خرمشهر ، تو فرزند ايرانی

بابک سلامتی:

سوم خردادماه يكی از روزهای بزرگ كشورِ ماست. آزادسازی خرمشهر، شهری كه خونين‌ دل و تنها در ميان دستان دشمنِ دژخوی دژانديش اسير مانده بود، خاطره‌ی اشك و شادی را در ياد هر ايرانی زنده می كند. با ياد اين روز، غرور و سربلندی سراپای هر ايرانی را فرا می گيرد. بازپس‌ گرفتن بخشی از اين سرزمينِ اهورايی، از دشمنی كه با سلاح‌ها و فن‌آوری پيشرفته‌ی آمريكايی، فرانسوی، انگليسی، روسی و آلمانی پشتيبانی می شد، به‌ راستی حماسه‌ی بزرگی است. از اينرو می توان گفت كه همانند اين روز را كمتر ملتی در حافظه‌ی تاريخی خود به ياد دارد.
تا شهريور ماه 1359 خرمشهر، خرم و شاد در كرانه‌ی كارون آرميده بود. نه صدای انفجار خمپاره‌ای را شنيده و نه نخل سوخته‌ای را به چشم ديده بود. خرمشهر عروس ايران بود.
به ناگاه روزِ خرم، خونين شد. انفجار، خون، نخلِ بی سر...
 نيروی زمينی عراق به پشتوانه‌ی نيروهای زرهی و هوايی خود از ديوار گوشت و استخوانِ جوانان خرمشهر، كه دليرانه ايستادگی می كردند، گذشت. عراق گمان فتح سه‌ روزه‌ خوزستان ايران را در سر می پروراند. 
 دشمن نمی دانست اينجا سرزمين شيران است و بيشه‌ دليران. نمی دانست كه جوانان اين مرز و بوم « همه سربه‌سر تن به كشتن دهند/ از آن به كه كشور به دشمن دهند» نمی دانست ميهنی كه مامِ فرزندانی چون «آريو برزن» و «بابك» و «مازيار» است به آسانی تسليم نمی شود. نمی دانست ملتی كه «آرش» و «رستم» را به ياد دارد، شكست به خاطر نمی آورد. 
پيش از آغاز نبرد آزادسازی خرمشهر، راديوی عراق به طور مداوم دفاع از خرمشهر را دفاع از بصره و بغداد و همه‌ی شهرهای عراق می خواند. تجهيزات نظامی و امكانات دفاعی عراق در اين منطقه نشان می داد، دشمن خرمشهر را نماد پيروزی خود در جنگ می داند.
ناگهان «ايران» يك تن شد، آذری و كُرد و لُر و بلوچ و پارس و گيلكی و ...  جامه‌ی رزم پوشيدند. ايرانی به خروش آمد، «ايران» جوشيد تا پاره‌ی از دست رفته‌اش را بازگرداند.
نبرد آزادسازی خرمشهر(بيت‌المقدس) از دهم ارديبهشت 1360 آغاز شد و تا سوم خردادماه همان سال ادامه داشت. از آنجا كه دشمن گمان نمی كرد خرمشهر را ازكف بدهد،  بخش بزرگی از نيروهای خود را در اين شهر از دست داد. از اين‌سو نيز جوانان بسياری در دفاع و بازپس‌گيری خرمشهر جان فدا كردند.
اگر قدر جانفشانی ها و فداكاري‌های آنانی كه ارزشمندترين گوهر وجود خود را فدای ميهن كردند، ندانيم. اگر روزهای جنگ و خون را از ياد ببريم. روزهای رامش و آرامش‌مان دير نمی پايد.
 ياد و خاطره‌ جانباختگان راه ايران‌ زمين گرامی و سالگرد حماسه‌ ملی آزادسازی خرمشهر خجسته‌ باد...
خُرَِّما، ای شهر خرمشهر، شهر قهرمان
ساحل اروندرود، سايه‌ی خرمابنان
شهر شور و حال جانبازان به جنگ اهرمن
آن همه از جان گذشتن‌ها نگنجد در بيان
از كف دشمن، رها بخشيدنت آسان نبود
مام ميهن بس شهيد و كشته داد از بهرِ آن
خون پاك لاله‌گون عاشقان بر خاك ريخت
تا تو خرمشهرِ ايرانفر بمانی جاودان

برگرفته از چكامه‌ی «حماسه‌ی خرمشهر»، توران شهرياری
خرمشهر ، تو فرزند ايرانی