فیثاغورث در پناه داریوش بزرگ

فیثاغورث در پناه داریوش بزرگ ماندگار تاریخ شد...یکی از وقایع سلطنت داریوش بزرگ هخامنشی که در آن زمان دارای اهمیت نبود و امروز، در نظر مورخین یکی از وقایع بزرگ آن عصر به شمار می آید این بود که «فیثاغورث» دانشمند  معروف یونانی به ایران آمد و مدتی در ایران به سر برد و با بزرگان ایران مربوط شد و داریوش بزرگ برای او مستمری تعیین کرد تا این که از حیث معاش در ایران آسوده خاطر باشد.

در آن عصر هنوز شرح حال فیثاغورث را ننوشته بودند تا این که او را از حیث مقام به پای خدایان یونانی که در کوه «المپ» سکونت داشتند برسانند و بعد از مرگ فیثاغورث کسانی که شرح حال او را نوشتند گفتند که او فرزند یکی از خدایان به اسم «آپولون» بود و علوم خود را از خدایان فرا گرفت.

به همین جهت یک قسمت از شرح زندگی فیثاغورث توام با افسانه است و مورخین امروز آنها را نمی پذیرند و آنهایی که شرح حال فیثاغورث را نوشته اند به مناسبت این که خواستند وی را در ردیف خدایان قرار بدهند تاریخ وقایع مهم زندگی او را به درستی ثبت نکردند و ما امروز نمی دانیم که فیثاغورث در چه تاریخ متولد شد و در چه تاریخ زندگی را بدرود گفت.

بعضی نوشته اند که او در سال 510 قبل از میلاد فوت کرد و برخی سال مرگش را پانصد سال قبل از میلاد می دانند.

فیثاغورث هم فیلسوف و هم دانشمند بود و ما چون در اینجا بحث فلسفی و علمی نداریم همین قدر می گوییم که وی علاوه بر این که یک فیلسوف به شمار می آمد پدر حساب و هندسه در یونان محسوب می گردید.

آنچه سبب شد که فیثاغورث از یونان مهاجرت کند و به ایران بیاید و در این کشور سکونت نماید عقیده ای بود که به حساب و به قول خودش به علم اعداد داشت و راجع به علم اعداد چیزی می گفت که با دین یونانی ها مغایرت داشت.

پروفسور «آندریوسیت» انگلیسی استاد فلسفه دانشگاه آکسفورد در انگلستان که در این دوره یکی از کسانی است که بیش از دیگران راجع به فیثاغورث مطالعه کرده می گوید که آن مرد، خدا و جهان را چیزی غیر از اعدا نمی دانست و معتقد بود که خدا و جهان اعداد است و هندسه، چون از دل ذره گرفته تا کهکشان ها ردیف اعداد و سطوح هندسه به چشم می رسد و حتی انرژی غیر از تناسب اعداد چیزی نیست.

آندریوسیت می گوید امروز این نظریه از لحاظ علمی برای ما قابل مطالعه است ولی یونانیان قدیم نمی توانستند این نظریه را ادراک کنند و چون فیثاغورث چیزی می گفت که مغایر با کیش یونانی ها بود او را مرتد دانستند.

یونانی ها عقیده داشتند که یک خدای بزرگ وجود دارد و عده ای کثیر خدایان کوچک که از خدای بزرگ اطاعت می کنند و همه آنها در کوه اولمپ واقع در یونان سکونت دارند و همه شبیه به انسان هستند و برخی شکل مرد را دارند و برخی شکل زن.

فیثاغورث وقتی از طرف یونانیان مرتد شناخته شد نتوانست در وطن خود بماند و راه ایران را پیش گرفت.

استاد فلسفه دانشگاه آکسفورد می گوید قبل از فیثاغورث در یونان فیلسوفانی وجود داشتند که راجع به خدایان چیزهایی مغایر با عقیده مردم می گفتند معهذا مجبور به جلای وطن نشدند، ولی فیثاغورث چون دارای اهمیت و نفوذ کلمه بود بعد از این که چیزی گفت که با کیش رسمی یونانیان مغایرت داشت، مجبور شد یونان را ترک بگوید و به ایران پناهنده شود و امروز که بیست و پنج قرن از آن دوره می گذرد و اهمیت فیثاغورث در ریاضیات به ثبوت رسیده اهمیت مهاجرت آن دانشمند بزرگ به کشور ایران آشکار می گردد.

فیثاغورث از این جهت ایران را برای سکونت خود انتخاب کرد که در ایران، در دوره داریوش هخامنشی، علم ارزش داشت و دانشمند محترم بود و دیگر این که در ایران هیچ کس به مناسبت دین خود مورد آزار قرار نمی گرفت و هر کس می توانست از کیشی که مورد ستایش است پیروی کند.

تاریخ ورود فیثاغورث به ایران به درستی معلوم نیست، اما می دانیم که پنج سال قبل از مرگ کشور ایران را ترک کرد و در منطقه «متاپون توم» سکونت نمود و وقتی از ایران رفت مقداری زر با خود برد زیرا آنچه پادشاه ایران به او می داد بیش از میزان احتیاجش بود و بقیه را پس انداز می کرد.

متاپون توم کشوری بود واقع در جنوب ایتالیا در ساحل خلیج کنونی «تارانت» و یک کشور مستقل به شمار می آمد اما کشتی های بازرگانی و جنگی ایران به آن کشور می رفتند و فیثاغورث پنج سال در آن کشور بسر برد و زندگی را بدرود گفت.

اگر تاریخ مرگ فیثاغورث را پانصد سال قبل از میلاد بدانیم آن مرد دانشمند هشت سال و شاید بیست سال در ایران بسر برد و در آن مدت با خیالی آسوده کتاب های خود را نوشت و شاید بتوان گفت که اگر آن فرصت برای آن دانشمند به دست نمی آمد نمی توانست کتاب های خود را بنویسد و بعد از مرگش جهانیان از آن کتب استفاده نمایند و داریوش بزرگ با پذیرفتن آن مرد دانشمند و آسوده کردن خیالش از حیث معاش، به علوم بشری خدمت نمود و میراث علمی فیثاغورث را برای آیندگان حفظ کرد.

قبل از پروفسور « آندریوسیت » کسانی بوده اند که گفته اند مهاجرت فیثاغورث از یونان علت سیاسی داشته است و در هر حال پادشاه ایران مدتی آن دانشمند را پناه داد و وسیله و فرصت در دسترس او نهاد که کتاب های خود را بنویسد یا بنویساند و برای آیندگان باقی بگذارد.

در آخرین سنوات زندگی داریوش بزرگ کشور ایران مملکتی شده بود که دانشمندان جهان را جذب می کرد و به اصطلاح امروز مغزهای نیرومند از کشورهای مختلف مهاجرت می کردند و به ایران می رفتند تا اینکه در آن کشور متاع علمی یا هنری خود را که خریدار داشت عرضه کنند و به خوبی زندگی نمایند و سوئه تون مورخ معروف نام سی دانشمند را می برد که در سنوات آخر عمر داریوش هخامنشی در ایران بسر می بردند و همه از دانشمندان کشورهای دیگر محسوب می شدند.

برای آشنایی با داریوش بزرگ، پادشاه قدرتمند و سردار سازندگی ایران، بر روی داریوش بزرگ کلیک کنید

برگرفته از : سرزمین جاوید(مترجم: ذبیح الله منصوری)