اشعار مولوی

اشعار مولوی ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۴ ۲۲:۱۱

ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا

مولانای بزرگ ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا بشنو ز آسمان‌ها حی علی الصلا درهای گلستان ز پی تو گشاده‌ایم در خارزار چند دوی ای برهنه پا جان را من آفریدم و دردیش داده‌ام
اشعار مولوی در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را
یکشنبه ۷ تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۲۶

در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را

مولانای بزرگ در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را در رقص اندرآور جان‌های صوفیان را خورشید و ماه و اختر رقصان بگرد چنبر ما در میان رقصیم رقصان کن آن میان را لطف تو مطربانه از کمترین ترانه
اشعار مولوی شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۴۰

شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را

مولوی بزرگ شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را چون با زنی برانی سستی دهد میان را زیرا جماع مرده تن را کند فسرده بنگر به اهل دنیا دریاب این نشان را میران و خواجگانشان پژمرده است جانشان
اشعار مولوی با آن که می‌ رسانی آن باده بقا را
چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۲:۵۸

با آن که می‌ رسانی آن باده بقا را

مولانای بزرگ با آن که می‌ رسانی آن باده بقا را بی تو نمی‌گوارد این جام باده ما را مطرب قدح رها کن زین گونه ناله‌ها کن جانا یکی بها کن آن جنس بی‌بها را آن عشق سلسلت را وان آفت دلت را
اشعار مولوی آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ
دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۵۰

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

مولانای بزرگ آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی
اشعار مولوی این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها
جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۲:۴۳

این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها

مولانای بزرگ این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها بس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان را بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی هر صورت خیالت از وی شدست پیدا هر جا که چشمه باشد باشد مقام پریان
اشعار مولوی از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۱۹

از سینه پاک کردم افکار فلسفی را

مولوی بزرگ از سینه پاک کردم افکار فلسفی را در دیده جای کردم اشکال یوسفی را نادر جمال باید کاندر زبان نیاید تا سجده راست آید مر آدم صفی را طوری چگونه طوری نوری چگونه نوری
اشعار مولوی ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۴۲

ای میرآب بگشا آن چشمه روان را

مولانای بزرگ ای میرآب بگشا آن چشمه روان را تا چشم‌ها گشاید ز اشکوفه بوستان را آب حیات لطفت در ظلمت دو چشم است زان مردمک چو دریا کردست دیدگان را هرگز کسی نرقصد تا لطف تو نبیند
اشعار مولوی از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا
دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۴۴

از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا

مولانای بزرگ از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا هر ذره خاک ما را آورد در علالا سینه شکاف گشته دل عشق باف گشته چون شیشه صاف گشته از جام حق تعالی اشکوفه‌ها شکفته وز چشم بد نهفته
اشعار مولوی من رسیدم به لب جوی وفا
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۰۱

من رسیدم به لب جوی وفا

مولوی بزرک من رسیدم به لب جوی وفا دیدم آن جا صنمی روح فزا سپه او همه خورشیدپرست همچو خورشید همه بی‌سر و پا بشنو از آیت قرآن مجید
اشعار مولوی ای دل رفته ز جا بازمیا
جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۲۵

ای دل رفته ز جا بازمیا

مولوی بزرگ ای دل رفته ز جا بازمیا به فنا ساز و در این ساز میا روح را عالم ارواح به است قالب از روح بپرداز میا اندر آبی که بدو زنده شد آب
اشعار مولوی در میان عاشقان عاقل مبا
دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۰۸

در میان عاشقان عاقل مبا

مولانای بزرگ در میان عاشقان عاقل مبا خاصه در عشق چنین شیرین لقا دور بادا عاقلان از عاشقان دور بادا بوی گلخن از صبا گر درآید عاقلی گو راه نیست
اشعار مولوی دل چو دانه ما مثال آسیا
شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ۱۶:۵۲

دل چو دانه ما مثال آسیا

مولوی بزرگ دل چو دانه ما مثال آسیا آسیا کی داند این گردش چرا تن چو سنگ و آب او اندیشه‌ها سنگ گوید آب داند ماجرا آب گوید آسیابان را بپرس
اشعار مولوی ای تو آب زندگانی فاسقنا
شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۳۷

ای تو آب زندگانی فاسقنا

مولوی بزرگ ای تو آب زندگانی فاسقنا ای تو دریای معانی فاسقنا ما سبوهای طلب آورده‌ایم سوی تو ای خضر ثانی فاسقنا ماهیان جان ما زنهارخواه
اشعار مولوی گر تو عودی سوی این مجمر بیا
سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۶:۱۶

گر تو عودی سوی این مجمر بیا

مولوی بزرگ گر تو عودی سوی این مجمر بیا ور برانندت ز بام از در بیا یوسفی از چاه و زندان چاره نیست سوی زهر قهر چون شکر بیا گفتنت الله اکبر رسمی است
اشعار مولوی می شدی غافل ز اسرار قضا
شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ ۱۳:۲۹

می شدی غافل ز اسرار قضا

مولوی بزرگ می شدی غافل ز اسرار قضا زخم خوردی از سلحدار قضا این چه کار افتاد آخر ناگهان این چنین باشد چنین کار قضا هیچ گل دیدی که خندد در جهان
اشعار مولوی ای بگفته در دلم اسرارها
سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۰۲

ای بگفته در دلم اسرارها

مولانای بزرگ ای بگفته در دلم اسرارها وی برای بنده پخته کارها ای خیالت غمگسار سینه‌ها ای جمالت رونق گلزارها ای عطای دست شادی بخش تو
اشعار مولوی از ورای سر دل بین شیوه‌ها
سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳ ۲۳:۲۷

از ورای سر دل بین شیوه‌ها

مولانای بزرگ از ورای سر دل بین شیوه‌ها شکل مجنون عاشقان زین شیوه‌ها عاشقان را دین و کیش دیگرست اصل و فرع و سر آن دین شیوه‌ها دل سخن چینست از چین ضمیر
اشعار مولوی ز آتش شهوت برآوردم تو را
سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳ ۱۴:۵۶

ز آتش شهوت برآوردم تو را

مولانای بزرگ ز آتش شهوت برآوردم تو را و اندر آتش بازگستردم تو را از دل من زاده‌ای همچون سخن چون سخن من هم فروخوردم تو را با منی وز من نمی‌دانی خبر
اشعار مولوی از یکی آتش برآوردم تو را
شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳ ۱۳:۰۴

از یکی آتش برآوردم تو را

مولوی بزرگ از یکی آتش برآوردم تو را در دگر آتش بگستردم تو را از دل من زاده‌ای همچون سخن چون سخن آخر فروخوردم تو را با منی وز من نمی‌داری خبر