آیا میدانستید کراوات ایرانی است نه خارجی؟!

در فرهنگ‌ های انگلیسی و فرانسه نوشته‌ اند که واژه‌ ی کراوات از نیمه سده‌ ی هفدهم در زبان فرانسه گسترش یافت و البته این یک دزدی فرهنگی است. آنان شوند آن‌ را این‌گونه می‌آورند: چون سربازان کروآت (اهل کرواسی) که در هنگ پادشاهی کروآت در روزگار لویی چهاردهم بودند دستمالی به گردن می‌ بستند پس این رسم از آن روزگار آغاز شده. اما این دلیل هم در برابر آنچه که ثابت می‌کند آیین بستن کراوات در پیوند با نیاکان ما ایرانیان دارد بسیار ضعیف است.

شاید مردم فرانسه در سده‌ی هفدهم از سربازان کرواسی آموخته باشند تا دستمال گردن ببندند و حتی اگر بپذیریم که نام آن دستمال گردن را کراوات گذاشته‌اند، دلیلی بر نفی این وجود ندارد زیرا که ریشه این واژه‌ی کهن، ایرانی‌ ست چرا که اسناد و مدارکی مستند و مستدل و غیرقابل انکار به ما این چنین می‌گوید:

در آغاز با نگاهی به اوستا کتابی که هزاران سال پیشتر از سده‌ی هفدهم در اختیار ایرانیان بوده خواهیم دید که در (وندیداد – فرگرد 14 – بند 9) آمده و از دوازده چیز که مرد جنگی به آنها نیازمند است نام می‌برد. که هشتمین آن کُئِرِس می باشد و این عبارت از واژه کُئِرِت است و در برابر آن در پهلوی «گرپویان» آمده و درباره‌ی آن می‌ گوید که کُئِرِت (کراوات یا پاپیون) به زره بسته می‌ شود.

 به این نگاره‌ بنگرید! چهره‌ای است از «شاپور یکم» فرزند اردشیر پاپکان که در نقش رجب برروی سنگ نگاشته‌ شده و کراوات یا چیزی شبیه به آنچه امروزه به‌عنوان کراوات از آن استفاده می‌کنند دیده می‌شود. آیا میدانستید کراوات ایرانی است نه خارجی؟!

البته این کراوات پیش‌ تر نیز به‌گونه‌ ی پهن‌تر و پیش سینه هم بسته می‌شده و در نگاره‌ها دیده می‌شود که پادشاهان و بزرگان سپاه آن‌ را می‌ بستند و در بیشتر چهره‌ های کنده‌ شده برروی سنگ در تاق بستان و سکه‌ های باستانی دیده می‌شود. و می‌توانیم بگوییم که شاید پاپیون هم با اندکی دگرگونی از روی آن برداشت شده باشد.

این پیش سینه را تا روزگار صفویه و پس از آن نیز به‌عنوان یک آیین می‌ بینیم. شماری‌ از نگاره‌هایی که بردیوار سنگی ایوان موزه تخت جمشید و آیین تاجگذاری اردشیر دوم که در تاق بستان نقش بسته را به همراه نگاره‌ هایی از پادشاهان روزگار باستان که پوشش آنان این ادعا را ثابت می‌کند.

آیا میدانستید کراوات ایرانی است نه خارجی؟!

اردشیر دوم در وسط، اهورا مزدا سمت راست و زرتشت سمت چپ او

همچنین یادآوری می‌شود دکتر محمدمقدم استاد زبانشناسی دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۴ خورشیدی در جزوه شماره‌ی سه خود که به تلاش کتاب فروشی ابن سینا با عنوان «ایران کوده» به‌چاپ رسیده به ریشه واژه کراوات پرداخته و پژوهشگران گرامی می‌توانند از آن بهره ببرند.

سنگ نگاره زیر مراسم تاجگذاری اردشیر پاپکان بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی را در نقش رجب استان فارس به نمایش می گذارد. این کراوات بیشتر به صورت پهن‌تر و پیش سینه‌ای دیده می‌شود که پادشاهان و بزرگان سپاه می‌بستند و در همه‌ی صورت‌های کنده شده روی سنگ و سکه‌های باستانی یافت می‌شود.

 نوئل مالکوم، پژوهش گر انگلیسی، نیز در کتاب خود به نام "تاریخچه مختصر بوسنی" بر این باور است که کراوات نخستین بار از ایران در زمان ساسانیان به اروپا رفت. این ایرانیان پیروان مانی بودند و برای اینکه از دیگران متمایز نشان داده شوند از پارچه‌ ای در جلوی پیراهن خود استفاده می‌کردند ولی در تاریخ معاصر توسط کرواسی‌ ها به فرانسه برده شد.

ریشه کراوات ایرانی است. هرچند از فرانسه به همه جای جهان رفته است!

هرچند که این پوشش از فرانسه به جاهای دیگر جهان رفت و فرانسویان نیز آن را در سال ۱۶۵۶ ،در زمان لویی چهاردهم از کروات ها گرفته اند .اما جالب است بدانیم کرواتها (کرواسی) در جنوب شرق اروپا در اصل گروهی از ایرانیان خراسان کهن بودند به نام خروات(خور آوات ) یا ( خور آباد) که به دلایلی به شبه جزیره ی بالکان کوچ کرده اند. اینان پارچه ی زیبایی را به گردن خود برای زیبایی می آویختند.

نوئل مالکوم پ‍ژوهشگر نامی معنی این واژه را (دوستانه) گرفته است. اما بنده گمان می کنم ریشه آن همان (خورآباد) است. در حاشیه عرض کنم حتی واژه ی خرابات در اشعار فارسی نیز احتمالاً باز همین خورآباد است. این واژه هنوز در میان مردم کرد کرمانشاه و ایلام به صورت خـوَرآوا کاربرد دارد.
پژوهشگر انگلیسی ، نوئل مالکوم در کتاب خود به نام “تاریخچه مختصر بوسنی” پژوهش ارزشمندی در مورد پیوندهای ایرانیان و گذشته مردمان یوگسلاوی پیشین انجام داده است.
وی در این کتاب می‌نویسد: “واژه کراوات ، یا هراوات (Hravat) در زبان صربی” ریشه در این زبان ندارد. این واژه از شبیه به نامی ایرانیست که که در لوحی سنگی در ناحیه یونانی نشین جنوب روسیه پیدا شده است.
ریشه آن نام، خراوات(“Khoravat”) در اوستا به معنای ” دوستانه” است.پژوهشهای تاریخی نشان می‌دهد که نژاد کنونی کرواسی ، کرواتها، از ۳۰۰۰ سال پیش شروع به مهاجرت از سرزمین مادریشان ، ایران به سوی کرواسی، صربستان و بوسنی نموده‌اند. البته موج بزرگ از مهاجرت این قوم ۱۷۰۰ سال پیش اتفاق افتاده است. شاید دلیل این مهاجرت سرکوب مانویان در دوران ساسانیان بوده است. برمبنای پژوهش انجام شده توسط این پژوهشگر ، واژه “صرب ” ریشه در واژه‌ای ایرانی با عنوان “چارو” (“Charv”) دارد که به معنای رَمه است.
بر پایه ی اسناد قدیمی، مردمان صرب و کروات دارای اصالت ایرانی هستند که بعدها به اقوام اسلاو پیوسته اند .نوئل مالکوم بر این باور است که نظریه های نوین در این زمینه با شواهد تاریخی هماهمنگی دارد. برخی از تئوریسین‌ های ملی‌ گرای کروات، ترجیح می‌دهند که اصلیت خود را با ایرانیان پیوند دهند تا همسایگان اسلاو خود. چنین تئوری‌ هایی به ویژه در زمان جنگ جهانی دوم ، در هنگامی که نژاد ایرانیان در طبقه‌بندی نژادها از سوی آلمانیان بالاتر از نژاد اسلاو قرار گرفت ، تقویت شد.
هرچند برابر نظر مالکوم ، هم کروات‌ ها و هم صرب‌ ها مهاجرینی از ایران بوده‌اند که تقریباً به صورت همزمان از ایران به بالکان مهاجرت کرده‌اند .یک نکته کاملاً مشخص است: مهاجرین نخستین برای آنکه از سایر اقوام آن ناحیه تمییز داده شوند خود را “خراوات” یا همان کروات می‌نامیده‌اند.
همچنین این مهاجران ایرانی تبار ، برای آنکه وجه تمایز خود را از نشان دهند، یا برای زیبایی دستمالی به دور گردنشان می‌بستند، چیزی که بعدها محبوبیتی جهانی یافت و به کراوات مشهور گشت.
در سال ۱۶۵۶ ، لوئی چهاردهم ، هنگی از داوطلبان کروات را در ارتش خود تشکیل داد. اعضای این هنگ، به رسم پیشینیان خود، دستمالی ابریشمین را به دور گردن خود می‌بستند که در انتهای آن گره‌ ای داشت. همچنین این دستمال برای بستن زخم مجروحین مورد استفاده قرار می‌گرفت. از آن به بعد این حمایل ابریشمی به عنوان بخشی از زیور نظامی در ارتش فرانسه پذیرفته شد و واژه ’a lacroate’ وارد زبان فرانسه گشت. ۱۷۰ سال بعد بستن کراوات به گردن رسمی جهان شمول گردید.

برای همین مردم فرانسه دستمال گردن را از روی نام این سربازان، «کراوات» نام نهادند!
پس واژه‌ی «کراوات» و رسم بستن آن پیشینه‌ی کلاسیک (یونانی و لاتین) ندارد و به همین سبب بوده که اروپاییان «ریشه‌ی عامیانه» برای آن ساخته و آن را به سربازان کروآت نسبت داده‌اند.

با یک نگاه به نگاره‌ای که در نقش رجب (سه کیلومتری شمال تخت جمشید) کنده شده (شکل 1) و به نظر «هرتسفلد» که آن را در Iran in the Ancient East – fig. 402 آورده است؛ پاپک پدر اردشیر است که رخت مادی بر تن دارد. به خوبی روشن می‌شود که «کئرت» کدامست و واژه‌ی کراوات از کجا گرفته شده است.آیا میدانستید کراوات ایرانی است نه خارجی؟!

شکل 1

این کراوات بیشتر به صورت پهن‌تر و پیش سینه‌ای دیده می‌شود که پادشاهان و بزرگان سپاه می‌بستند و در همه‌ی صورت‌های کنده شده روی سنگ و سکه‌های باستانی یافت می‌شود. برای نمونه سنگ نگاره‌ای را در طاق بستان (شکل 2) می‌توان آورد.آیا میدانستید کراوات ایرانی است نه خارجی؟!
شکل 2

این پیشینه که تا دوره‌ی صفویه و بعد از آن هم رسم بوده (شکل 3) که در صورت‌های شاه عباس دیده می‌شود؛ همان است که به زبان فرانسه «cuirasse» می‌گویند که از «corazza» ایتالیایی گرفته شده است و ریشه‌ی آن «کئرس» اوستایی است.

آیا میدانستید کراوات ایرانی است نه خارجی؟!

شکل 3

بنا به گفته‌ی اروپاییان «cuirasse» از قرن پانزدهم در اروپا رواج گرفته شده و چون پیشینه‌ی کلاسیک نداشته برای آن ریشه‌ تراشیده‌اند و آن را از واژه‌ی حدسی «coracea» که در لاتین نیست گمان کرده‌اند و آن را ز ریشه‌ی لاتینی «coriaceus» به معنی «چرمی» و از ریشه‌ی لاتینی «corium» یعنی «چرم» دانسته و ناچار شده‌اند بگویند که این قسمت زره را در ابتدا از چرم می‌ساخته‌اند!!!

در مازندران تا چند سال پیش که هنوز لباس‌های محلی می‌پوشیدند، رسم بود که داماد شب عروسی، دستمال گردن سرخ یا سبز ببندد و این رسم مانند حلقه‌ای که به انگشت می‌کنند علامت دلبستگی به چیزیست.
به نظر نگارنده کراوات هم در ایران باستان مانند «کـُستی» علامت دینی و بستگی به جایی بوده است. «کستی» رشته‌ای بوده که به کمر می‌بستند و کراوات رشته‌ای بوده که «بر گردنم لفکنده دوست»؛ بی‌جهت نبود که وقتی بستن کراوات دوباره در ایران رسم شد آن را «زُنـّار» نام نهادند.

برگرفته از مجموعه کتاب‌های ایران کوده – جزوه‌ی شماره‌ی 3 برگ 30 تا 32 – گردآورنده : محمد مقدم (استاد زبان اوستایی و فارسی باستان در دانشگاه تهران)؛ تهران امرداد 1314 یزدگردی

اما کراوات در فرهنگ لغت فارسی :

کراوات ، دستمال گردن ، پارچه ٔ سبک و لطیف دو تو کرده که حلقه کنند و بطرزی خاص به دور گردن یا به یقه ٔ پیراهن گره بندند و دو سر آن را فروآویزند از پیش سینه و روی پیراهن.
حال فارغ گشته از هر دغدغه
تنگ تر بسته کراوات و یقه .
شعر از ملک الشعرای بهار (از فرهنگ فارسی معین )