غلامعلی بایندر پدر نیروی دریایی نوین ایران

غلامعلی بایندر پدر نیروی دریایی نوین ایرانبر صفحات تاریخ ایران زمین نام دلاوران بسیار نقش بسته است. مردان از جان گذشته ای که جان بر سر دفاع از کیان ایران گذاشتند. دریابان غلامعلی بایندر از این جمله است. او به عنوان اولین فرمانده نیروی دریایی نوین ایران، در هیاهوی شهریور ١٣٢٠ تسلیم در برابر دشمن متجاوز انگلیسی را تاب نیاورد. مردانه ایستاد و جان بر سر آرمان خویش نهاد.

غلامعلی بایندر فرزند دوم مرحوم علی اکبر بایندر ( پدر سه شهید) متولد سال 1277 هجری شمسی در تهران بود. خانواده اواز تیره ترکان آق قویونلو (بایندریان) بودند. غلامعلی تحصیلات متوسطه خود را در مدرسه دارالفنون به پایان رساند و در سال سال 1299 خورشیدی از مدرسه نظام مشیرالدوله با درجه ستوان دومی فارغ التحصیل شد. شجاعت و رشادت او آن قدر زبانزد بود که رسیدگی به غائله «اسماعیل آقا سیمیت قو» را به او سپردند و او برای  خواباندن این غائله و درپی آن شجاعت مثال زدنی در نبرد با متجاوزان روس در شمال کشور و امن کردن مازندران، نشان «ذوالفقار 4» گرفت. نشانی که بالاترین نشان ارتش ایران بود.

بایندر چندسالی را هم در دانشگاه جنگ فرانسه گذراند تا پس از بازگشت به ایران، فرماندهی هنگ توپخانه لشگر یک مرکز را به عهده بگیرد. پس از آن هم ماموریت آموزش نیروهای ارتش ایران برای تشکیل نیروی دریایی به اوسپرده شد و او با حدود 2 هزار سرباز به ایتالیا رفت و پس از پایان دوره آموزش و خرید ناوهای جنگی از ایتالیا، نیروی دریایی نوین ایران را در خلیج فارس پایه ریزی کرد.

سال 1315 بود که بایندر به درجه «ناخدا یکم» رسید. درجه ای که برای اولین بار یک نفر در ایران موفق به گرفتنش می شد و 4 سال بعد، درجه دریادار یکمی روی شانه های اونشست تا بالاترین مقام نیروی ادریایی ارتش ایران شود.

فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران ، وقتی حمله یکپارچه ارتش متفقین از شمال و جنوب ایران را درجنگ جهانی دوم دید، میز فرماندهی را رها کرد و به خط اول جنگ رفت. جنگی نابرابر که ارتش متفقین، بر کشور بی طرف ایران در جریان جنگ جهانی دوم تحمیل کردند.
با حمله کشتی های انگلیسی به خلیج فارس، بایندرعلاوه بر مسئولیت فرماندهی نیروی دریایی، به سمت فرماندهی کل منطقه جنوب خوزستان نیز منصوب شده بود و تیپ مستقل مرزی را نیز تحت امر داشت.

در ساعت 4 بامداد سوم شهریور ماه 1320 با شنیدن صدای انفجار ،با سرعت از منزل خارج و با استفاده از قایق موتوری و زیر آتش مسلسل نیرو های متجاوز خود را به مقر فرماندهی رسانده و پس از صدور دستورات لازم به افسران ستاد و فرماندهان به تلگراف خانه رفته و گزارش وقایع و هجوم نیرو های انگلیسی را به تهران و اهواز مخابره کرد .

آنگاه با حضور در قرار گاه مرزی عده ای را مامور مقاومت در برابر مهاجمین کرده و خود که مسلح به یک قبضه برنو بود به همراه سروان ولی الله مکری نژاد معاون فرمانده گردان هنگ هشت توپخانه ، با اتومبیل و از راه خشکی عازم خرمشهر شدند. تا ستاد فرماندهی عملیات را در منطقه حفار ( که از لحاظ نظامی موقعیت مناسبی داشت و بیش از دو قبضه توپ 105 م.م و گروهی سرباز در انجا مستقر بودند) تشکیل دهد. اما چند دقیقه ای بعد از حرکت با نیروهای انگلیسی مواجه و در حین مقاومت و جنگ و گریز با آنان با رگبار مسلسل متجاوزین در حوالی پاسگاهی در نزدیکی بی سیم خرمشهر به شهادت رسید.