می‌گویم: باور اینکه یک برنامه زنده، خودش فکر می‌کند و آدم‌هایش را انتخاب می‌کند، وجود نداشت. ما فقط از حمایت بسیار بسیار زیاد آقای ضرغامی برخوردار بودیم. چون ضرغامی، آدمی است که عاشق سینماست و خیلی پشت برنامه ایستاد. ما اتاق فکر داشتیم، اما ما فراتر از اتاق فکر، خودمان هم تصمیم‌گیری و عمل می‌کردیم، ولی ما در مورد برنامه دچار تناقض در مورد ذهنیت از یک برنامه سینمایی بودیم. ما بین یک برنامه مردمی‌تر سینمایی یا یک برنامه تخصصی‌تر مانده بودیم. تمایلاتی در خودمان بود که برنامه عامه‌پسندتر باشد و مثل 90 فوتبال، جنجالی و حتی در لحظاتی، شکل یک مجله زرد سینمایی به خود بگیرد. حالا در تمام این شرایطی که در موردش گفتم، طبیعی بود که برنامه و بیش از همه، شخص من ضربه شدیدی بخورد. یک ماه قبل از اینکه از برنامه بیرون بیایم، در جلسه‌ای به دوستان گفتم کسانی که مجری می‌شوند، برنامه شان، پله ترقی‌شان می‌شود.

اما برای من نه تنها پله ترقی نشده، بلکه پله شکستم هم شده.این برنامه به ضرر من شده و مثل دیگران باعث نشده که از طریق این برنامه، چند تا فیلم و سریال هم بگیرم و کار کنم. من موقعیت یک کارگردان نسبتا فعال که سالی یک فیلم را می‌سازد، داشتم. سریالی هم ساخته بودم که مسئولان خوششان آمده بود و از من خواسته بودند که سریال دیگری هم بسازم.  پس فیلمسازی و سریال‌سازی من هیچ ربطی به این برنامه نداشت، ولی تناقضات و درگیری‌های سال اول برنامه، خیلی به حیثیت من لطمه زد. در سال اول کمی هم دستمان بسته بود و البته من هم خیلی فضای کار در سال اول دستم نبود. منظورم آگاهی‌هایی است که به مرور و در طول کار دستمان را می‌گیرد؛ آگاهی‌هایی در مورد کارهایی که می‌توانستیم در برنامه انجام دهیم و نگران نباشیم. حداقل در سال اول من این آگاهی را نداشتم، ولی در سال دوم به تدریج آگاهی من بیشتر شد و فهمیدم برای اینکه این برنامه بماند، باید هویت مستقلی به آن بدهیم. کم‌کم هم توانستیم و در نیمه سال دوم، هم من و هم بچه‌ها این هویت مستقل را به برنامه منتقل کردیم.

اتاق فکرمان هم تبدیل به یک یا دو نفر شد، دقیقا در دوره‌ای که توانسته بودیم حداقل به تناقضات درونی خودمان در مورد کیفیت و کمیت و مردمی بودن و تخصصی بودن فائق آییم (در مورد تناقضات بیرونی نمی‌گویم)، با مخالفت جریان‌هایی از داخل تلویزیون روبه‌رو شدیم که دیگر شیوه جدید برنامه را نمی‌پسندید. این مخالفت‌ها در انتهای سال پیش به اوج خود رسید و به‌هرحال به شکلی روشن شد که عده‌ای دوست ندارند برنامه «هفت» به این شیوه روی آنتن برود. احساسشان هم این بود، که اگر برنامه با همین فضا جلو برود، نیازها و خواسته‌هایشان تامین نخواهد شد. البته تاکید می‌کنم که این خواسته عده‌ای بود و نه همه تلویزیون.

مثلا مدیر شبکه سوم سیما، آقای پورمحمدی، اصلا مخالف برنامه نبود. آقای ضرغامی تا آخرین لحظات، حامی برنامه بود. این جریانات هم دنبال این بودند که مجری برنامه عوض شود ولی برنامه تعطیل نشود، چون به نظرشان مجری جهتی به برنامه می‌دهد که آن جهت چندان مطلوب آن عده نیست. چندتا برنامه جنجالی آخر هم به فضای ذهنی در بیرون کمک کرد که موضعگیری کنند و این فضای ذهنی بیرونی دست به دست فضای ذهنی درون سازمان داد و در واقع شرایطی ایجاد کردند که دیگر ما نباشیم و مجری دیگری باشد. البته من قبل از اینکه برنامه آخر را داشته باشیم، می‌دانستم که دیگر باید برویم. حتی با مدیر شبکه سوم هم به نتیجه رسیده بودیم که دو برنامه دیگر داشته باشیم و بعد از آن برویم.

 به شما گفتند بهتر است خودتان بروید یا گفتند بروید؟
گفتن این مطلب کمی سخت است اما بهتر است در موردش حرف بزنیم. تعویض در تلویزیون ایران، تعویض خاصی است. بگذارید مثال بزنم. من مدیر شما هستم؛ احساس می‌کنم که از کار شما راضی نیستم. قاعدتا باید شما را صدا بزنم و به شما بگویم من به این دلایل از کار شما راضی نیستم. برو و ضعف‌هایت را ترمیم کن، در غیر این صورت مجبور می‌شوم شما را تعویض کنم. همه جای دنیا هم مدیر بالاتر، مدیران پایین‌تر را می‌خواهد و تایم می‌دهد برای رفع اشکالات، ولی در انتصابات و تعویض‌ها در ایران تعارف وجود دارد. در تلویزیون هم خیلی تعارف وجود دارد. هیچکس، هیچکس را صدا نمی‌زند. هیچ‌کس به هیچکس نمی‌گوید از شما راضی هستیم به این دلیل یا ناراضی هستیم به این دلیل. به یکباره مدیر یک شبکه برکنار می‌شود بدون اینکه با او در این مورد صحبتی مبنی‌بر ناراضی بودن و ارائه دلایل وجود داشته باشد. مدیر شب می‌خوابد و صبح بیدار می‌شود می‌بینید مدیریت قبلی را از دست داده و مدیر بخش دیگری شده که خودش انتخاب نکرده و اصلا از آن خبر ندارد.
متاسفانه در تلویزیون ما هیچکس با هیچکس صحبت نمی‌کند، در مورد من هم اول، مودبانه گفتند می‌خواهی سریالت را چه کار کنی ، ما هم گفتیم فعلا هنوز قرار نیست ساخته شود، ولی وقتی کار ساخت آن را شروع کردیم، طبیعتا دیگر «هفت» نمی‌آییم. سریال هم شروع نمی‌شد (می‌خندد) و در شوراهای تصویب گیر کرده بود، مدام از من می‌پرسیدند می‌خواهی سریالت را چه کار کنی ، در همین وانفسا که هیچکس، حرف اصلی را نمی‌زد، ما فهمیدیم بهتر است خودمان بگوییم که داریم می‌رویم و بهتر است به گزینه دیگری فکر کنید. همین هم شد. به ما گفتند به دلیل پخش بازی‌های جام ملت‌های اروپا می‌خواهیم چند هفته برنامه را تعطیل کنیم، ما هم گفتیم ما دو هفته دیگر برنامه را اجرا می‌کنیم و خداحافظی می‌کنیم ،  بعد هم  شما به دلیل جام ملت‌های اروپا برنامه را تعطیل کنید و در این مدت مجری بعدی را بیاورید و بعد از این تعطیلی، مجری جدید برنامه را اجرا کند، ما این مذاکرات را با مدیر شبکه سوم سیما انجام دادیم و قرار شد این موضوع را رسانه ای نکنیم ، روز بعد دیدیم مدیر گروه اجتماعی شبکه مصاحبه‌ای کرده و گفته است که از هفته بعد برنامه هفت تغییر اساسی می‌کند.
من به مدیر شبکه زنگ زدم و گفتم ما که توافق کرده بودیم چرا مصاحبه انجام شده ، حالا فکر کنید که مدام از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های مختلف هم به من زنگ می‌زدند که چه شد برنامه تغییر کرد و چرا شما می‌روید،  واقعیت این است که احساس خوبی به من دست نداد، احساس کردم در یک بازی قرار گرفته‌ام. با خودم گفتم وقتی ما توافق کرده‌ایم که دو هفته برنامه را داشته باشیم و خداحافظی کنیم و بعد هم دوستان سه هفته فرصت برای انتخاب مجری جدید دارند، چه لزومی به این مصاحبه بوده است؟ خیلی به من برخورد. تاکید می‌کنم که خیلی به من برخورد. احساس بدی به من دست داد. به‌هرحال خیلی قشنگ‌تر و خیلی طبیعی‌تر می‌شد یک نفر را کنار گذاشت و حذف کرد ،می‌شد صدایش زد و به او گفت که به‌هر دلیلی از برنامه‌ات دلخوریم و می‌خواهیم کس دیگری را جایگزینت کنیم، بهتر بود صریح و بی‌پرده حرفشان را می‌زدند و مطمئنا ما هم تشکر می‌کردیم و می‌رفتیم، این شکل کنار گذاشتن، خیلی شکل بد و آزاردهنده‌ای بود، خیلی من را آزاد داد.

در همه جای جهان، برنامه‌ها، مجری‌ها، ترکیب دست‌اندرکاران و... عوض می‌شوند، این امر، خیلی طبیعی است لزومی ندارد در پشت پرده، کارهایی بکنی که یک روز طرف بیاید و ببیند کس دیگری جایش نشسته است نیازی نیست، مدیریت می‌تواند صراحت داشته باشد. هفته بعد از آن هم رفتیم و برنامه را اجرا کردیم. برنامه‌ای که عملا برنامه آخر بود. در این لحظه که کنار شما هستم، احساس خیلی خوبی در آن مقطع تاریخی افتاد، برنامه به‌شدت بیننده پیدا کرده بود و تا اندازه‌ای بی‌اعتمادی اولیه، تبدیل به اعتماد شده بود، هرچند دشمنان زیادی هم پیدا کرده بود و خود من هم دشمنان زیادی پیدا کرده بودم، نگاه اهالی سینما کمی عوض شده بود اما ارشاد، موضعگیری خاصی داشت و معتقد بود بخش عمده‌ای از درگیری‌های داخل سینما، به واسطه برنامه هفت است ، حتی بعدها فهمیدم در این مورد نامه‌ای هم به شبکه زده بود که در آن توضیح داده بودند که این برنامه در حال لطمه زدن به سینماست، ولی حالا فکر می‌کنم که چقدر خوب شد از هفت بیرون آمدم.

 ماجرای حضور مسعود فراستی به‌عنوان منتقد ثابت در این برنامه چه بود؟ یکی از انتقادات اساسی به هفت در مورد این منتقد بود. چرا مسعود فراستی؟
آقای مسعود فراستی، انتخاب خودم بود، البته ابتدا به یک منتقد ثابت فکر نکرده بودیم. می‌خواستیم برای هر فیلمی یک منتقد بیاوریم. ما خیلی منتقد آورده بودیم. ما به امیر قادری فکر کرده بودیم؛ به رامتین شهبازی فکر کرده بودیم. به جوان‌هایی فکر کرده بودیم که در برنامه‌های مختلف، فیلم‌های مختلف را نقد کنند، اما بعد از دو سه برنامه دیدیم این شیوه جواب نمی‌دهد. چیزی که من از نقد می‌خواستم، این نبود. رامتین شهبازی با اینکه بسیار انسان شریف و منتقد خوبی است، در برنامه نتوانست مصاحبه خوبی داشته باشد. امیر قادری با اینکه نویسنده و منتقد خوبی است اما نتوانست اجرای خوبی داشته باشد. من به گزینه‌ای به اسم «مسعود فراستی» رسیدم. من با فراستی تجربه همکاری داشتیم.

فراستی برنامه‌ای داشت به نام سینما جشنواره  در شبکه 5 که من در دو برنامه‌اش هم شرکت کرده بودم ، تسلطش را در برنامه سینمایی دیده بودم. می‌دانستم احاطه‌اش به سینمای جهان هم خوب است و مطالعات خوب و زیادی هم دارد. از طرف دیگر می‌دانستم که فراستی اصولا نقدهای تندی می‌کند. با خودم گفتم شاید اصلا نقدهای تند و تیز فراستی به جذابیت برنامه هم کمک کند. واقعا هم این نقدها به برنامه کمک و حتی آن را محبوب کرد ، به‌هرحال بیننده دوست دارد یک برنامه جذاب ببیند نه یک برنامه خنثی. دوست دارد منتقد به یکباره به سازنده بگوید که فیلمنامه‌ات مزخرف است یا کارگردانی‌ات بد است ، مسعود فراستی، انتخاب خود ما بود فراستی را هیچکس به ما تحمیل نکرد.

 آقای ضرغامی چطور؟
نه؛ اصلا البته تلویزیون محدودیت‌هایی را برای انتخاب منتقدانی که قرار بود در برنامه حاضر شوند، قائل بود ما به تلویزیون یک لیست از مهمان‌های برنامه می‌دادیم ،  ممکن بود تعدادی از این فهرست را خط بزنند، اما در مورد فراستی اصلا اینطور نبود، من خودم فراستی را آوردم. خودم با او جلسه گذاشتم و خودم با او مذاکره کردم ، احساس هم می‌کنم حضور فراستی در سال اول خیلی هم به محبوبیت برنامه کمک کرد، چند تا برنامه چالشی خیلی خوب هم با فراستی داشتیم. من همیشه گفته‌ام که فراستی، منتقد خوبی است تا جایی که وارد مسائل ایدئولوژیک نشود. این عیب فراستی است و ما از همین عیب فراستی در سال دوم، ضربه خوردیم ، جبهه‌های خاصی در مورد فیلم‌هایی گرفت که می‌توانست نگیرد. می‌توانست نقد کند اما اینقدر جبهه نگیرد. نمونه‌اش فیلم محبوبی بود مثل «جدایی نادر از سیمین»؛ ممکن است تو این فیلم را به‌عنوان فیلم طول عمرت دوست نداشته باشی، ولی به‌هرحال این فیلم، فیلم محبوب و پرافتخار تاریخ سینمای ایران است. وقتی با این فیلم، برخورد تندی نشات گرفته از نشانه‌های دیگر داشته باشی، لطمه می‌بینی.

 اگر باز هم به عقب برگردید، انتخابتان مسعود فراستی است؟
فکر می‌کنم که دیگر به عقب برنگردم (می‌خندد) ولی فکر نمی‌کنم.

 از اینکه در برنامه بعد از شما (باتوجه به اینکه فراستی، انتخاب خود شما بود) حاضر شد، دلخورید؟
نه  فراستی به من زنگ زد و اجازه گرفت ، من هم به او گفتم که حتما برود. البته اگر من هم نمی‌گفتم، خودش می‌رفت. به‌هرحال آن احترامی که باید گذاشت ، در هر حال اختیار آدم‌ها دست خودشان است ، زندگی خرج دارد و باید زندگی کنند، اصلا ناراحت نیستم که رفته است.

نظر عامه مردم در مورد فراستی چه بود؟
عامه مردم خیلی دوستش داشتند، یکی از امتیازات مثبت ما او بود. تاریخ را که نمی‌توانیم تحریف کنیم، ولی وقتی با فیلم‌هایی که مردم دوست داشتند به تندی برخورد کرد، نظر مردم هم کمی عوض شد و به خود من می‌گفتند چرا منتقدت این رفتار را دارد، مخصوصا در مورد «جدایی نادر از سیمین» که در آن مقطع خیلی محبوب بود.

 اینکه می‌گویند آقای مسعود ده‌نمکی باعث رفتن شما از «هفت» شد، درست است؟
نه؛ آقای ده‌نمکی در دو برنامه مانده به برنامه آخر، مهمان برنامه ما شد. قرار نبود ده‌نمکی در آن برنامه حضور پیدا کند. آن برنامه لطماتی دید. قرار بود آقای سجادپور، رئیس وقت اداره نظارت و ارزشیابی آثار سینمایی، در برنامه حاضر شود و آقای کوشکی، منتقد، در استودیوی دیگری با ایشان مناظره کند. آقای سجادپور در آخرین لحظه گویا فهمیده بود که قرار است چنین مناظره‌ای شکل بگیرد و از آمدن به برنامه سر باز زد، از طرف دیگر قرار بود حامد بهداد در برنامه روبه‌روی من بنشیند تا در مورد مهرجویی صحبت کنیم.

حامد بهداد هم در آخرین لحظه گفت نمی‌آید، به این ترتیب، برنامه به‌طور کل لنگ در هوا شد، در آخرین لحظه من خودم به ده‌ نمکی زنگ زدم و از او خواستم به برنامه بیاید، در همان برنامه ما سئوالاتی از ده‌نمکی پرسیدیم که جنجال‌آفرین شد، اینکه ما گفتیم متدینین کجا هستند و چرا این فیلم‌ها را نمی‌بینند تا فروششان بالا برود، به خیلی‌ها برخورد، تشکل‌هایی بیانیه دادند، البته آنها می‌خواستند در برنامه حاضر شوند و جواب بدهند، معتقد بودند که برنامه یک طرفه و روشنفکرانه شده است، البته در نهایت به‌جای طرح مسئله، صورت مسئله پاک شد.

اگر انتخاب با شما بود، شما چه کسی را به‌عنوان مجری بعد از خودتان انتخاب می‌کردید؟
اتفاقا من خیلی دلم می‌خواست که در این‌باره با من مشورت می‌شد، چون من برای هفت زحمت کشیده بودم ، حتی به من هم گفتند که با شما جلسه می‌گذاریم و در این مورد مشورت می‌کنیم که نشد، چه خوب هم که نشد اما من به مجری‌های جوان‌تر فکر می‌کردم و در ذهنم گزینه‌هایی هم داشتم، اما ترجیح می‌دهم گزینه‌ها را مطرح نکنم ، معتقد بودم بعد از من، بهتر است برنامه هفت، برنامه زنده‌تر و پویاتری شود و جبران محافظه‌کاری‌هایی که من به‌واسطه سن و سالم داشتم، بکند، مجری جوان‌تر و مجری شجاع‌تری مد نظرم بود، آنچه در ذهنم بود این بود که اگر برنامه ادامه پیدا می‌کرد، در سال چهارم خودم مجری جوان‌تری می‌آوردم ، اما قرار بود نگاه هفت به سینما عوض شود، در اصل مسئله فردی به نام جیرانی نبود، نگاه این برنامه به مقوله سینمای روز ایران بود.

 برنامه هفت جدید را دیده‌اید؟
دیده‌ام اما نه بطور کامل  یعنی اینکه برنامه‌ای را از ابتدا تا انتها دیده باشم، ندیده‌ام ، خود آقای گبرلو  را هم دیدم ، با ایشان احوالپرسی هم کرده‌ام من مشکلی با آقای گبرلو ندارم ، وقتی به او گفتند که به‌عنوان مجری به برنامه برود، به من زنگ زد و احترام گذاشت ، همین موضوع خیلی برای من خوشایند بود.

 به‌نظرتان ضعف‌هایی که برنامه شما داشت، در سری جدید هم وجود دارد؟
من خیلی ندیده‌ام و دقت نکرده‌ام ، خیلی هم مایل نیستم در مورد هفت جدید صحبت کنم.

 اگر به‌عنوان مهمان به برنامه جدید دعوتتان کنند، می‌روید؟
اصلا؛ اصلا؛ گبرلو هم به من گفت و گفتم می‌روم، ولی نمی‌روم ، ترجیح می‌دهم فراموش کنم. جمله دقیقش این است ، من در هیچ برنامه زنده‌ای شرکت نمی‌کنم. من هیچ‌وقت سر هیچ کاری اینقدر خودم را خرج نکرده بودم.

 اجرا هم نمی‌کنید؟
نه؛ شاید اگر فرضا قرار باشد برنامه‌ای در مورد تاریخ سینمای مستند ساخته شود، من بروم و آنجا توضیحاتی بدهم، اما در هیچ برنامه زنده‌ای شرکت نمی‌کنم.

سخنان محمود گبرلو بعد از رفتن جیرانی

 محمد گبرلو
محمود گبرلو مجری جدید این برنامه در ابتدای برنامه با تشکر از فریدون جیرانی از این مساله سخن گفت که هفت سینمایی دوست دارد به شعور مخاطب احترام بگذارد، هفت به دنبال سینمایی است که راهگشا باشد و منفصل نباشد، هفت باید تلاش کند سینمای ایران با زبان مدرن سخن گوید.

محمود گبرلو از او براي مديريت دو ساله‌ي برنامه هفت تشکر کرد و گفت جیرانی هر کجا که هست، برايش آرزوي موفقيت دارم ، در «هفت» قرار نيست چيزي بين ما و شما پنهان بماند ، شما دوست داريد هنرمند ايراني باوقار باشد؛ «هفت» حامي وقار هنرمند ايراني است ، هدف «هفت»، رسيدن به الگوست، الگوي ساخته شدن فيلم خوب ايراني. باور «هفت» به باور صميمانه مردمي نزديک است که از نقاط مختلف کشور به سينما و هنرمندان آن احترام مي‌گذارند و سينماگران نيز متقابلا خود را خاک پاي قدوم مردم مي‌دانند.

گبرلو در ادامه گفت ،«هفت» مثل شما سينمايي را دوست دارد که به باور، علاقه و سليقه و شعور او احترام بگذارد ،سينمايي که با سرزندگي و شور از زيبايي‌ها بگويد، ناملايمات را نقد کند، راه‌گشا باشد، منفعل نباشد و تيزي‌اش خواب را از همه بگيرد ، «هفت» بايد بتواند در بالاترين سطح قرار گيرد و تلاش کند تا سينماي بومي ايران با زبان مدرن با دنيا سخن بگويد، سينمايي که خود را در آن ببينيم و به داشتنش بباليم ،«هفت» يک رسانه است همچون سينما، از مطالبات مي‌گوييم و آن‌ها را به طور جدي پي‌گيري مي‌کنيم تا سينمايي در خور شأن ايران سرافراز داشته باشيم.

 گفته هایی برای هفت گبرلو

سرویس نقد رسانه 598 

اما این تنها جیرانی نبود که جای خود را به دیگری داد، کلیه عوامل هفت (به استثنای فراستی) با رفتن جیرانی برنامه را ترک کردند تا به خیال خود هفت را زمین گیر کنند. اما انعطاف ناپذیری ضرغامی این بار جواب داد و هفت پس از افت مختصری، از لحاظ کیفی مجدداً به وضعیت سابق بازگشت که جای تقدیر از اتاق فکر سینمایی سیما را دارد.

تغییر دیگر هفت که به واقع می توان آن را پیشرفت خوبی ارزیابی کرد، اهمیت یافتن بحران محتوا و اخلاق در سینماست که شدت گرفتن اختلافات اخیر حوزه و ارشاد نیز در آن مؤثر بوده است. هفت جیرانی، صدای اعتراض برخی سینماگران به ممیزی و نظارت نظام بر سینما بود، هفت گبرلو صدای جستجوی اخلاق در سینماست. جیرانی اعتراض می کرد که ممیزی چرا و گبرلو می گوید مجوز به فیلم مورد دار چرا که این تغییر نیز شایسته قدردانی است.

حضور نادر طالب زاده و تماس با بهمنی اگرچه با نیت مثبت، ولی با کم دقتی صورت گرفت. قطعاً برای آسیب شناسی سینما از منظر نگاه انقلابی افراد مجرب تری چون «وحید جلیلی»، «مجید شاه حسینی»، «سعید مستغاثی» و حتی «علیرضا پورصباغ» گزینه های مناسب تری بودند. بعلاوه قطعاً حضور دو دیدگاه مخالف، امکان شکافته شدن بیشتر بحث را فراهم می کند. بدیهی است که تفکر حزب الله درعرصه سینما موقعی مورد توجه بدنه سینما قرار می گیرد که در اصطکاک با فردی از خود آنان یارای مقاومت داشته باشد. نظیر آنچه در مناظره کوشکی و علی معلم رخ داد.

اما با وجود پیشرفت های مذکور، هنوز شاهد نقایصی هستیم که تقریباً از سری قبلی باقی مانده اند. اشکال اول به بخش ابتدایی برنامه باز می گردد که معمولاً به یکی از مسائل جزئی سینما مربوط می گردد. در قسمت پیشین، حدود یک ساعت از زمان برنامه به بزرگداشت چهارمین سال درگذشت مرحوم خسرو شکیبایی گذشت. در آخرین برنامه از سری قبلی نیز چنین وقتی به درگذشت مرحوم ایرج قادری سپری شد و در برنامه اول از سری جدید نیز این وقت به بررسی بازی فرهاد آئیش در فیلم چک. اگرچه درگذشت بزرگان سینما و این قبیل مسائل برای اهل سینما و حتی خود سینمای ایران حائز اهمیت است، ولی قطعاً از زاویه زمان و هزینه ای که از بیت المال به اینگونه مسائل اختصاص می یابد، اقدام سنجیده ای نمی باشد.

هزینه و وقتی از تلویزیون که در اختیار این برنامه قرار می گیرد، قطعاً به هدف ارتقای وضعیت سینمای ایران می باشد و به نظر می رسد مسائل بسیار مهمتری، آن هم در این شرایط بحرانی وجود دارند که به آنها پرداخته شود. من جمله مباحث بسیار مهم نظری که در اکثر جلسات نقد فراستی بابش گشوده شده و رها می گردد. اینکه «آیا باید فیلم ها را نقد محتوایی هم کرد یا نه؟» «آیا شخصیت پردازی در سینمای ایران ممکن است یا نه؟» «آیا تقسیم بندی تیپ و شخصیت، تقسیم صحیحی است یا نه؟» «آیا بحران مخاطب سینما، به سینماگران باز می گردد یا به دخالت دولت» و ده ها سوال دیگر که هر کدام می توانند تأثیر سازنده ای هم بر فضای تولید و هم نقد فیلم در کشور داشته باشند. لذا پیشنهاد می گردد آیتمی با موضوع «بحث هایی در باب سینمای ایران» به جای آیتم ابتدایی برنامه قرار داده شود.

نیز خوب است رسانه ملی از این نهراسد که فرد عالمی چون فراستی بیش از این امکان طرح دیدگاه های خود را داشته باشد و از او در آیتم های کارشناسی و حتی آیتم دوم که معمولاً به مسائل سنفی سینما مربوط است، استفاده نماید. آنهایی که صدا و سیما به جد باید از «بزرگ شدنشان» هراسان باشد، بازیگران و خوانندگان هستند، نه دلسوزانی چون فراستی یا فردوسی پور.

مشکل دوم که تقریباً هر جلسه شاهد آن هستیم و دیشب نیز متأسفه دامنگیر یکی از معدود آثار ارزشی سینمای ایران شد، فرصت معدود نقد و نتیجتاً «ذبح شدن فیلم» می باشد. حضور چند منتقد، تصمیم مناسبی بود، البته با چند تبصره. اولاً به نظر می رسد وقت محدود برنامه گنجایش بیش از دو منتقد را نداشته باشد. ثانیاً خوب است در انتخاب منتقدین (همانگونه دیشب به خوبی اتفاق افتاد) جستجویی صورت گیرد تا یک موافق و یک مخالف قوی فیلم دعوت شود که با توجه به ثابت بودن صحیح فراستی، منتقد می بایست نظری خلاف نظر وی داشته باشد. چنانچه بحث دیشب با حضور محمد تقی فهیم بعنوان موافق فیلم، بحثی عالی بود که به مباحث مهم نظری هم کشیده شد، اما حضور آقای معززی نیا در نقد «خوابم میاد» که از اهمیت ویژه ای نیز برخوردار بود، اضافی، و حضور آقای حسینی بعنوان مخالف فیلم، مفید و البته محدود بود.

 لذا پیشنهاد می گردد تا اولاً فرصت نقد افزایش یابد (با توجه به اینکه پس از هفت، برنامه پربیننده و مهمی پخش نمی گردد و عموماً به پخش بی فایده تکرار مسابقات فوتبال اختصاص می یابد که به هر وقت دیگری می تواتند موکول شود) و ثانیاً در انتخاب منتقدین، دقت بیشتری صورت گیرد. ناگفته نماند که دعوت از منتقدین جوان نیز امری شایسته تقدیر بود.

نکته آخر هم اینکه خوب است هفت با توجه به اعتقادی که نسبت به ضرورت گفتگو و بحث دارد، مباحث مربوط به اختلافات حوزه و ارشاد (و هر بحث اختلافی دیگر) را بصورت بحث دو طرفه مورد مداقه قرار می داد. البته به نظر می رسد مصلحت اندیشی ها و یا حتی ممانعت هایی از سوی طرفین نیز در این موضوع مؤثر بوده اند. اما بحث می توانست بین نماینده دو دیدگاه (و نه الزاماً مسئولین دو نهاد) صورت گیرد.


 گفته هایی برای هفت جیرانی

 روزنامه اعتماد تاريخ 25/8/92
طرح اين برنامه را طبق شنيده ها خود جيراني پيشنهاد كرده بود و قرار بود هفت، نود سينمايي باشد. جيراني به جز پيشينه پر بار فيلمنامه نويسي، كارگرداني و مطبوعاتي اش، در حوزه اجراي تلويزيوني نيز مدتي در برنامه دو قدم مانده به صبح شبكه چهار سيما، اجراي بخش سينمايي را بر عهده داشت و آنجا نيز فراستي در كنار او ديده مي شد.

شكل اجراي خاص جيراني در ابتدا كمي غير معمول به نظر مي رسيد و بسياري مي گفتند اي كاش اجراي برنامه را به فرد ديگري واگذار مي كرد اما بعدها همين شكل اجرا به علاوه اشراف او بر تاريخ سينماي جهان و معضلات سينماي ايران با چاشني مسعود فراستي موجب شد تا آرام آرام هفت جاي خود را حداقل در ميان سينماگران و علاقه مندان به سينما باز كند.

خنده هاي ريز و ممتد جيراني و ژست ها و نگاه عاقل اندر سفيه فراستي و انتقادهاي هميشگي او حتي ديگر براي افرادي كه دغدغه سينما نداشتند هم، شهره شده بود و سوژه برنامه هاي طنز سيما. ديالوگ هاي فريدون جيراني و مسعود فراستي با هم يا با ميهمان برنامه يا مثال هاي تاريخ سينمايي كه در نقد فيلم هاي ايراني زده مي شد موجب شد تا برنامه هفت براي هنرجويان و دانشجويان سينما به كلاسي آموزشي تبديل شود، بسياري به نوع نقدهاي عالمگير فراستي كه زمين و زمان را در بر مي گرفت يا گزارش دور از شاني كه درباره فريماه فرجامي، بازيگر سابق و خوب سينماي ايران از اين برنامه پخش شد، ايراداتي مي گرفتند ولي آنچه مسلم است فضاي نقدي كه در اين برنامه (آن هم در آن فضاي خاص) ايجاد شد با توجه به پيشينه اندك ما ايرانيان درباره نقد و نقد پذيري، نقطه مثبتي مي تواند تلقي مي شود.

مسعود فراستی هیچ کجا هیچ کس

مسعود فراستی و محمد گبرلو
شاید تنها شخصی که این وسط مشخص نشد بیشتر با کدام برنامه هفت همراه تر بود ، مسعود فراستی بود که پس از اعتراضات به لحن انتقادات او به فیلم ها در برنامه هفت جیرانی و پس از رفتن کل تیم جیرانی تنها او و گزاشگر برنامه میلاد باقی مانده آن تیم بودند ، در برنامه هفت گبرلو  حاضر شدند ، فراستی پس از رفتن جیرانی در مصاحبه ای سخنان خود را اینگونه بیان کرد.

سخنان مسعود فراستی با خبر آنلاین
فراستی با اشاره به برپا ماندن این برنامه بدون حضور جیرانی به خبرآنلاین گفت: «با اینکه بعضی‌ها دوست ندارند برنامه سرجایش بماند، اما همچنان پخش می‌شود. فریدون جیرانی می‌رود چون قرار است سریال بسازد ، به همین دلیل باید مجری تازه‌ای جایگزین او شود ،هنوز درباره انتخاب مجری تصمیمی گرفته نشده است ، این مسئله در حال بررسی است. این کار قطعا توسط مسئولان تلویزیون انجام می‌شود.

فراستی درباره شایعه تذکر از سوی ضرغامی به جیرانی، عنوان کرد: به من هیچ تذکری در طول برنامه «هفت» داده نشد ، اما سر برنامه یکی مانده به آخر انتقادات زیادی به فریدون وارد بود ، دقیقا نمی‌دانم به او تذکری دادند یا نه، اما یادم است برنامه‌ای که در آن فیلم «نارنجی‌پوش» داریوش مهرجویی نقد نشد، حرف و حدیث زیادی به همراه داشت. رویکرد آن برنامه اشتباه بود، چرا که ما اصلا چنین روالی نداشتیم که به یک فیلمساز جدا از اثرش پرداخته شود.

این منتقد با اشاره به رویکرد برنامه «هفت» و پرداختن به همه جریان‌های فکری، گفت: من معتقدم رویکرد برنامه «هفت» در مورد فیلم «نارنجی‌پوش» - مستقل از اینکه این فیلم توهین‌آمیز، عقب‌افتاده و سفارشی و بی‌معناست و تنها پول هنگفتی برای ساخت از شهرداری گرفته است - اشتباه بود. فریدون هم در برنامه آخر اشتباهش را پذیرفت. به نظرم نه مهرجویی آدم روشنفکری است و نه فیلمش روشنفکری است.

فراستی در خصوص نظرات مخالف درباره این برنامه، افزود: عده‌ای می‌خواهند این برنامه نباشد. ما در هفت گرایش‌های مختلف را کنار هم جمع کردیم به خاطر همین کسی نمی‌تواند بگوید این برنامه فقط به روشنفکران اختصاص دارد. هفت تمام تلاشش را کرد که تعادل ایجاد کند، اما عده‌ای نمی‌خواهند بپذیرند این تعادل برای بیان نظرات و دیدگاه‌های مختلف ایجاد شد.

فراستی ادامه داد: متاسفانه برنامه ماقبل آخر گرایش‌های شبه‌روشنفکرانه در خودش داشت و به همین خاطر هم حرف و حدیث‌هایی درباره آن به وجود آمد، اما مابقی این دو سال اصلا این گونه نبود که کسی بتواند بگوید تنها صدای یک جریان خاص، از «هفت» شنیده می‌شود.

وی با اشاره به موضع «هفت» درباره سینمای دولتی و غیر دولتی، عنوان کرد: بحثی که فریدون جیرانی و برنامه هفت در مورد سینمای دولتی و مواضع آن داشت، کاملا منطقی است. چیزی که ما همان ابتدا هم به آن معتقد بودیم این بود که سینمای دولتی راه حل و موضع ما نیست. باید کاری کنیم به سمت سینمای غیر دولتی با نظارت دولت برویم.

فراستی همچنین عنوان کرد: «مشکل برنامه «هفت» از تلویزیون نیست. اتفاق تلویزیون نشان داد با سعه صدر زیادی با این برنامه برخورد کرد. خیلی از حرف‌هایی که از سطح تلویزیون بالاتر بود در «هفت» زده شد و هیچ مشکلی پیش نیامد.»

فراستی در ادامه  گفت ، مشکلاتی که برای این برنامه به وجود آمد از بیرون بود. بعضی از گروه‌ها فشارهایی به این برنامه آوردند. فرقی هم نمی‌کند. هم شبه‌روشنفکرها مدام به من توهین می‌کردند و علیه «هفت» حرف می‌زدند که چرا منتقدش را عوض نمی‌‌کند و هم جریان ضدروشنفکری که علیه «هفت» اظهاراتی کردند، به این برنامه فشار آوردند، اما تلویزیون معقول ترین موضع را گرفت و در این دو سال طبق معمول پای برنامه ایستاد و همچنان ایستاده است ،امیداوم تحمل نقدپذیری را بالا ببریم که نقد تنها راه جلو رفتن است.

 فراستی هفت گبرلو را بدون جیرانی آغاز کرد و بدون او هم پایان داد
مسعود فراستی که خیلی ها پس از پخش اولین قسمت برنامه هفت با اجرای محمود گبرلو به خاطر یاد نکردن از فریدون جیرانی از ایشان انتقاد کردند پس از مدتی او هم از هفت کنار گذاشته شد، مسعود فراستی که معمولا در همه برنامه هایش پیش از شروع سخنانش درباره فیلم، در مورد موضوعات مختلف و حاشیه ای اظهار نظر می کرد، در قسمت اول هفت گبرلو در حالی که اکثر بینندگان منتظر بودند، هیچ اشاره ای به فریدون جیرانی، تیم قبلی برنامه و زحماتشان نکرد، گویی که آب از آب تکان نخورده و اصلا اتفاقی نیفتاده است.

سخنان مسعود فراستی بعد از ترک برنامه هفت گبرلو با روزنامه اعتماد
برنامه دست به نقد را شب عيد سه سال قبل به شبكه چهار تحويل دادم. بحث برنامه نقد بود و برنامه خوبي هم از آب درآمد، به برآورد رسيديم كه آنان نصف برآورد من را تامين كردند و به اين شكل من از برنامه بيرون آمدم. فريدون (جيراني) سريع فهميد. تماس گرفت و گفت بيا هفت. به او گفتم اين برنامه‌يي كه در اين چند هفته ديدم به درد من نمي‌خورد. پيشنهاد ديداري داد و همديگر را ديديم و به او گفتم برنامه تو پر از خبر و گزارش است و من اين تيپ آدم نيستم. او گفت باكس نقد متعلق به توست و تو آدم ثابت نقد برنامه خواهي بود. آن طرف يا منتقد مي‌آيد يا فيلمساز. شرط‌هايم را از من پرسيد و من گفتم اولا كسي به من نگويد كه چه كار كنم، مثلا چيزي را ملاحظه كنم و او هم موافقت كرد. بحث مالي كرديم كه خيلي ناچيز بود. كار را از نقد «طلا و مس» شروع كرديم. نه فريدون فكر مي‌كرد نه من كه برنامه اين طور به سرعت بگيرد.

فراستي درباره مقطعي كه جيراني برنامه هفت را ترك كرد گفت: در جريان برنامه‌ها من توضيح دادم كه با ساختار سينماي دولتي مشكل دارم و فريدون هم كم وبيش به اين خط آمد و در برنامه‌يي كه من حضور نداشتم، يك بيانيه خواند و اشاره كرد كه سينماي دولتي با اشكالاتي كه دارد نمي‌تواند كارآيي لازم را داشته باشد. اين مساله به خيلي‌ها برخورد. دو مساله ديگر هم اتفاق افتاد، يكي بحث «نارنجي‌پوش» داريوش مهرجويي بود. مصاحبه‌يي فريدون با مهرجويي انجام داد كه ابتدا قرار بود بدون نقد پخش شود.

اتاق فكر برنامه با اين روش موافق بودند، اما من همان موقع فهميدم كه هم سر جيراني كلاه رفته و هم سر اتاق فكر. علاوه بر اين مصاحبه دو منتقد موافق و سينه‌چاك مهرجويي يكي هاموني و يكي ليلايي، در برنامه حاضر شدند و درباره او سخن گفتند، فريدون در آن برنامه اعلام كرد آقاي مهرجويي وراي نقد است. نكته بعدي در همان برنامه گفت‌وگويي با مسعود ده‌نمكي بود، يكي از موضوعاتي كه فريدون در اين بخش به آن اشاره كرد مربوط به فيلم «سيب و سلما» بود، او شايد جمله را خوب نگفت و گفت، مومنين كجا هستند كه اين فيلم را ببينند كه هفتاد هزار تومان نفروشد. حرف غلطي نبود، اما احتمال مي‌دهم كه نوع بيان حساسيت‌برانگيز بود.

فراستي تاكيد كرد به فاصله كوتاهي از اين برنامه پرونده حضور جيراني در برنامه «هفت» بسته شد و در نهايت صحبت از ماندن و رفتن فراستي به ميان آمد كه جيراني به او گفت لزومي ندارد برنامه را ترك كند: به فريدون گفتم به خاطر زحمتي كه كشيديم بايد اين حضور را ادامه داد. من به او گفتم برنامه مال توست و من حاضر نيستم برنامه‌يي كه مال كسي ديگر است را به واسطه كودتا به دست بياورم. حتي بحث اجراي من را خود فريدون پيشنهاد كرد و نپذيرفتم و بعد از رفتن او باز هم پيشنهاد شد و باز هم نپذيرفتم.

او «هفت» را بعد از حضور گبرلو چنين تشريح كرد: تعصبم را نسبت به «هفت» از دست داده بودم و اين تعصب را فقط درباره بخش نقد برنامه داشتم. پيش از اينها قبل از آنكه اجراي برنامه از سوي او آغاز شود جلسه‌يي با مجري جديد گذاشتم و مردانه و رو به او وارد گفت‌وگو شدم. ساده و ساده‌لوحانه با او صحبت كردم. خسرو دهقان نسبت به ساده‌لوحي من درباره مجري جديد برنامه مقصر بود زيرا با او صحبت كردم و گفت او خيلي بچه خوبي است.

فراستي در بخش ديگري از سخنانش جدايي از هفت را اين طور بيان كرد: نزديك جشنواره شده بود و قرار شد با هم گفت‌وگويي داشته باشيم. من عادت به تلفن زدن به كسي ندارم، هيچ وقت من سوال نمي‌كنم اين هفته چيست و از آن طرف به من خبر مي‌دهند. رسيديم به اينكه امشب بايد برنامه برود و هيچ خبري به من داده نشده بود. متوجه شدم مجري برنامه تئوري خاص خود را درباره نقد برنامه به مرحله اجرا درآورده بود. علاوه براينكه اسم من از تيتراژ پاياني حذف شد. برنامه اول بدون حضور من اجرا شد و روز بعد مجري با من تماس گرفت. من در ‌ميهماني داوران بين‌المللي جشنواره بودم. او گفت امشب به برنامه بيا و من پرسيدم امشب در برنامه چه خبر است كه گفت بحث حضور بين‌المللي سينماي ايران است. من گفتم نيستم. توضيحم در مقابل سوال او اين بود كه يا من منتقد ثابت برنامه‌ام و گاهي هم نظر عمومي مي‌دهم يا اگر من منتقد ثابت نيستم، من نيستم. خيلي كوتاه اين را گفتم و مجري برنامه گفت اجازه بدهم تا با هم حرف بزنيم و من تاكيد كردم اين حرف پاياني من است. كات تا الان كه يكي، دو روز قبل اعلام كرد ديگر فراستي منتقد ثابت برنامه نخواهد بود.

سفر سنگ مساوی شد با سفر فراستی
به گزارش مهر، در پی پخش برنامه جمعه شب «هفت» که به بررسی فیلم سینمایی «سفر سنگ» ساخته مسعود کیمیایی اختصاص داشت مسعود فراستی منتقد ثابت این برنامه در گفت‌وگویی به کیفیت پرداختن به این فیلم انتقاد کرد و لیدر این برنامه را حسن عباسی معرفی کرد ، به همین دلیل بعد از این اتفاق بسیاری از رسانه از نقش داشتن حسن عباسی در برنامه هفت گفتند به همین دلیل محمد گبرلو در مصاحبه ای این گفته ها را تکذیب کرد.

پاسخ گبرلو به انتقاد فراستی
محمود گبرلو سردبیر برنامه هفت درباره شائبه تأثیرگذاری حسن عباسی در هدایت قسمت اخیر این برنامه  که منجر به انتقد فراستی شد گفت ، وی هیچ نقشی در این برنامه ندارد و تحلیل فیلم «سفر سنگ» منطبق بر برنامه‌ریزی بلند مدت برنامه «هفت» است که از زمان جیرانی کلید خورده است ، قطعاً این اظهارنظر را تکذیب می‌کنم چراکه حسن عباسی هیچ نقشی در برنامه تلویزیونی هفت ندارد.

ما تنها یک بار از این کارشناس سینمایی دعوت کردیم برای گفت‌وگو در برنامه حاضر شوند که این امر هم تاکنون محقق نشده‌است. آقای عباسی حتی در اتاق فکر برنامه هم حضور ندارند که بخواهند در این قبیل تصمیم‌گیری‌ها دخیل باشند ، پرداختن و تحلیل آثار مطرح تاریخ سینمای ایران از قبل هم در دستور کار این برنامه بوده و پس از این هم خواهد بود. هر فیلم مهمی که در این راستا از شبکه‌های سیما پخش شود قطعاً می‌توانیم برنامه‌ای را به بررسی و تحلیل آن اختصاص دهیم.

تحلیل فیلم‌های تاریخ سینما و نه الزاماً نقد آن‌ها در دستور کار برنامه «هفت» قرار دارد و این به این معناست که قصد ما پرداختن و پررنگ‌ کردن نکات منفی و ضعف‌های این آثار نیست بلکه به دنبال بازخوانی تولید و تأثیر این تولیدات سینمایی در تاریخ سینمای ایران هستیم ، در آینده نیز یکی از اهداف اصلی «هفت» توجه به این تولیدات است و قطعاً در قسمت‌های آتی این برنامه هم شاهد تحلیل و بررسی فیلم‌های ماندگار تاریخ سینمای ایران به فراخور زمان خواهید بود. 
لوگوی جیرانی و اجازه گبرلو 
فریدون جیرانی کارگردان و مفسر سینما
اعتراض هفتیها ی قدیم بر علیه هفتیهای جدید
تیم سازنده برنامه هفت در نامه‌ای خطاب به دکتر دارابی معاونت سیما، خواستار شدند تا از عنوان و لوگوی برنامه هفت برای برنامه جدید استفاده نشود، فریدون جیرانی در نامه‌ای خطاب به محمود گبرلو که از وی به عنوان مجری جدید هفت نام برده می‌شود، توضیحاتی را ارائه داد.فریدون جیرانی، تهیه‌کننده و مجری سابق برنامه «هفت» به مجری جدید این برنامه نامه نوشت.

متن نامه خطاب به دکتر دارابی چاپ شده در جمعه ۲ تیر ۱۳۹۱ در ایسنا
شش هفته از وداع تیم سازنده «هفت» می‌گذرد و در جمعه‌ای که دیگر هفت نیست از جنابعالی خواهشی کوچک داریم و با توجه به حرفه‌ای بودن جنابعالی در عرصه مدیریت امیدواریم آن را بپذیرید ،همانطور که در جریان هستید هفت از شروع تا پایان در این دو سال و اندی با هدایت و حمایت مدیران و زحمات جمعی کوچک و جوان شکل گرفت و حال که این گروه کنار رفته و تیمی تازه نفس جایگزین شده تا برنامه‌ای سینمایی با حال و هوا و محتوایی متفاوت روی آنتن بفرستند شاید دور از انصاف و اصول حرفه‌ای باشد، که دوستان با همان نام و لوگو به عنوان سری جدید هفت برنامه خود را راهی آنتن کنند و حقوق معنوی گروه قبلی نادیده گرفته شود.

لذا از جنابعالی به عنوان مدیری با تدبیر خواهشمندیم تا به پاس زحمات جمع کوچک «هفت» بگذارید، این جمع زحمتشان با همین نام در تاریخ تلویزیون ثبت شده و گروه جدید نیز برنامه‌ای با نامی جدید راهی آنتن کنند ، پیشاپیش برای برنامه جدید سینمایی شبکه سه سیما آرزوی موفقیت کرده و از جنابعالی کمال تشکر را داریم.

گبرلو در پی انتشار این نامه گفت : من از جیرانی اجازه گرفتم 
محمد گبرلو مجری جدید برنامه هفت در پی انتشار نامه اعتراض به استفاده از لوگو و نام برنامه هفت از سوی او لب به سخن گشود و در گفت و گو با رسانه ها اعلام کرد که جیرانی موافق این اتفاق بوده و من شخصا" از ایشام اجازه گرفتم و او هم مشکلی از این بابت نداشته است.

متن گفتگوی محمود گبرلو با خبر آنلاین 
به دنبال نامه تیم سازنده هفت به علی دارابی معاونت سیمای جمهوری اسلامی ایران محمود گبرلو مجری و سردبیر سری جدید برنامه هفت به این نامه اینگونه پاسخ داد ، آقای جیرانی نکته تازه‌ای را مطرح کردند که طبیعتا مدیران محترم سیما استدلال مناسبی خواهند داشت، اما تا جایی که خاطرم هست آقای جیرانی در آخرین برنامه هفت به مخاطبین اعلام کردند سردبیر و مجری جدید هفت این برنامه را ادامه خواهد داد.

بعد از تعطیلی برنامه «هفت» هم طی تماسی که با آقای جیرانی برای کسب اجازه داشتم ایشان ضمن اظهار لطف و محبت برای گروهی جدید که هفت را اجرا می‌کند آرزوی موفقیت داشتند نمی‌دانم چرا یک هفته مانده به پخش سری جدید چنین نامه‌ای منتشر شده است ، البته نمی‌دانم این درخواست چقدر مبنای قانونی دارد چون مثلا در یک روزنامه اگر سردبیر و یا برخی خبرنگاران تغییر کنند دلیل بر آن نیست که روزنامه هم باید تعطیل شود و یا آرم و نشانه آن نیز تغییر کند.

نامه جیرانی برای سخنان گبرلو
در پی سخنان محمد گبرلو سردبیر جدید هفت خطاب به نامه ای که او مسئولیت را متوجه جیرانی میداند و در جوابیه خود به نحوی جیرانی را خطاب داده است ، سردبیر گذشته هفت فریدون جیرانی در نامه ای جواب سوالات گبرلو را اینگونه پاس داد.

متن نامه فریدون جیرانی چاپ شده در بانی فیلم
آقای گبرلو از نظر من استفاده از اسم «هفت»، تیتراژ و دکور آن هیچ اشکالی ندارد. به شما و همه کسانی که به عنوان تهیه‌کننده جدید برنامه به من زنگ زدند، این موضوع را گفتم از نظر ذهنی پرونده «هفت» برای من بسته شده است. نامه‌ای را که خواندید جوان‌هایی نوشتند که اسم هفت از فکر آن‌ها بیرون آمد. تیتراژ و دکور هفت ذهنیت آن‌ها بود ، جوان‌های شجاع‌تری از من؛ جوان‌هایی که هنوز پرونده «هفت» در ذهنشان بسته نشده است ، من جلوی نوشتن نامه این جوان‌ها را نگرفتم و گذاشتم خواسته آن‌ها مکتوب شود از‌‌ همان ابتدا می‌دانستم این نامه پاسخی نخواهد داشت ، ولی دلخوشی این جوان‌ها با چاپ این نامه مهم‌تر از پاسخ مثبت بود ، گاهی چاپ مطالبی در یک زمان‌هایی به درد زمان‌های دیگر می‌خورد و این جوان‌ها همین را می‌خواستند.

نظر سنجی در افکار نیوز در پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۱
بعد از آنكه اولين قسمت برنامه هفت با سردبيری و اجرای محمود گبرلو بر روی آنتن شبكه سوم سيما رفت و پخش شد ، در مردادماه سال گذشته نظر سنجی در سايت افكار نيوز انجام شد ، اين نظر سنجی كه با طرح دو سوال و تنها از سرشناسان سينمای ايران صورت گرفته بود كه به شرح زير ميباشد.

۱هفت جیرانی بهتر بود یا هفت گبرلو؟
۲اگر قرار باشد، مجری عوض شود، چه کسی را پیشنهاد می دهید؟
نظرات سرشناسان سينمای ايران
حمید نژاد فیلمساز : جیرانی جریان ساز بود
۱- جیرانی سال هاست که این برنامه را اجرا کرده و قطعا قلق های آن را می داند. او خیلی خوب بود و راحت می توانست جریان سازی کند. آقای گبرلو هم می خواهد تجربه اندوزی کند و ان شاءالله شاید بتواند در آینده بهتر این مسیر را ادامه دهد که البته زمان زیادی را می طلبد ، اصولا اگر کسی چند وجهی باشد و ابعاد سینما را بهتر بشناسد بیاید بهتر می تواند این برنامه را اجرا کند.

داریوش باباییان تهیه کننده : جیرانی مسلط تر بود
۱- اتفاقا در مراسم افطاری سازمان سینمایی اکثریت بحث مان روی اجرای زمان آقای جیرانی بود که معتقد بودیم به دلیل تسلط ایشان بر سینما اجرای بهتری داشتند. البته آقای گبرلو توانمندی های خودش را دارد اما باید یکسری کارشناس سینما که منتقد نباشند به برنامه دعوت کنند ، این را هم بگویم که آقای جیرانی در زمان خودش یکسری تندروی هایی داشت که به برنامه هفت لطمه زد. ان شاءالله گروهی که در حال حاضر در برنامه «هفت» کار می کنند بتوانند روی کار سوار شوند تا بتوانیم برنامه بهتری ببینیم که هنوز به ۵۰ درصد این خواسته هم نزدیک نشدند ،دوستانی مثل بهروز خلجی یا علی معلم که هم مجری تلویزیون بودند و هم سینما کار می کنند و ضمنا فیها خالدون سینما را هم می دانند، می توانند موفق تر باشند.

راست گفتار فیلمساز : جیرانی جایگزین ندارد
مسئله اینجاست که اجرا در این سیستم یک کار تخصصی است و اگر آدم هایی باشند که استخوان خرد کرده این سینما باشند بهتر و تاثیرگذارتر هستند، ضمن اینکه جیرانی اطلاعاتی از گذشته سینما دارد که می توانست تاثیرگذارتر باشد ، مضاف بر اینکه آقای گبرلو این تخصص و این آشنایی را ندارد اما آقای جیرانی خب به شکلی تاریخ ناطق سینمای ایران هستند و می دانند چه اتفاقاتی از قبل تا الان افتاده و اگر می خواستند که برنامه چالشی باشد هفت با آقای جیرانی بهتر می توانست ادامه پیدا کند. الان برنامه یک برنامه معمولی تلویزیونی شده که مجری صحبت می کند و دوستان هم پاسخ می دهند اما آن موقع مجری هم شرکت می کرد و با تاریخ سینما به بحث کمک می کرد. جایگاه و وزن آدم ها را می شناختند چون خودشان جزو این سینما بودند. شاید آقای گبرلو هم اگر یک مدتی کار بکنند بهتر بشوند. کما اینکه آقای جیرانی را اگر بخواهیم قضاوت کنیم در برنامه های ابتدایی هفت ضعیف تر از قسمت های آخر بودند وشاید این اتفاق برای گبرلو هم بیفتد ، پیشنهادم این است که آدمی بیاید که سینمایی تر باشد و رابطه های زیادی داشته باشد. مثل خود آقای جیرانی، ایشان هم روزنامه نگاری کرده بود و هم فیلم ساخته بود و با گیروگورهای ساخت فیلم آشنا بود. همچنین آدمی کم داریم. نمی دانم چه کسی می تواندجایگزین ایشان بشود.

شهریار بحرانی فیلمساز: خداوند ستارالعیوب است
این سوال ها را نکنید چون خدای ناکرده باعث اختلاف می شوید. به نظرم سوالتان را جور دیگری مطرح کنید که باعث کوچکی هیچ کدام از این عزیزان نشود. اینطور مطرح کنید که نقاط قوت آقایغ گبرلو چی است و نقاط قوت آقای جیرانی چی؟ خداوند هم ستارالعیوب است، یک موقع جوری نشود که باعث کدورت بشوید. اجازه بدهید که من هم در این زمینه هیچ اظهار نظری نکنم.

نیما حسنی نسب منتقد: باروتمان تمام شده
بی شک جیرانی به هزار و یک دلیل ، دلیل اول اینکه باروتمان تمام شده و  پیشنهادم هم برای اجرای این برنامه خودم است.

مسعود اطیابی فیلمساز : الان تغییر مجری به صلاح نیست
هم فریدون جیرانی خوب است هم آقای گبرلو. اجرای ایشان روند رو به رشدی دارد، به نظر من هر دویشان خوب هستند. این را از روی محافظه کاری نمی گویم چون هر دویشان ویژگی هایی دارند. آقای جیرانی خیلی جذاب تر اجرا می کردند اما اقای گبرلو خیلی دقیق تر است و آرامش بیشتری دارد. هر کدام ویژگی هایی دارند ونمی توان گفت که کدام بر آن یکی ارجحیت دارد. هر دو در هنر سال هاست کار کردند و سابقه دارند و تغییر مجری الان اصلا به صالح برنامه نیست و بهتر است مجری ثابت بماند. هنوز فرصت زیادی نگذشته است و نمی توان به راحتی حکم صادر کرد، ضمن اینکه من فکر می کنم خیلی از اظهار نظرات درباره محمود گبرلو از روی نیت درستی نیست. همین ها درباره آقای جیرانی گیر می دادند و آن زمان خواهان تغییر ایشان بودند اما حالا با عوض شدنش از او دفاع می کنند. این رفتار، رفتار درستی نیست.

حسین فرح بخش تهیه کننده: جیرانی خرده شیشه زیاد دارد
به نظرم من هنوز نمی توان به آقای گبرلو نمره داد اما خب یک اشکالی در کار ایشان هست این است که آدم هایی که دعوت می کنند همه یک طیف هستند و به نظرم یک مقداری دارد سیاسی کاری می کند. این را به خودش هم گفتم. بالاخره خاصیت برنامه هفت باید این باشد که یک برنامه چالشی و جذاب باشد. این برنامه چالشی در حفظ حرمت ها هم باید چالشی بشود نه اینکه مثل آن موقع به بعضی از آدم ها بی حرمتی کنند و آقای گبرلو آدم متعادلی بوده و امیدوارم یک مقداری از این آدم هایی که به برنامه اش می روند از بدنه سینما هم باشد. اگر آدم های بدنه سینمای حرفه ای نیایند این برنامه تبدیل به برنامه ای معمولی می شود. این را هم اضافه کنم که جنس گبرلو از جنس جیرانی سالم تر است چون جیرانی خورده شیشه زیاد دارد و پیشنهاد من در صورت جابجایی، یک آدمی مثل احمد نجفی است، هر کسی بیاید باید آدم پرهیاهو و جذابی باشد.

 آشتی کنان هفتیهادر حضور این شخص
روبوسی فریدون جیرانی و محمد گبرلو
بعد از مدتها که دو مفسر اصلی برنامه هفت با یکدیگر از طریق رسانه ها ارتباط گفتمانی غیر حضوری داشتن در تاریخ 9 مرداد 1391 در مراسمی که در ماه مبارک رمضان درانجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس با حضور سینماگران برگزار شد ، در کنار هم حضور پیدا کردند و با هم احوالپرسی کردند.

سينما نون و آب
منبع : نون و آب
مطلب : محمد بيگی

استفاده از اين مطالب با ذكر منبع بلا مانع است