ویترین صنایع دستی ایران، بنجل فروشی شده‌ است !

درحالی که می‌توان از میدان نقش جهان اصفهان به عنوان ویترین صنایع دستی ایران نام برد اما فروش صنایع دستی نامرغوب از یک سو و ورود صنایع دستی چینی به این بازار از دیگر سو این ویترین را تبدیل به بنجل فروشی کرده‌است.

صنایع دستی بیانگر صنعت و هنر نیاکان و نمایشگر ذوق و هنر مردم هر کشور است. چنانکه ایران از دیرباز به عنوان یکی از ارزنده‌ترین و شاخص‌ترین کشورها در حوزه تولید صنایع دستی جایگاه خاصی به خود اختصاص داده‌است.

به گزارش نون و آب به نقل از CHN، هرچند به گفته کارشناسان، صنایع دستی ایران توانسته تبدیل به یکی از سه قطب مهم صنایع دستی آسیا و جهان شود و از نظر تنوع در صدر کشورهای دیگر قرار گیرد اما بیم آن می‌رود که در پسا تحریم و با افزایش تعداد گردشگران، هویت و نقش و نگار این هنر ایرانی دستخوش تغییراتی اجتناب ناپذیر شود.

چنانکه چندیست با ورود صنایع دستی چینی از یک سو و تغییر ماهیت صنایع دستی و دکوراتیو شدن آن از دیگر سو شاهد تغییر رنگ و نقش و به نوعی هویت صنایع دستی ایرانی هستیم.

این تغییرات در شهری مانند اصفهان که از آن به عنوان شهر خلاق صنایع دستی نام برده می‌شود بیش از سایر شهرها جلب توجه می‌کند چراکه این انتظار وجود دارد که اصفهان به عنوان ویترینی زیبا و اعلا در نمایش صنایع دستی ایرانی عمل کند نه آنکه شاهد نمایی از اجناس بنجل و دست چندم چینی در بازارهای اصفهان باشیم.

گشتی کوتاه در میدان نقش جهان به عنوان نگین بازار فروش صنایع دستی اصفهان و رویارویی با قلمکارهای بنفش و صورتی از یک سو و دیدن بشقاب‌ّهای مینا به رنگ‌های قرمز، آجری و قهوه‌ای از دیگر سو این نگرانی را ایجاد می‌کند که چه اتفاقی در این حوزه در حال وقوع است؟ آیا رنگ‌ها و طرح‌ها به واسطه سلیقه گردشگران تغییر کرده‌است و به سمت بازاری شدن گام بر می‌دارد یا شاهد تاثیرات تولید انبوه در حوزه صنایع دستی هستیم؟

«مهدی خانکه» استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه‌های صنایع دستی در این باره می‌گوید: «تغییراتی که در حوزه تولید صنایع دستی شاهد هستیم اتفاقی نیست که صرفا ناشی از ورود گردشگر باشد چراکه بخش زیادی از آن تحت شعاع ورود صنایع دستی چین به ایران است. چراکه از یک سو چینی‌ها به واسه بازسازی صنایع دستی ایرانی و تولید انبوه آن دست به تنوع رنگی می‌زنند و در این میان قطعا به اصالت اثر توجهی ندارند. ورود چنین تنوع رنگی به بازار و روبه‌رو شدن گردشگران با آن با توجه به همسو بودن با سلیقه‌اشان سبب می‌شود تا تولید کنندگان ایرانی نیز برای رقابت با اجناس چینی در صدد تولید صنایع دستی با رنگ‌هایی مانند صورتی و بنفش برآیند.»

به گفته او، اگر بخواهیم از منظر تفکر به بحث‌ هنر – صنایع دستی به عنوان هنر- نگاه کنیم، طی قرن اخیر دو حوزه در این خصوص شکل گرفته‌است. یک منظر به هنر به عنوان آنچه قابل تبیین، توصیف و آموزش است نگاه می‌کند که در قالب آموزش آکادمیک در می‌آید. در واقع نگاه غرب به هنر اینگونه است که می شود همه چیز را روشمند کرد حتا تولید هنر. به این معنا که هنر یک جریان توسعه دار است. اما نگاه هنر شرق به گونه دیگری است چنانکه معتقد است ذات هنر تبیین شدنی و صورت شدنی نیست. بدان معنا که نمی‌توان یاد داد که رنگ آبی رنگ ذات باری تعالی است و در واقع هنرمند باید با زیست در محیط به این معنا دست یابد.

او ادامه می‌دهد: «هنر ایرانی نیز یک هنر شرقی است و راهی که می‌توان هنر ایرانی را تولید کرد زیست در محیط است. با زیست در محیط می‌توان به زیست شهودی دست یافت. در شهود اتفاقی می‌افتد که می‌توان به معنای هنر شرقی پی ‌برد. چنانکه هنرمند در حرفه‌ای مانند نگارگری و سفالگری زیست می‌کند.»

خانکه با تاکید برآنکه هنرمند ایرانی - اسلامی به دنبال درآوردن پول نیست بلکه هدف متعالی‌تری دارد ادامه ‌می‌دهد: «باز کردن گره‌ای از جامعه که در پرتو آن رضایت خلق و مخلوق و در پی آن رضایت خالق قرار دارد، هدف هنرمند است. چنین هدفی است که سبب می‌شود تا هنرمند اثری را با هدفی متعالی خلق کند. هنگامی که هدف تغییر کند و بحث دکوراتیو بودن و در واقع تفاخر در آن مطرح شود دیگر از راز وجودی درخشان آن خبری نیست و نمی‌توان انتظار داشت آنچه در گذشته بوده تکرار شود. در چنین شرایطی است که تغییر اتفاق می‌افتد.»

هرچند این پژوهشگر معتقد است، حضور صنایع دستی به عنوان عنصری دکوراتیو می‌تواند مایع تفاخر هنر ایرانی باشد اما می‌گوید: «صنایع دستی راز وجودی درخشانی دارند که می‌تواند بخشی از نیاز مخاطب را برطرف کند که ما به اشتباه می‌گوییم هنر کاربردی. این درحالی است که وقتی تجربه زیست شدن در اثر هنری از بین برود و حالت دکوراتیو پیدا می‌کند از این زیست شدن دیگر خبری نسیت. در چنین شرایطی است که سفال مینایی به رنگ بنفش و صوتری درست می‌کنند و خاتم به رنگ‌ّهای جدید در می‌آید.»

قطعا چنین تغییراتی در صنایع دستی سود و زیان‌هایی را متوجه این صنعت – هنر می‌کند چنانکه خانکه سود این تغییر را در دکوراتیو شدن صنایع دستی و قرار گرفتن آن در منازل مدرن عنوان می‌کند و ضررش را در دور شدن اثر هنری از هدف اصلی می‌داند و می‌گوید: «در چنین شرایطی با نگاه متریالیستی به صنایع دستی و ورود آن به دنیای مدرن، رنگ‌ها و طرح‌ها با سلیقه مخاطب تغییر می‌کند. نگاه هنری و اصالت و هویت این بخش نازل می‌شود و این اتفاقی است که در حوزه صنایع دستی شاهد هستیم.»

این درحالی است که ایران به عنوان یکی از صدرنشینان تولید و تنوع صنایع دستی باید جایگاه و تولید این بخش را به صورت ساختارگرایانه و با کار کارشناسی رصد کند و مد نظر قرار دهد.

خانکه نیز با اعتقاد برآنکه در بخش‌ّهای مختلف صنایع دستی باید کارشناس متخصص داشته‌باشیم که تولید، کیفیت و درجه بندی را کنترل کند می‌گوید: «هرچند این روزها صحبت از ارائه نشان مرغوبیت صنایع دستی است و می‌تواند در جایگاه خود کار درستی باشد اما گاهی اوقات افکار و تصمیمات درست در مرحله اجرا به درستی انجام نمی‌شوند. باید متوجه باشیم که صنایع دستی تولید انبوه یک کالا نیست بلکه صنایع دستی مهارت محور است چراکه به واسطه زیست هنرمند خلق می‌شود.»

شاید یکی از دلایل معروفیت صنایع دستی ایران نیز، زیست هنرمند در خلق اثری هنری‌اش باشد. در واقع صنایع دستی بخشی از فرهنگ و تاریخ ایران است که توسط هنرمند خلق و به گردشگری که خواهان فرهنگ و تمدن ایرانی است عرضه می‌شود. حال که شرایط برای ورود گردشگران محیا شده و هر روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود می‌توان از این فرصت برای نمایش فرهنگ و صنایع دستی بیش از گذشته بهره جست.

با این وجود خانکه می‌گوید: «چند سال پیش در میدان نقش جهان بیش از 60 درصد محصولات صنایع دستی که به فروش می‌ٰرسید چینی بودند. این امر همچنان ادامه دارد چراکه صنایع دستی چینی ارزان هستند و برای فروشنده به صرفه‌ترند. این درحالی است که اگر به گردشگران صنایع دستی بی کیفیت بفروشیم باید در انتظار تبعات آن نیز بمانیم.»

این استاد دانشگاه می‌گوید: «صنایع دستی مستلزم سازوکاری منسجم است تا بتواند اجناس بنجل را از ویترین‌های عرضه صنایع دستی پاک کند. میدان نقش جهان اصفهان نیز به عنوان ویترین فروش صنایع دستی ایران باید تحت نظارت و کنترل قرار گیرد تا شاهد فروش صنایع دستی بنجل در آن نباشیم.»

ویترین صنایع دستی ایران، بنجل فروشی شده‌ است !