صادرات خاک ، از دست دادن ثروت 400 ساله

خاک سرمایه ملی است و فروش یا صادرات آن به کشورهای دیگر حتی خرید و فروش آن داخل کشور صدمات جبران‌ناپذیری را به روند توسعه کشاورزی وارد می‌کند.

خاک یکی از منابع باارزش و ضروری برای حیات کره زمین است. امروزه در مجموع ۳۱.۱۳ درصد از خاک زمین، ویژه کشاورزی است که از آن میان تنها ۷۱.۴‌ درصد آن همواره محصول می‌دهد و نزدیک به ۴۰‌ درصد از خاک زمین به‌ عنوان چراگاه و کشتزار کاربرد دارد.

حال تصور کنیم خاکی که برای تشکیل هر سانتیمتر آن ۴۰۰‌ سال زمان نیاز است به سادگی با فعالیت‌های نادرست بشر رو به نابودی می‌رود و البته قابل ذکر است، هستند کشورهایی که به دلیل نداشتن خاک حاصلخیز قدر این نعمت خدادادی را می‌دانند و همچون جویندگان طلا در غرب به سمت زمین‌هایی با خاک حاصلخیز می‌روند.

زمانی جاده‌های شمال با مناظر طبیعی از مزارع سبز، تصاویر چشم‌نوازی را برای مردم به ارمغان می‌آورد اما اکنون بلوک‌های بتنی جای این باغات و اراضی کشاورزی را گرفته است؛ به طوری که در حال حاضر بیش از ۹۰‌ درصد اراضی ساحلی حاشیه دریای خزر تخریب و به خانه‌های شخصی و اماکن دولتی تبدیل شده است. 

چند سالی است که در ایران شاهد هستیم جنگل‌ها نابود و مراتع ویران می‌شوند تا به وسعت زمین‌های کشاورزی افزوده شود و به همان مقدار ما همین اراضی زراعی را دستخوش تغییر و تحولات می‌کنیم تا از وسعت آن کم شود. 

تغییر غیرقانونی کاربری اراضی نیز یکی دیگر از اجحافاتی است که در حق این دیار می‌شود و به جای زراعت در آن ویلاهای مجلل، کارخانه‌های صنعتی، مراکز دولتی و تفریحی و جاده‌سازی بنا می‌شود و همین تغییر نادرست و غیرقانونی اراضی پیامدهای وحشتناک را در پی دارد که از آن جمله می‌توان به فرسایش شدید خاک اشاره کرد که میزانش سالانه چیزی در حدود ۱۵ تن در هکتار می‌باشد و از میانگین جهانی نیز بالاتر است. 

یکی از عوامل اصلی تغییر کاربری زمین‌های زراعی، واردات بی‌رویه کالاهای کشاورزی است که به دنبال آن فروش کم تولیدات و عدم حمایت از محصولات داخلی سبب شد که کشاورزان انگیزه خود را برای تولید از دست دهند و شروع به فروش خاک زراعی یا زمین خود کنند. 

همچنین کوچک شدن مزارع باعث شده تولید در واحد سطح کاهش پیدا کند و بازده اقتصادی نداشته باشد. درنتیجه فروش زمین و تغییر کاربری آن آسان‌ترین و تنها راه‌حل ممکن برای برون رفت از وضع موجود است. 

خاک سرمایه ملی است و فروش یا صادرات آن به کشورهای دیگر حتی خرید و فروش آن داخل کشور صدمات جبران‌ناپذیری را به روند توسعه کشاورزی وارد می‌کند. 

وقتی حرف از فروش خاک می‌شود، کشورهای حاشیه خلیج فارس به دلیل ماسه‌ای و آهکی بودن خاکشان که امکان هیچ رویشی در آن وجود ندارد، همواره متقاضی خاک ایران هستند؛ بنابراین همسایه‌های پولدار کشورمان که نفت ما را به رایگان به تاراج می‌برند در این سال‌های اخیر طالب خاک حاصلخیز و مرغوب ایرانی‌ نیز شده‌اند تا بتوانند محصولات کشاورزی باکیفیت و مرغوب تولید کنند. 

کشور ما ایران از ۱۳ اقلیم دنیا، ۱۱ اقلیم را در بخش کشاورزی خود دارد اما هنوز درمورد محصولات غذایی به مرحله خودکفایی نرسیده‌ایم و توجه کشورهای عرب نشین حاشیه خلیج فارس نیز به این دلیل است که به جای این که به محصولات کشاورزی ما وابسته باشند به دنبال منبع اصلی می‌گردند و مطمئنا هر چه به بخش کشاورزی توجه بیشتری شود رشد اقتصادی مطلوب‌تری خواهیم داشت.

این صنعت محجور مانده در کشور نیازمند توجه و ارائه تسهیلات بیشتر است تا بتواند در عرصه صادرات عرض اندام کند و باید از پتانسیل‌های طبیعی و نیروی انسانی استفاده بیشتری شود.