كوروش بزرگ نماد كردار نيک بود

تا تاریخ هست، تا آزادگی و فرزانگی هست، کوروش بزرگ زنده است، همانگونه که اشوزرتشت و فردوسی پاکزاد.
در ایران، اشوزرتشت نماد اندیشه‌ی نیک، فردوسی تجلی گفتار‌نیک و کوروش بزرگ پیرو کردار نیک است. سه فرزانه‌‌ای که جهان را پویندگی، بالندگی، سازندگی و آبادانی و خرمی بخشیدند.
کوروش بزرگ نخستین بنیان‌گذار پادشاهی در ایران، نظامی نیک‌ کردار بنا نهاد که تا آن روزگار هیچکس نتوانسته بود حتا به آن فکر کند. سامانه‌ای برپایه‌ی انسانیت و حقوق بشر. حکومتی جهانی، بشردوستانه و دادگسترانه.
همه‌ی اندیشمندان و رخدادنگاران جهان باستان از او به بزرگی و نیکی یاد کرده اند. در تورات، مسیح (نجات دهنده)نامیده شده است. درمیان همه فرنانروايان که از آغاز زندگی ایرانیان در سرزمین ایران فرمانروایی کرده‌اند، شاید هیچكس را نتوان یافت که از فرزانگی، آزادگی و آزاداندیشی کم‌مانندی چون کوروش بزرگ برخوردار باشد.
او آغازگر نخستین و بزرگ‌ترین امپراتوری جهان بود که تاکنون نیز در میان جوامع بشری بی‌مانند و بی‌رقیب مانده است.
کوربزرگ ش استوره نیست. کوروش بزرگ انسانی آسمانی نیست. او مردی است بزرگ، نامدار و بیش از همه انسانی است زمینی و زاده‌ی سرزمين اهورايی ايران به مانند همه‌ی پارسیان و آریاییان دارای ويژگيهاي اخلاقی و انسانی در خور ستایش، هوشی سرشار، جوانمرد، فداکار، دلاور، مهربان، بخشنده و مداراجو.
شگفت اینکه دوست و دشمن، خویش و بیگانه آرزوی داشتن فرمانروایی چون او را در سر می‌پروراندند.
متفکر و اندیشمند یونان باستان، گزنفون، در کتاب خود «سیرت کوروش»، او را «انسان کامل»می‌نامد و با اینکه تعصب و غیرت یونانی بودن دارد، ولی حکومت دودمان هخامنشی، در دوران کوروش بزرگ را برتر از تمدن یونان معرفی می‌كند.
یونانیان که در سواحل آسیای كوچك شكست خورده بودند با وجود نفرتی که نسبت به پارسی‌ها نشان می‌‌دادند-آنگونه که از نمایشنامه‌ی «پارسیان»نوشته‌ آشیل شاعر آنان برمی‌آید-در وی به چشم یک فرمانروای آرمانی می نگریستند.
ويژگي‌هايی که به کوروش بزرگ نسبت می‌دهند، برخاسته از فرهنگ اخلاقی او است. پیش از آنکه اين منش، فردی باشد، نماینده‌ی فرهنگ اجتماعی و ملی اوست. مردی که در اوج توانايی سیاسی و نظامی بود با چنان مهربانی و مدارايی به مردم می‌نگریست که جای تردیدی برای هیچکس چه بت‌ پرست و چه خداجوی باقی نمی‌گذاشت که او همگان را دوست می‌دارد و همه را به چشم ادب و احترام و فروتني می‌نگرد. او با دلاوری هايش، تا جایی که لازم بود می‌جنگید و از هیچگونه تدبير نظامی كوتاهی نمی‌ورزید تا مگر دشمن را از پای درآورد، ولی به مجرد آنکه شمشیر از دست دشمن به زمین می‌افتاد، بر او بخشش می‌آورد و بی‌آنکه به مال و جان و ناموس و ارزش انسانی او درازدستی شود، گرامی‌‌اش می‌داشت.
کوروش بزرگ هیچگاه مغرور پیروزی‌های خویش نشد، بوی خون مستش نکرد و دست به تجاوز و ستم نگشود. شهری را نمی‌توان به یاد آورد که به وسیله‌ او نابود شده باشد، آن‌سان که پيروزمندان دیگری مانند اسکندر کردند. در برابر، شماری شهر به نام کوروش از وی به یادگار مانده، همانند آنچه که در  قفقاز ساخته و یا شهرهايی که در دل آسیای مرکزی و شاید کنار رودخانه‌ جیحون بود و سرزمينی نیز به همین نام در خود فارس.
رفتار مداراجویانه و گراميداشت دیگر ادیان را در استوانه‌ی فرمان کورش بزرگ می‌توان دید. آزاد کردن یهودیان در بابل به فرمان کورش بزرگ نمونه‌ای از این رفتار بزرگ‌ منشانه است که در کتاب سپندينه‌(:مقدس) آنان به آن اشاره شده است.
در 2553 سال پيش در روز هفتم آبان ماه برابر با 29 اكتبر 539 پيش از زايش مسيح ، پس از پيروزی بر شاه بابل، نخستين منشور آزادی ملت‌های جهان توسط كوروش بزرگ نوشته شد.
اين روز از سوی سازمان ملل، روز جهانی كوروش و يا روز جهانی آزادی بشر ناميده شد.

امرداد