چرخ چرخاب هخامنشی دیگر نمی‌ چرخد !

سیاوُش آریا :
نامش «چَرخاب» است، ولی سال‌های سال است که از دست بی‌مهری‌های ما، چرخش دیگر نمی چرخد. کاخی ارزشمند به جای مانده از روزگار هخامنشیان که در گوشه‌ای رها شده و پایه ستون و ته ستون‌های آن به شوَند (:دلیل) رسیدگی نکردن و نبود سایه‌بانی مناسب و در خُور، رو به نابودی است.
به گزارش اَمرداد، کاخ «چرخاب»در بُرازجان بوشهر که از کاخ‌های آغازین دوره‌ی هخامنشیان است و از دید مِهرازی (:معماری) همانندی‌های بسیاری با کاخ اختصاصی کورش بزرگ در پاسارگاد دارد نه تنها در گوشه‌ای خاک می خورد، بلکه نامهربانی ها در آن بسیار غم بار و دردناک است. از جاده‌ی خاکی و نامناسبی که به این بازمانده (:اثر) 2500 ساله می‌رسد گرفته تا جایگاه بسیار بد بخش درونشُد(: ورودی) این یادگار نیاکانی و وجود انبوه زباله ها در کنار آن ، از رها شدن وسایل کار برای اَفراشته شدن سایه‌بانی که خود به یادمان تاریخی‌ای دگرگون (:تبدیل) شده تا جای گرفتن خُرده کاراسته‌ها (: مصالح) بر روی پایه ستون‌های هخامنشی!
اما مهم ترین و اندوه بارترین بلایی که بر دامان این بازمانده‌های برجای مانده از بزرگ ترین شهریاری ایران و جهان نشسته، غبار فراموشی است که شوَندهایی(:دلایلی) مانند، گرمی و سردی هوا و دگرگونی دما در شب و روز، ریزش باران و برف بر روی ته ستون‌ها که دشمن خاموش یادمان های سنگی است و آنان را تا خطر ویرانی تهدید می کند و جای گرفتن مستقیم بر زیر نور خورشید، همه و همه بلایایی است که بر سر این بازمانده‌ها فرود آمده و نیازمند رسیدگی و توجه مدیران و مسوولان فرهنگی استان به ویژه سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است.
شاید ولی، دردآورترین چیزی که به چشم هر گردشگر و بازدید کننده ای می‌آید و مایه‌ی آزار و نگرانی هر دوست دار میراث نیاکانی باشد، پاشیده شدن رنگ و آخال (: فضولات) پرندگان بر روی پایه ستون های کاخ است که افزون بر چهره ی زشت و ناخوشایند به جا مانده، شوَند آسیب به این بازمانده ها شده و با گذشت زمان و به آرامی آن را با خطر ویرانی رو به رو می کند. پُرسمانی(: مساله ای) که بهتر است هر چه زودتر چاره ای برای آن اندیشیده شود. از دگر سو، دشواری این یادمان ارزشمند کمبود نیروی کار و بودجه است که جا دارد مدیران و مسوولان فرهنگی کشور به این مهم توجه کنند. زیرا به گفته‌ی کارشناسان این مجموعه نیازمندکاوش های باستان شناسی و مطالعات هدفمند و گسترده تری است تا با داده های باستان شناسی بتوانیم آگاهی های بیشتری از این منطقه به دست آوریم و استوارتر درباره ی آن سخن بگوییم.
از ارزشمندی‌های این مجموعه‌ی تاریخی و فرهنگی همین بس که منطقه ای راهبردی (:استراتژیک) در روزگار هخامنشی بوده که در چهار راه بازرگانی و 20 کیلومتری دریای پارس (:خلیج فارس) جای گرفته و بنیادی ترین (:اصلی‌ترین) سند استوار فرمانروایی ایرانیان بر دریای پارس است. هرچند گفته شده که این کاخ از کاخ های زمستانی کورش هخامنشی بوده، ولی گواهانی (: شواهدی) برای اثبات این نهاده (: موضوع) وجود ندارد. زیرا این کاخ به همراه دو کاخ «بردک سیاه» و «سنگ سیاه» هخامنشی در منطقه‌ی برازجان از دیدگاه راهبردی دارای ارزش بوده و بی گمان نزدیکی آن‌ها به دریای پارس ما را بر آن می دارد تا کارکردهای مهم دیگر آن را بررسی کنیم. نهاده ای که اگر کاوش‌های هدفمند باستان شناسی در آن از سر گیرد پاسخی بر همه ی نادانسته‌ها است و چه بسا با یافته های تازه برگی زرین بر بالندگی های ما ایرانیان در منطقه و کشور و حتا جهان افزوده شود.
نصرالله ابراهیمی، باستان شناس در همین زمینه به اَمرداد می گوید : «کاخ «چرخاب» را در سال 1350 خورشیدی دکتر علی اکبر سرفراز کاوش کرد و دور دوم کاوش های ایشان دهه‌ی 80 بود که در نتیجه ی این کاوش ها یک لوح تاریخی به دبیره‌ی (:خط) پارسی باستان در پیوند با زیر فرمان گرفتن (:کنترل) هخامنشیان بر دریای پارس یافته شد».
این دانشجوی دکترای باستان شناسی ادامه می دهد: «درکاوش های سرفراز روشن شد که این کاخ همانندهای بسیاری با کاخ اختصاصی کورش در پاسارگاد دارد. با این همه ما گواهانی نداریم که بتوانیم بگوییم این کاخ وابستگی (: تعلق) به چه کسی دارد و تنها می‌توان گفت، این کاخ در دوره ی آغازین هخامنشی ساخته شده است. این که گفته می‌شود این کاخ، کاخ زمستانی کورش است، هنوز هیچ سندی از آن به دست نیامده که بتوانیم استوار درباره اش سخن بگوییم و تا در داده‌های باستان شناسی چیزی به دست نیاید، نمی‌توان اظهار نظری کرد».
ابراهیمی ویژگی های این مجموعه را بر می‌شمرد و می افزاید: «از دید مِهرازی (: معماری) این کاخ، مهرازی پاسارگادی دارد و پایه ستون‌های مربع شکلی که در کاخ کورش داریم در این جا نیز، وجود دارد. اما با این همه دیگرگونی هایی هم با کاخ کورش داریم که شالی ستون‌های پاسارگاد با کاخ «چرخاب» یکی نیست و فرم آن ها دیگرگونه است. سنگ درگاه ورودی که در این کاخ کار شده دارای آراسته‌های (:تزیینات) بیشتری نسبت به نمونه‌ی پاسارگادی است. هم چنین دیوارهای جدا کُننده ی میان ایوان مرکزی که در پاسارگاد و کاخ «بردک سیاه» وجود دارد در کاخ «چرخاب» موجود نیست».
این هخامنشی شناس در بخش دیگری از سخنان خود به اَمرداد، می گوید : «درکاخ «چرخاب» ما با نمونه ی مِهرازی آغازین دوره ی هخامنشی رو به رو هستیم و به دید من این کاخ، نیمه تمام مانده و کامل نشده است. هرچند که نیاز به مطالعات  بیشتر و کاوش های باستان شناسی هدفمند دارد تا با یافته های تازه بتوان سخنان کامل تری را بیان کرد».
این کارشناس باستان شناسی اداره‌ی میراث فرهنگی استان بوشهر در پاسخ به این پرسش که چاهی که در میان میدان (: محوطه) کاخ است وابسته به دوران هخامنشیان است، می گوید: «این چاه وابسته به دوران پس از هخامنشی و به گمان بسیار ازآنِ روزگار ساسانیان است که در کاوش ها روشن شد که این چاه را بر روی یکی از پایه ستون‌ها ساخته و آن را ویران کرده اند. در ساخت این چاه بزرگ و ژرف از آجر بهره برده شده است».
ابراهیمی در برابر پاسخی دیگر مبنی بر این که، جای سه پایه ستون در کنار پایه ستون ها وجود دارد و باور مردم بر این است که این پایه ستون ها به تازگی از میان رفته است، می گوید: «این سه جایی که به شکل و اندازه‌ی پایه ستون ها است را ما برای بررسی و پژوهش انجام داده ایم. ما در آن جا «سِکشِن» 10 سانتی متری زدیم تا به سنگ لاشه رسیدیم و این پِی (:فونداسیون)هایی است که ما از آن طریق به پایه ستون رسیدیم. این کار برای آن است که بدانیم در جانمایی پایه ستون ها کاری شده است یا نه».
به گزارش اَمرداد، کاخ هخامنشی «چرخاب» که در یک کیلومتری جنوب باختری (:غربی) شهر برازجان جای گرفته، به شوَند جای گیری زیر نور آفتاب و باد و باران هایی که در جنوب کشور رخ می دهد و نزدیکی با زمین های کشاورزی در حریم این کاخ، در خطر آسیب دیدگی جدی است. هم چنین، بسیاری از عوامل محیطی در چند سال گذشته، شوَند ویرانی آرام این میدان تاریخی شده است. از سویی، در گذشته سقفی روی همه ی میدان تاریخی «چرخاب» کار گذاشته شده بود تا از شتاب نور آفتاب و آسیب باران به بازمانده های تاریخی پیشگیری شود، ولی در سال 85 همان سقف را هم برداشتند. در سال 88 نیز، سایه‌بانی روی پایه ستون‌های میدان تاریخی ساخته و کار گذاشته شد، ولی یک دشواری بزرگ داشت، این سایه بان در درون گمانه (: ترانشه) جای گرفته و در زمان باریدن باران، آب های دفعی را به درون گمانه رَهنمون کرده و شوَند برگرداندن (: انحراف) آب به بیرون نمی شود، در حالی که این سایه بان باید همه ی گمانه را به گونه ای بپوشاند که آب باران دفع شده به درون گمانه نریزد. از دیگر عوامل ویرانی آرام این میدان تاریخی ارزشمند، کشتزارهای (: مزارع) تنباکو و نخلستان های قدیمی پیرامون این مجموعه ی تاریخی است. به گونه‌ای که حریم درجه یک این میدان تاریخی، فنس‌کشی شده، ولی بیرون از آن زمین های کشاورزی گسترده ای وجود دارد که رطوبت آن ها به بازمانده‌های تاریخی به جا مانده از این کاخ آسیب می رساند. این درحالی است که به گمان زیاد وجود بازمانده های تاریخی زیر خاک پنهان شده در میدان این کاخ، به وسیله ی رطوبت حاصل از زمین های کشاورزی در نزدیکی این میدان شوَند فرسایش با گذشت زمان در این بازمانده ها خواهد شد.
مهم‌ترین ویژگی این کاخ، روش و سبک ساخت پایه ستون های سنگی مکعب شکلی است که به گونه ی دقیق و نازکی (: ظریفی) تراش و صیقل داده شده به گونه ای که در پیوست (: اتصال) سنگ ها از هیچ گونه ملات و سیمانی بهره برده نشده است. این پایه ستون ها با شالی های بسیار زیبا، مجموعه ای نیم کاره (: ناقص) هستند و تنها چهار سرستون آن ها سالم برجای مانده است و در دروازه ی شاهی اَفراشته شده اند. بازه ی (: فاصله ی) هرکدام از پایه ستون ها از یک دیگر نزدیک دو متر است.
به باورکارشناسان، روش پرداخت (: صیقل) سنگ و پیوست آن ها و شیوه ی بهره‌گیری از ترکیب رنگ، عایق بندی و مقاوم سازی در این سازه‌ی هخامنشی با سازه های موجود در پارسه و پاسارگاد همساز است. از شگفتی های دیگر در مِهرازی و زیبایی‌شناسی این کاخ، گزینش (: انتخاب) و گوناگونی (: تنوع) رنگ در ستون‌ها است که برای نخستین بار در میدان‌های سنگی هخامنشی دیده شده است.
کاخ «چرخاب» بوشهر، تنها نمونه‌ای از مِهرازی این دوره است که در سازه‌ی آن هم از سنگ و هم ازآجر بهره برده شده است. بهره گیری از لعاب سیلیس(: فراوان ترین ترکیب اکسیدی موجود در پوسته زمین) روی کف سازه نیز از دیگر نهاده های جالب توجه دراین کاخ است که به عنوان اندود کف به کار گرفته شده و از دید رنگ و جنس و روش ساخت نهاده‌ی در خُور نگرشی (:قابل تاملی) است به گونه‌ای که بخشی از دروازه‌ی شاهی این کاخ که ناتمام مانده ، وارون (: خلاف) تالار اصلی، با لعابی از جنس سیلیس، کف سازی شده است.
با همه‌ی این ویژگی‌هایی که نام برده شد، این میدان تاریخی روزگار غم‌باری را می گذراند و نیازمند توجه و رسیدگی بیشتر است.
در زیر نگاره‌هایی(:تصاویری) که به تازگی از این مجموعه گرفته شده است را ببینید :