چرا به تاجیکستان سفر کنیم؟

چرا به تاجيکستان سفر کنيم؟ اين نخستين پرسشی است که در ديباچه کتاب راهنمای مصور "تاجيکستان و کوهستان پامير" آمده است. برای بسياری از مردم دنیا تاجيکستان کشور چندان شناخته ای نیست.  از اين رو، رابرت ميدلتون و هيو توماس، دو نويسنده اصلی اين کتاب نفيس هفتصد صفحه ای که به انگلیسی نوشته شده،  نخست تلاش کرده اند به اين پرسش بجا پاسخ بدهند.

 

نويسندگان کتاب، تاجيکستان را کشوری می دانند که به درد يک سياح می خورد، نه يک گردشگر معمولی که انتظار دارد از آسايش يک سفر لوکس برخوردار باشد. تاجيکستان، محلی است برای کسانی که حاضراند در جستجوی جلوه ها و منظره های دلفريب و وحشی، راهی سخت و ناآشنا را بپيمايند و محنت راه را با مهمان نوازی خارق العاده مردم بومی آن جبران کنند.

در واقع، "تاجيکستان بهشت راهنوردان و کوهنوردان و دوچرخه سواران و عکاسان و افرادی است که مشتاق ديدن منظره های زيبا و دست نخورده اند. کوهستان پامير، فان، زرافشان و حصار فضای فراخ مناسبی برای انجام همه اين کارهاست."

برای بسياری از غربی ها اين ديدگاه نويسندگان کتاب غيرمنتظره خواهد بود که "تاجيکستان از اکثر کشورهای اروپايی امن تر است." در حالی که در پی جنگ داخلی اين کشور که در سال 1997 ميلادی پايان يافت، سفارت های اروپايی در تارنماهای خود به شهروندانشان توصيه کردند که بهتر است از سفر به تاجيکستان خودداری کنند.

اما در واقع، ميزان بزهکاری در تاجيکستان به مراتب پايين تر از بسياری از کشورهای اروپايی است. با وجود اين که تاکنون در باريکه های مرزی تاجيکستان با ازبکستان و افغانستان و در برخی از نواحی منطقه رشت در شرق تاجيکستان مين های سالم از دوران جنگ داخلی باقی مانده اند. اما اين مناطق نشان گذاری شده و احتمال برخورد با مين ها اندک است.

ولی هشداری که نویسندگان می دهند، مربوط به آب آشاميدنی است. به دليل فرسودگی سامانه آب رسانی تاجيکستان آب شير در سراسر کشور آلوده است. از اين رو از نوشيدن آن بايد جدا پرهيز کرد. آب را بهتر است از فروشگاه ها بخريد.

بخش آداب و رسوم مردمی، خواندنی است. مرتبان کتاب به ظريف ترين نکات مربوطه توجه کرده اند و برای نمونه، از مسافران خواسته اند که هميشه قبل از ورود به خانه کسی کفش هاشان را در بيارند؛ به هنگام ادای درود و سلام دست روی سينه داشته باشند؛ روی ميز يا سفره پا نگذارند؛ حتا اگر غذا اشتهاآور نباشد، دست کم دو سه بار به آن ميل کنند؛ در پايان تناول به نشان سپاسگزاری از نعمات خدا دست به رخسار بکشند؛ در حضور مردم محلی دماغشان را با سر و صدا پاک نکنند و غيره.

بيش از هفتاد سال سياست سنت ستيز شوروی هم نتوانسته است اين آداب و رسوم را به کلی بزدايد.

اما آن دوران در ميان تاجيکان عادات تازه ای را مرسوم کرده است که علاقه مردان به مشروبات، به ويژه ودکا، از جمله آن است. ودکا را در ضيافت ها همواره با نوشبادهای مفصل و به فراوانی می نوشند. برای آنانی که به نوشيدن ودکا خو نگرفته اند، کتاب راهنما توصيه می کند که از همان آغاز ضيافت به جای ودکا آبجو يا چايی بنوشند، وگرنه مجبور خواهند شد با اصرار ميزبان تا پايان بزم می گساری کنند.

رابرت ميدلتون در بخش تاريخچه تاجيکستان دوره های مختلف تاريخی اين سامان، از سکايی ها و هخامنشيان و مقدونی ها و پارت ها و کوشانيان گرفته تا روسيه تزاری و اتحاد شوروی را به اختصار مرور کرده است.

 وی می نويسد که نام "تاجيک" نخستين بار در سده يازدهم ميلادی در اثر محمود کاشغری، تاريخ نگار ترک ذکر شده است و منظور او از "تاجيک" پارسی گويان ايرانی تبار منطقه بوده اند. ميدلتون اين احتمال را مطرح می کند که شايد واژه "تاجيک" برآمده از واژه چينی Daxia يا Ta-Haia به معنای سرزمين باستانی "باختر" باشد. با گذشت زمان واژه "تاجيک" يا "تاجک" به همه پارسی گويان ايرانی تبار اتلاق شد، به گونه ای که سعدی شيرازی هم در يک بيتش خود را تاجيک می نامد:

شايد که به پادشه بگويند / ترک تو بريخت خون تاجک

تاکيد مکرر نویسندگان کتاب روی حضور اسکندر مقدونی در منطقه محسوس است. شايد به دليل اين که برای يک خواننده غربی "اسکندر مقدونی" آشناترين نام در ميان آن همه نام های نامانوس ديگر است.

ميدلتون می نويسد، اسکندر سرزمين سغد را تحت انقياد خود در آورد که اکنون بخش هايی از تاجيکستان و ازبکستان را تشکيل می دهد. لشکرکش مقدونی برای تسکين مردم محلی با رخشانه (Roxane)، دختر يکی از سالاران سغد ازدواج کرد.

در بخشی از کتاب که در باره مردم استان بدخشان تاجيکستان است، می خوانيم که بنا به رواياتی، مردم اين منطقه رنگ روشن چشم و پوست را از بازماندگان لشکر اسکندر مقدونی به ميراث برده اند. البته، اين روايت بنياد علمی ندارد و نويسندگان کتاب هم روی آن تاکيد ندارند و معتقداند که اصالت مردم بدخشان به دوره هايی بسا پيشتر از اسکندر برمی گردد و بدخشی ها وارثان سکايی های آريايی دوران باستان اند.

در کل، در پانزده صفحه کتاب راهنما از اسکندر مقدونی ياد شده و هيو توماس پاره ای از کتاب را به کلی به لشکرکشی های اسکندر در ورارود و شهرهای بجامانده از او اختصاص داده است. يکی از اين داستان ها در باره نبرد شديد مردم شهر "کورش کده" (Cyropolis)، استروشن امروزی در شمال تاجيکستان، عليه اسکندر مقدونی است. به نوشته کورتيوس، تاريخ نگار يونان باستان، هيچ شهر ديگری در برابر اسکندر اين همه مقاومت نکرده بود.

کورش کده را در حوالی سال 530 پيش از ميلاد کورش بزرگ بنياد نهاد و اسکندر مقدونی پس از تسخير آن شهر را بر خاک نشاند. او در کنار کورش کده شهری ديگر ساخت و آن را اسکندريه دوردست (Alexandria Eschata) ناميد که اکنون ما آن را با نام خجند می شناسيم.

کتاب راهنمای تاجيکستان و کوهستان پامير در نوع خود بی همتاست و بيشترين اطلاعات موجود در باره اين کشور را از منابع گوناگون گردهم آورده است. گزارش های توصيفی آن گوياست و رنگين است و حاکی از آشنايی نزديک نويسندگان کتاب با مردم و سرزمين تاجيکستان است.

خواننده باحوصله اين کتاب می تواند جزئيات فراوانی را از سرنوشت تاريخی و جغرافيايی، جانواران و گياهان و فرهنگ و هنر تاجيکستان به دست آورد. اما همين ويژگی آن، کتاب را از ديگر راهنماهای جهان گردی متمايز کرده است. در واقع، کتاب تاجيکستان و کوهستان پامير، به مانند خود کشور، به درد گردشگران معمولی نمی خورد، بلکه جويندگان تشنه دانش در باره اين کشور را سيراب خواهد کرد.
Tajikistan and the High Pamirs
Robert Middleton, Huw Thomas
Odyssey Books & Guides
2008
700 pages
UK £18.95; US $29.95