شعر مولوی

شعر مولوی بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها
پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۲۶

بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها

مولانای بزرگ بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها تا وا شود چو کاسه در پیش تو دهان‌ها بر گیجگاه ما زن ای گیجی خردها تا وارهد به گیجی این عقل ز امتحان‌ها ناقوس تن شکستی ناموس عقل بشکن
شعر مولوی گر تو عودی سوی این مجمر بیا
سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۶:۱۶

گر تو عودی سوی این مجمر بیا

مولوی بزرگ گر تو عودی سوی این مجمر بیا ور برانندت ز بام از در بیا یوسفی از چاه و زندان چاره نیست سوی زهر قهر چون شکر بیا گفتنت الله اکبر رسمی است
شعر مولوی روح زیتونیست عاشق نار را
سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳ ۲۰:۵۷

روح زیتونیست عاشق نار را

مولانای بزرگ روح زیتونیست عاشق نار را نار می‌جوید چو عاشق یار را روح زیتونی بیفزا ای چراغ ای معطل کرده دست افزار را جان شهوانی که از شهوت زهد
شعر مولوی از ورای سر دل بین شیوه‌ها
سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳ ۲۳:۲۷

از ورای سر دل بین شیوه‌ها

مولانای بزرگ از ورای سر دل بین شیوه‌ها شکل مجنون عاشقان زین شیوه‌ها عاشقان را دین و کیش دیگرست اصل و فرع و سر آن دین شیوه‌ها دل سخن چینست از چین ضمیر
شعر مولوی از یکی آتش برآوردم تو را
شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳ ۱۳:۰۴

از یکی آتش برآوردم تو را

مولوی بزرگ از یکی آتش برآوردم تو را در دگر آتش بگستردم تو را از دل من زاده‌ای همچون سخن چون سخن آخر فروخوردم تو را با منی وز من نمی‌داری خبر
شعر مولوی در میان عاشقان عاقل مبا
چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳ ۰۱:۰۱

در میان عاشقان عاقل مبا

مولانای بزرگ در میان عاشقان عاقل مبا خاصه اندر عشق این لعلین قبا دور بادا عاقلان از عاشقان دور بادا بوی گلخن از صبا گر درآید عاقلی گو راه نیست
شعر مولوی چون نمایی آن رخ گلرنگ را
پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳ ۱۴:۲۶

چون نمایی آن رخ گلرنگ را

مولوی بزرگ چون نمایی آن رخ گلرنگ را از طرب در چرخ آری سنگ را بار دیگر سر برون کن از حجاب از برای عاشقان دنگ را تا که دانش گم کند مر راه را
شعر مولوی امتزاج روح ها در وقت صلح و جنگ ها
پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۳ ۱۸:۲۷

امتزاج روح ها در وقت صلح و جنگ ها

مولوی بزرگ امتزاج روح ها در وقت صلح و جنگ ها با کسی باید که روحش هست صافی صفا چون تغییر هست در جان وقت جنگ و آشتی آن نه یک روحست تنها بلک گشتستند جدا چون بخواهد دل سلام آن یکی همچون عروس
شعر مولوی ای هوس‌های دلم باری بیا رویی نما
سه شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ ۱۴:۰۶

ای هوس‌های دلم باری بیا رویی نما

مولوی بزرگ ای هوس‌های دلم باری بیا رویی نما ای مراد و حاصلم باری بیا رویی نما مشکل و شوریده‌ام چون زلف تو چون زلف تو ای گشاد مشکلم باری بیا رویی نما از ره و منزل مگو دیگر مگو دیگر مگو
شعر مولوی ای هوس های دلم بیا بیا بیا بیا
یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۳ ۰۱:۰۱

ای هوس های دلم بیا بیا بیا بیا

مولوی بزرگ ای هوس های دلم بیا بیا بیا بیا ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بیا مشکل و شوریده‌ام چون زلف تو چون زلف تو ای گشاد مشکلم بیا بیا بیا بیا از ره منزل مگو دیگر مگو دیگر مگو
شعر مولوی از فراق شمس دین افتاده‌ام در تنگنا
جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۳ ۱۷:۱۸

از فراق شمس دین افتاده‌ام در تنگنا

مولوی بزرگ از فراق شمس دین افتاده‌ام در تنگنا او مسیح روزگار و درد چشمم بی‌دوا گر چه درد عشق او خود راحت جان منست خون جانم گر بریزد او بود صد خونبها عقل آواره شده دوش آمد و حلقه بزد
شعر مولوی دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را
سه شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳ ۱۹:۱۵

دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را

مولوی بزرگ دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را بی بصیرت کی توان دیدن چنین تبریز را هر چه بر افلاک روحانیست از بهر شرف می‌نهد بر خاک پنهانی جبین تبریز را پا نهادی بر فلک از کبر و نخوت بی‌درنگ
شعر مولوی شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۳ ۰۹:۱۶

شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها

مولانای بزرگ شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها شمع کی دیدم که گردد گرد نورش شمع‌ها شمع را چون برفروزی اشک ریزد بر رخان او چو بفروزد رخ عاشق بریزد دمع‌ها چون شکر گفتار آغازد ببینی ذره‌ها
شعر مولوی دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا
چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳ ۱۶:۰۵

دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا

مولوی بزرگ دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا مست آمد با یکی جامی پر از صرف صفا جام می می‌ریخت ره ره زانک مست مست بود خاک ره می‌گشت مست و پیش او می‌کوفت پا صد هزاران یوسف از حسنش چو من حیران شده
شعر مولوی سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را
چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳ ۱۳:۴۴

سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را

مولانای بزرگ سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را از صبوحی‌های شاه آگاه کن فساق را از عنایت‌های آن شاه حیات انگیز ما جان نو ده مر جهاد و طاعت و انفاق ما چون عنایت‌های ابراهیم باشد دستگیر
شعر مولوی خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا
یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۳ ۲۱:۰۳

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا

مولوی بزرگ خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا باده گردان چیست آخر داردارت ساقیا ساقی گلرخ ز می این عقل ما را خار نه تا بگردد جمله گل این خارخارت ساقیا جام چون طاووس پران کن به گرد باغ بزم
شعر مولوی ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها
شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۲:۵۷

ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها

مولانای بزرگ ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال‌ها ای به زودی بار کرده بر شتر احمال‌ها شب شد و درچین ز هجران رخ چون آفتاب درفتاده در شب تاریک بس زلزال‌ها چون همی‌رفتی به سکته حیرتی حیران بدم
شعر مولوی دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۰۸:۱۴

دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را

مولانای بزرگ دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را گفتمش خدمت رسان از من تو آن مه پاره را سجده کردم گفتم این سجده بدان خورشید بر کو به تابش زر کند مر سنگ‌های خاره را سینه خود باز کردم زخم‌ها بنمودمش
شعر مولوی درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما
شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۲۳:۲۷

درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما

مولانای بزرگ درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما مرگ بادا بی‌شما و جان مبادا بی‌شما سینه‌های عاشقان جز از شما روشن مباد گلبن جان‌های ما خندان مبادا بی‌شما بشنو از ایمان که می‌گوید به آواز بلند
شعر مولوی رنج تن دور از تو ای تو راحت جان‌های ما
جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۹:۰۰

رنج تن دور از تو ای تو راحت جان‌های ما

مولانای بزرگ رنج تن دور از تو ای تو راحت جان‌های ما چشم بد دور از تو ای تو دیده بینای ما صحت تو صحت جان و جهانست ای قمر صحت جسم تو بادا ای قمرسیمای ما عافیت بادا تنت را ای تن تو جان صفت