عرضه کتاب داعش و جهاد النکاح در نمایشگاه کتاب

کتاب «داعش و جهادالنکاح» نوشته امیررضا پرحلم درباره جنایات جنسی و دیگر اعمال غیرانسانی گروهک تروریستی و منحرف داعش، توسط انتشارات پرسمان منتشر و در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شده است.

به گزارش نون و آب و به نقل از افکارنیوز، «داعش و جهادالنکاح» همان طور که از نامش پیداست، درباره انحرافات و جنایات داعش در سوریه و کشورهای اسلامی است. ترجمه انگلیسی این کتاب ماه پیش در آمریکا و اروپا به چاپ رسید و هم اکنون به صورت اینترنتی در سایت آمازون به فروش می رود.
سروع داستان داعش را می توان در فرازهای ابتدایی این کتاب جستجو کرد: «حوالی غروب یکی از شب های فوریه ۲۰۰۴، یک اتوبوس حامل چند تروریست خطرناک مقابل زندانی در بصره توقف کرد. سربازان امریکایی چشم های آن زندانیان را بسته بودند. یک سرباز چاق آمریکایی به مسئول تحویل گرفتن زندانی ها گفت: این عوضی ها در ابوغریب راحت نبودند اما مطمئنم اینجا به آنها خوش خواهد گذشت! سرباز زن آمریکایی که مسئول تحویل گرفتن آنها بود پرسید: تروریست هستند؟ سرباز چاق در حالیکه پک عمیقی به سیگارش می زد با تکان دادن سر تائید کرد و گفت: من جای تو باشم چند عقرب هار به سلول آنها می اندازم. سرباز زن گفت: ما اگر چنین حماقتی کنیم دادگاهی می شویم بهتر است صبر کنیم تا چند وقت دیگر که اینها از زندان آزاد شدند و دولت ما برای سر این ها جایزه گذاشت، دست بکار شویم. آمریکایی ها فکر می کردند تروریست ها مشتی احمق هستند که زبان آنها را نمی فهمند اما در میان زندانی ها، ابوبکر متوجه حرف های آنها بود.»
این کتاب لحنی گزارش گونه و داستانی دارد و وقایع را با ترتیب تاریخی از تشکیل داعش تا جنایات اخیر این گروه، روایت می کند. نبرد و صحنه های جنگ در سوریه، همچنین رویارویی فرماندهان و ژنرال های ایرانی با نیروهای تکفیری و داعشی از جمله مواردی است که در روایت این کتاب سهم دارند.

بخش های مختلف این کتاب عبارت اند از:
جدال در ملکوت، گردهمایی اشرار، تب انقلاب، زن باره ها، گردان فسقلی ها، عزیمت فوری به بهشت، سرطان زیرپوستی، ازدواج در اصطبل، فتوای جهاد جنسی، زنی که پیکارجویان را زنده به گور کرد، ماموریت روسپی های بیمار، جهاد بی وقفه زنان نکاحی، سیاحت شوم در میان خون و دود، آدمکش های کله شق، نبرد بی سرانجام در مرکز شهر، بازگشت خونین، شهر زنان و کنیزان، مردان شلاق به دست زنان جلاد، زنانی که از بازار برده فروشی سر در آوردند، پرده آخر.
قسمتی از این کتاب را که حقایق و سطور آن، قابل تحمل تر است و جنایات کمتری در آن ثبت شده، می خوانیم:
گروه اشباح هراس زیادی در میان پیکارجویان جهادی ایجاد کرده بود. اشباح به صورت ناگهانی بر روی سر و کله مهاجمان می پریدند و آنها را خفه می کردند. در میان پیکارجویان شایع شده بود که ارواح کسانی که کشته شده اند سر به شورش گذاشته و در حال انتقام گیری هستند.
ابوبکر با اعلام برقراری دولت اسلامی در بخش هایی از سوریه، فرماندهان ارشد و والیان خود در شهرهای مختلف تحت تصرف در سوریه را به یک نشست فوق العاده مهم فراخواند تا نقشه و برنامه آینده خود را برای آنها بازگو کند. او به والیان شهرها گفت: "به مسئول عضو گیری در شبکه های اجتماعی گفته ام تا می توانند نیروی جهادی جذب کنند. "
والی رقه گفت: "خوب شد ما از مهلکه دمشق خارج شدیم، اکنون ما یک حکومت اسلامی مستقل داریم. "
ابوبکر گفت: " محال است ایرانی ها اجازه سقوط دمشق را بدهند، النصره و ارتش آزاد خود را نابود کردند ولی خلافت آینده مسلمین در اختیار ماست. "
والی یکی از بخش های جنوب حلب گفت: " ما سراسر بخش های تحت نفوذ خود را با بمب های کنار جاده ای ایمن کرده ایم. "
ابوبکر گفت: " سر و کله هر مزاحم جنگجویی پیدا شد درجا نابودش کنید، حکومت اسلامی با کسی شوخی و تعارف ندارد. "...
این کتاب با ۱۷۶ صفحه، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۸ هزار تومان منتشر و وارد نمایشگاه کتاب تهران شده است.