کوروش کده یا استروشن یادگاری از کوروش بزرگ در تاجیکستان

اِسترَوشَن Истаравшан منطقه‌ای است  باستانی در ماوراالنهر و یکی از شهرهای ولایت سغد  تاجیکستان. این شهر باستانی و زیبا در 30 کیلومتری شهر خجند  و در کوهپایه‌های شمالی رشته‌کوه‌های ترکستان واقع شده و یکی از قدیمی‌ترین شهرهای تاجیکستان است. استروشن از عهد باستان مرکز سواد و کسب هنر و علم و ادب بوده و در ماخذهای گوناگون تاریخی، استروشن را با نام کورش کده، کیئوروپل، استروشنه، سروشنه و امثال اینها یاد کرده اند.

در 2560 سال پیش کوروش بزرگ در مکانی که امروز شهر استروشن   Istrowshan   قرار دارد شهری را بنا نمود که نخست نامش کوروش کده بود. این شهر برای پاسداری دولت هخامنشی در برابر بیابانگردان بادیه نشین شمال آسیای میانه بنا شده بود. شهری بود با برج و باروی استوار که با 12 دروازه با خارج از شهر در ارتباط بود. در این شهر آتشکده بزرگی قرار داشت که باقیمانده آنرا امروزه مغ تپه میگویند که در وسط شهر امروزی استروشن قرار دارد.اسکندر مقدونی دویست سال پس از آن در حمله ای که به ایران کرد تا این شهر نیز رسید و در همین شهر بود که زخمی گردید و در نتیجه سربازانش شهر را ویران کردند.از آنجا که استان سغد‚ مکانی که امروزه شهر استروشن در آنست بسیار حاصلخیز است‚ شهر جدید دوباره جان می گیرد آباد گشته و باز هم مرکز داد و ستد بازرگانی قرار میگیرد و جزو شهرهای مهم در مسیر جاده ابریشم می شود. آبادانی شهر سالها ادامه دارد تا اینکه عربها حمله میکنند. پس از آنها مغولان این شهر را خراب کرده با خاک یکسان می کنند.  و شهر پس از آن نام اورا تپه را می گیرد تا اینکه در سال 2002 حکومت جدید تاجیکستان نام شهر را به نام قدیمی خود استروشن بر میگرداند. امروزه استروشن یکی از شهرهای بزرگ تاجیکستان و یکی از مراکز ادب و فرهنگ این ناحیه است و پس از شهر خجند، مقام دوم را در استان سغد دارد. ما از باشندگان این شهر نامهایی را شنیده ایم بدون آنکه بدانیم و یا توجه داشته باشیم که به این شهر تعلق داشته اند. شبلی مشهور در ادبیات صوفی ایران زاده این شهر است ما نام شبلی را در کارهای فریدالدین عطار ( تذکره الاولیا)، جامی، سعدی ... و سایر ادیبان صوفی مسلک می بینیم. افشین که دشمن بابک خرم دین بود، نیز از همین شهر بوده است. او با دسیسه های خلیفه عباسی بابک خرم دین را بدنام کرد و از میان برد. با آنکه افشین حیدر پسر کاووس از شاهزادگان ایرانی بود و تعصب شدیدی به آئین و آداب ایرانی داشت. توسط عمال خلیفه اسیر شد و به بغداد آورده شده بود. وی در مذهب به روش مانی بود ولی در عمل جزو بنده های خلیفه، آشوبگر و به ضدیت به فرهنگ و آرمان دودمان خود برخاست.ادبیات فارسی در این ناحیه مانند بیشتر نواحی آسیای میانه پیرو جامی و بیدل بوده است. در شهر خجند که در نزدیک شهر استروشن قرار دارد، ما شاعران و ادیبان فراوان از جمله مهستی خجندی. کمال خجندی و جد  او ضیاء خجندی که ظاهرا مانند نزاری قهستانی پیشرو حافظ بوده است و امروز، خانم فرزانه خجندی که شاعری تواناست را میشناسیم. در استروشن در سده اخیر می توان از خانم دلشاد برنا و ظفرخان جوهری  نامبرد. اکنون در این شهر بنیاد زبان و ادبیات فارس . تاجیک وجود دارد که خانم رعنا زایر دخت سروری آنرا به عهده دارند.

بمناسبت 2500 سالگی بزرگداشت شهر باستانی استروشن، باشندگان این ناحیه و دولت تاجیکستان برنامة بسیار مهمی را به صورت نمایش تئاتر و رقص و موسیقی به اجرا گذاشتند. همانطور که در بالا آمد در این شهر معبد بزرگ زرتشتی که در فراز تپه ای که اکنون مغ تپه نامیده می شود قرار داشته است در زمان برگزاری جشن روی خرابه ها را به مساحت بیش از 2 هکتار را پوشانیده و آنرا تبدیل به یک سن تئاتر کرده بودند. و در آنجا بمدت 6 ساعت برنامه های هنری گوناگون، از جمله رقصهای گروهی . موسیقی. برنامه های مدرن و ... برگزار کردند. برنامه ای که بی نهایت مورد توجه قرار گرفت نمایش کورشکده بود که شاید بیش از 150 نفر هنرپیشه در آن شرکت نموده بودند. اندازه سن به اندازه میدان تاخت و تاز  ... برابر بود. تماشاگران بیش از 15 هزار نفر و بازیگران که به روی صحنه آمدند بیش از2 هزار نفر بودند. صحنه نمایش بی نهایت بزرگ و تماشاگران دایره وار بر گرد صحنه جای داشتند. یک چهارم اطراف تپه ویژه هنرمندان بود که با لباسهای رنگین خود تپه را به گلزاری تبدیل نموده بودند. صف آرایی هنرمندان که دختران و پسران دانشجو و دانش آموزان دبیرستانی بودند با رقصهای دلپذیرشان بسیار زیبا و بی نظیر بود. نمایش کورشکده با هنرمندانش. ارابه و اسبهایشان در صحنه فوقالعاده بود. هنرپیشه اصلی این نمایش آقای عطا محمد جانوف بود. وی از هنرمندان با نام و قدیمی و بی نهایت محبوب و مورد توجه مردم بود.

در قلمرو تاجیکستان شهرهایی که هم از جهت مدرنیت و صنعت و هنر، هم از جهت تاریخی و اقلیمی از دیگر شهرها به کلی فرق می کنند، کم نیستند. یکی از چنین شهرها، شهر استروشن است که از عهد باستان چون مرکز سواد و کسب هنر و علم و ادب نام بر آورده است. شهری زیبا با تاریخ 2500 ساله. در اکثر ماخذهای تاریخی آورده شدنی معلومات ها در باره این شهر کهنه دلیل این عقیده است. عاید سرنوشت این نام بین مردم و عالمان نقل و روایت و فکر و فرضیه های گوناگون جای دارند. در ماخذهای گوناگون تاریخی، استروشن را با نام کورشکده، کیئوروپل، استروشنه، سروشنه و امثال اینها یاد کرده اند. بین پیران و سالمندان چنین روایت مشهور است که پادشاه ایران، گشتاسپ، روشن نام دختر داشت، بسا زیبا و صاحب جمال، روزی سخت بیمار شده طبیبان مصلحت دادند که او در جای شمال رو چند وقت زندگی کند. دختر شاه به سیر و گشت بر آمده و روزی به چاروس ( چهاراه) شمال رو آمد، که بین دو بلندی واقع بود. به این مکان شبانه از طرف کوهستان شمال میوزید، روزانه باش از طرف دشت و پناه ها عبور نموده و به انسان حلاوت و روح تازه می بخشید. پس از استراحت در این منزل، روشن شفا یافته از پدرش خواهش نمود، که در این جای شهر سازد. پدر درخواست دخترش را با جان و دل پذیرفته و بین دو بلندی مغ و قل شهری بنا می کند و نامش را استروشن ( جای ایست روشن) می گذارد. همچنین در بسیار سرچشمه ها استروش را " گل روی زمین " خوانده اند.که این صفت  به طریق رمز افاده یافته است و گل رمز زیبایی، پاکی، نور و صفا و روشنی است. استروشن امروز در مرکز قدیمی تاجیکان در محیطی به هم بدلیابی، منظره رنگین همواری و کوهستانی، وادی و دشت، رودها و چشمه ساران و آبشارها و مرغزاران سبز و خرم جای گیر گشته است. چنانکه قید کردم استروشن از دوره های پیشین مرکز کسب و هنر بوده و تا کنون مردم آن عرف و عادتهای نیاکان خود را نگاه داشته اند.