هشتم مهر سالروز بزرگداشت مولانای بزرگ گرامی باد

رو سر بنه به بالین ، تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفا کن
هشتم مهر ماه روز بزرگداشت عارف و شاعر بزرگ ایرانی ، جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولاناست. مولانا از بزرگترین عرفا و شعرای ایرانی تبار پارسی گوی است که در پانزدهم مهرماه سال  ۵۸۶ خورشیدی در بلخ چشم بر جهان گشود. پدرش واعظ سرشناس شهر، بهاء الدین محمد معروف به بهاء ولد بود که مدرس و واعظی خوش بیان و خطیب بود. جلال الدین به روایتی 14 ساله بود که پدرش بلخ را ترک گفت و قصد حج کرد و به بغداد رهسپار شد .
هنگامی که به نیشابور رسیدند ، شیخ عطار کتاب اسرار نامه خود را به جلال الدین محمد هدیه داد و به پدرش گفت: «زود باشد که پسر تو آتش در سوختگان عالم زند» .
شهرت بی مانند مولوی به عنوان چهره ای درخشان و برجسته در تاریخ مشاهیر علم و ادب جهان بدان سبب است که وی گذشته از وقوف کامل به علوم و فنون گوناگون، عارفی دل آگاه، شاعری درد آشنا و اندیشه وری پویاست که آدمیان را از طریق بی ارزش شمردن پدیده های عینی و ذهنی این جهان به جستجوی کمال و آرام و قرار فرا می خواند.
زندگی مولانا پس از آشنایی با شمس تبریزی که شوریده ای از شوریدگان روزگار خود بود دگرگون شد. شمس تبریزی، مولانا را با افق دیگری از معنویت و عرفان آشنا کرد و روح او را در آسمان های برتر به پرواز درآورد. او در سال 642 به قونیه وارد شد و در سال 643 از قونیه به دمشق رفت و مولانا را در آتش هجران گداخت. مولانا پس از آگاهی از اقامت شمس در دمشق نخست با غزل ها، نامه ها و پیام ها از او خواستار بازگشت شد و پسر خود را به جستجوی شمس فرستاد. شمس این دعوت را پذیرفت و به سال644 به قونیه بازگشت اما بار دیگر با جهل و خودخواهی مردم و تعصب عوام روبه رو شد و ناگزیر به سال 645 از قونیه رفت .
مولانا باز در پی او روان شد اما نشانه ای از او نیافت و در این میان سر به شیدایی برآورد و غزلیات خود را با نام او مزین کرد. برخی آثار ارزشمند او از نظم و نثر عبارتند از مثنوی ، دیوان غزلیات معروف به کلیات شمس، رباعیات، مکتوبات مولانا، فیه ما فیه، مجالس سبعه و غیره.
سرانجام مولانا در چهارم دی ماه سال ۶۵۲ خورشیدی در شهر «قونیه» رخ در نقاب خاک کشید. آرامگاه او در قونیه زیارتگاه دوست داران شعر پارسی است.