مولانای بزرگ

در میان عاشقان عاقل مبا

در میان عاشقان عاقل مبا

خاصه در عشق چنین شیرین لقا

دور بادا عاقلان از عاشقان

دور بادا بوی گلخن از صبا

گر درآید عاقلی گو راه نیست

ور درآید عاشقی صد مرحبا

عقل تا تدبیر و اندیشه کند

رفته باشد عشق تا هفتم سما

عقل تا جوید شتر از بهر حج

رفته باشد عشق بر کوه صفا

عشق آمد این دهانم را گرفت

که گذر از شعر و بر شعرا برآ

 

دل چو دانه ما مثال آسیا

دل چو دانه ما مثال آسیا

آسیا کی داند این گردش چرا

تن چو سنگ و آب او اندیشه‌ها

سنگ گوید آب داند ماجرا

آب گوید آسیابان را بپرس

کو فکند اندر نشیب این آب را

آسیابان گویدت کای نان خوار

گر نگردد این که باشد نانبا

ماجرا بسیار خواهد شد خمش

از خدا واپرس تا گوید تو را