پایان تعطیلات نوروزی و برنامه ریزی برای سال جدید موضوعی است که مورد توجه باید قرار گیرد و نقشه راه سال آتی فقط با برنامه ریزی صحیح بدست می آید . سالی که گذشت مثل همه‌ی سال‌های دیگر برای هر یک از ما مجموعه‌ای از موفقیت‌ها و شکست‌ها بوده است. اگر نیک بنگریم، علاوه بر این که موفقیت‌ها، ما را یک پله بالاتر برده‌اند، شکست‌ها نیز آغازی برای موفقیت‌های بعدی ما هستند؛ با این شرط که به طور منطقی به بررسی آن‌ها بپردازیم و جدای از عوامل غیرارادی دخیل در شکست‌ها، اشکال و اشتباه خود را در آن شکست بیابیم، آن را بپذیریم و دیگر آن را تکرار نکنیم . فراغت ذهنی و آرامشی که در تعطیلات داریم، فرصت مناسبی برای تجزیه و تحلیل کامیابی‌ها و ناکامی‌هایی که در سال گذشته داشته‌ایم و برنامه‌ریزی برای رسیدن به هدف‌های خود در سال جدید است .

سال نو برنامه های نو

 برنامه ریزی یعنی مدیریت و جدول بندی کردن زمان و اهداف در چرخش زندگی. از همین نخستین روزهای سال جدید نیم نگاهی به چند و چون مطلوبیت ها و احیانا نامرادی های پشت سر گذاشته شده پارسال بیندازید و باور کنید بازنگری کارنامه سال پیش، درک و درایت را در برنامه ریزی های صحیح و هموارسازی مسیر اهداف امسال قوی تر می کند و اعتماد به نفس میدان دار موفقیت حضور در عرصه زندگی می شود .
نبود برنامه ریزی و مدیریت درست زمان شناختی در هر زمینه چیزی بدانگونه است که انسان فرضا بدون نشانی دقیق و پیش شناخت در شهر پی یافتن شخص یا آدرسی باشد که قطعا راه به جایی نمی برد و دچار آشفتگی روحی و فکری می شود .
لحظه های زمان همچون موج های بلند و کوتاه اقیانوس از گستره خیز و شتاب ها تن به ساحل می سایند و پودر می شوند. آوار این امواج را می شود شبیه ریزش زمان از دست رفته انگاشت که بی هیچ اعتنا به ضرورت تجربه و آزمون ها روی دهد. حال نگاه می شود به سالی که رفت و حس تشویش از بی برنامگی ها که بر روح و دل رسوب کرده است. یک حسن تغییر زمان گذشته به زمان حال که سرشار از شور و امید است این که فرصت دیگر بار است که روزهای سال جدید قدردانی شوند و با برنامه ریزی جدی و بر وفق استعدادهای مادی و معنوی و کوشش در چرخه زندگی از این موقعیت و فرجه زمان نو بهینه سود برده شود و با بازنگاه به سالی که گذشت، نقاط درخشان و شاید علل ضعف ها کالبدشکافی شوند و نهال برنامه های تازه را با شکیبایی و درک شرایط موجود از هر جهت، آبیاری و بارور ساخت .
سال نو طلیعه باز شکوفایی زندگی است و طبیعت دامن خود را در این دگرگونی سرشار از طراوت می گستراند و با رایحه جان افزا، دشت و دمن را گل افشان می کند، نسیم دگردیسی زمان، خون تازه در آوند درختان جاری می کند و رویش و باروری انجماد را از رگ هاشان می ستاند و آوای پرغوغای بهار طبیعت تولد دیگر در گوش و جان، انسان را نیز به خود فرامی خواند که همگام با زمان باید طرحی تازه دراندازیم .
طبیعت به اراده خالق هستی بخش با تکرار نظم و برنامه می آموزاند که زندگی از این گردش و تغییر چه معنا و مفهوم دارد. ایمان به برکت حضورمان می تواند چه تحولی در روان و اندیشه ایجاد کند و از این رهگذر چگونه باید بهره برد. لیکن کم لطفی به بهینه سازی امور به دلیل بی توجهی به برنامه ریزی در زندگانی می تواند اثرات مختلفی برای انسان به وجود آورد .

مواردی را که در برنامه ریزی می بایست مورد توجه قرار گیرد:

اولین قدم برای برنامه‌ریزی صحیح، داشتن هدف درست و منطقی است. علاوه بر این که هدف ما باید هدفی منطقی، معقول و متناسب با توانایی‌های ما باشد، باید به گونه‌ای باشد که اگر به کل آن هدف نرسیدیم، به خاطر تلاش خود در آن زمینه و دست‌یابی به موفقیت‌های کوچک‌تر راضی باشیم. در واقع باید هدف‌مان را به اندازه‌ی کافی دوست داشته باشیم و این هدف قابل تقسیم به اهداف کوچک‌تر و کوتاه مدت‌تر باشد. برای مثال اگر ما رشته‌ای را که برای ادامه‌ی تحصیل انتخاب می‌کنیم، رشته‌ای باشد که به آن علاقه داریم و در زندگی ما کاربرد داشته و مفید باشد، اگر در آزمون نهایی موفق به قبولی نشویم، باز هم به خاطر تلاشی که در این راه داشته‌ایم و مطالب مفید و کاربردی که آموخته‌ایم، خوشحال و راضی خواهیم بود .
نکته‌ی بعدی در برنامه‌ریزی صحیح، این است که ما نباید از خودمان توقع داشته باشیم که مثل یک ماشین یا رایانه عمل کنیم و به همه‌ی اهداف خود برسیم. گاهی اوقات که حس تنبلی و کارگریزی در ما افزایش می‌یابد، به این دلیل است که مکانیزم طبیعی و سیستم اعصاب و روان ما دارد از این طریق به ما هشدار می‌دهد که دست از افراط برداریم و کم‌تر به خودمان فشار بیاوریم؛ در غیر این صورت به روح و جسم خود آسیب می‌زنیم .
مطلب دیگری که در برنامه‌ریزی موفق به ما کمک می‌کند و باز در ارتباط با تعیین هدف است، این است که ما باید هدف‌های‌مان را در زمینه‌هایی انتخاب کنیم که به آن‌ها انگیزش درونی داشته باشیم. یعنی از صرف انجام آن کار، فارغ از رسیدن یا نرسیدن به هدف نهایی، لذت ببریم. حتی اگر هدف نهایی ما رسیدن به پول یا جلب تایید و تشویق دیگران باشد در صورتی که بتوانیم جنبه‌هایی از آن کار را که به آن علاقه داریم و از نظر روحی ما را ارضا می‌کند، کشف کنیم، قطعاً احتمال دست‌یابی به موفقیت در آن کار بیش‌تر می‌شود؛ ضمن این که سلامت روان ما هم افزایش می‌یابد .
نکته‌ی مهم دیگر در برنامه‌ریزی صحیح، انعطاف‌پذیری برنامه‌ی ما است. برنامه‌ی ما باید قابلیت تغییر در برابر پیشامدهای ناخواسته و ناگهانی را داشته باشد. به این معنی که ما باید در برنامه‌ریزی خود، احتمال وقوع رویدادی دیگر و یا انجام نشدن دقیق کارهای خود را در نظر بگیریم. به این ترتیب ضمن این که سطح توقع‌مان از خود را کمی پایین‌تر می‌آوریم و رضایت و خودپذیری‌مان را افزایش می‌دهیم، احتمال درست عمل کردن خود در شرایط پیش‌بینی نشده را بالا می‌بریم. در پایان روز می‌توانیم به خود بگوییم اگر به آن هدف نرسیدم، در عوض در این موقعیت، بسیار خوب عمل کردم .

قبل از هر گامي براي داشتن يک برنامه منظم، لازم است بدانيد که يک برنامه موفق، برنامه اي است که نوشته شود. آمارها و پژوهش ها نشان مي دهد که تعداد بسيار کمي از افراد برنامه هاي شان را روي کاغذ ثبت مي کنند. افراد مي توانند براي برنامه ريزي هاي مکتوب شان از يک سالنامه استفاده کنند و براي هر روزشان برنامه اي تنظيم کنند.

اولين قدم براي نوشتن يک برنامه موفق، دانستن اين نکته است که هدف ها دو نوع است. اهداف هر انساني شامل هدف هاي کلي و هدف هاي جزئي است. هدف هاي کلي مثل بالا بردن سطح اطلاعات عمومي، تصميم به بهتر زندگي کردن و هدف هاي جزئي هم مي تواند موفقيت در يک رشته خاص يا کم کردن 5 کيلو از وزن و... باشد. براي يک برنامه ريزي موفق، افراد بايد هر دو اين هدف ها را براي خودشان مشخص کنند و براي هر کدام برنامه ريزي جداگانه اي داشته باشند.

براي رسيدن به هدف دليل انتخاب آن و همچنين چگونگي اجراي آن بايد بررسي شود، اين مسئله از اهميت ويژه اي برخوردار است. چرا که تبيين هدف مهم تر از تعيين آن است وقتي فرد چرايي کاري را پذيرفته باشد با چگونگي اجراي آن کنار خواهد آمد. مثلا اگر فردي تصميم بگيرد که سطح مطالعاتش را بالا ببرد، بايد دليل آن را براي خودش مشخص کند تا احتمال موفقيتش بيشتر شود.

براي داشتن يک برنامه ريزي موفق بايد به ملزومات اجراي آن برنامه و امکانات مورد نياز هم توجه شود. اگر ملزومات اجراي يک برنامه در دسترس نباشد، انجام برنامه دشوار و گاهي غير ممکن خواهد شد.

براي انجام هرچه بهتر برنامه ها و تحقق اهداف، افراد بايد حتما يک فرصتي را در نظر بگيرند تا مشخص شود که چند روز در هفته يا ماه را براي رسيدن به هدف هاي شان بايد اختصاص دهند. افراد معمولا در تعيين هدف و حتي تبيين آن مشکلي ندارند ولي چون تعيين زمان کافي براي رسيدن به هدف شان را به درستي در نظر نمي گيرند، به موفقيت نمي رسند.

هدف ها بايد بر اساس اضطرار و اهميت شان طبقه بندي شوند. بنابراين اگر به هر دليلي قسمتي از برنامه ريزي انجام شود، افراد مطمئن هستند که برنامه هاي اصلي شان با موفقيت انجام شده است. کارهاي ضروري کارهايي است که اگر انجام نشود، ضرري به آينده فرد مي رسد. برنامه بايد در حد توان افراد باشد و از حد تعادل و توان خارج نباشد وگرنه افراد نمي توانند برنامه را به پايان برسانند.

افراد بايد روحيه انعطاف پذيري را در خودشان تقويت کنند. البته هر فردي بايد تمام تلاشش را بکند که کارهايش را طبق برنامه ريزي انجام دهد ولي بايد به اين نکته هم توجه کند که گاهي ممکن است اتفاقاتي بيفتد که پيش‌بيني نشده است و کنترل آن ها در دست او نيست. در نتيجه بايد هميشه، آمادگي تغيير در برنامه را داشته باشد و از ايجاد تغيير در برنامه ريزي، نا اميد و ناراحت نشود.

بعد از اين که مدتي از اجراي برنامه گذشت، بايد با ارزيابي فعاليت هاي خودمان ببينيم که چقدر به هدف مان نزديک شده ايم. اين باز خورد گرفتن و بررسي برنامه باعث مي شود که ضعف هاي برنامه مان زودتر مشخص شود.

با آرزوی تهیه وتدوین برنامه مناسب برای سال آتی