اشعار سعدی

اشعار سعدی شب فراق که داند که تا سحر چند است
چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۴ ۲۱:۰۲

شب فراق که داند که تا سحر چند است

شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق دربند است گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم کدام سرو به بالای دوست مانند است پیام من که رساند به یار مهرگسل
اشعار سعدی اتفاقم به سر کوی کسی افتادست
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۳۲

اتفاقم به سر کوی کسی افتادست

سعدی شیرازی اتفاقم به سر کوی کسی افتادست که در آن کوی چو من کشته بسی افتادست خبر ما برسانید به مرغان چمن که هم آواز شما در قفسی افتادست به دلارام بگو ای نفس باد سحر
اشعار سعدی هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست
یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۰۷

هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست

سعدی شیرازی هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست الحان بلبل از نفس دوستان توست چون خضر دید آن لب جان بخش دلفریب گفتا که آب چشمه حیوان دهان توست یوسف به بندگیت کمر بسته بر میان
اشعار سعدی ای کاب زندگانی من در دهان توست
یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۳۸

ای کاب زندگانی من در دهان توست

سعدی شیرازی ای کاب زندگانی من در دهان توست تیر هلاک ظاهر من در کمان توست گر برقعی فرونگذاری بدین جمال در شهر هر که کشته شود در ضمان توست تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب
اشعار سعدی مجنون عشق را دگر امروز حالتست
پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۱۵

مجنون عشق را دگر امروز حالتست

سعدی شیرازی مجنون عشق را دگر امروز حالتست کاسلام دین لیلی و دیگر ضلالتست فرهاد را از آن چه که شیرینترش کند این را شکیب نیست گر آن را ملالتست عذرا که نانوشته بخواند حدیث عشق
اشعار سعدی سرو چمن پیش اعتدال تو پستست
شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۵۸

سرو چمن پیش اعتدال تو پستست

سعدی شیرازی سرو چمن پیش اعتدال تو پستست روی تو بازار آفتاب شکستست شمع فلک با هزار مشعل انجم پیش وجودت چراغ باز نشستست توبه کند مردم از گناه به شعبان
اشعار سعدی دیدار تو حل مشکلاتست
سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۲۹

دیدار تو حل مشکلاتست

سعدی شیرازی دیدار تو حل مشکلاتست صبر از تو خلاف ممکناتست دیباچه صورت بدیعت عنوان کمال حسن ذاتست لب‌های تو خضر اگر بدیدی
اشعار سعدی آن ماه دوهفته در نقابست
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۹:۵۰

آن ماه دوهفته در نقابست

سعدی شیرازی آن ماه دوهفته در نقابست یا حوری دست در خضابست وان وسمه بر ابروان دلبند یا قوس قزح بر آفتابست سیلاب ز سر گذشت یارا
اشعار سعدی آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب‌ست
دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۲:۰۴

آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب‌ست

سعدی شیرازی آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب‌ست وان نه بالای صنوبر که درخت رطب‌ست نه دهانیست که در وهم سخندان آید مگر اندر سخن آیی و بداند که لب‌ست آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
اشعار سعدی عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۴ ۱۶:۱۴

عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست

سعدی شیرازی عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست هر که با شاهد گلروی به خلوت بنشست نتواند ز سر راه ملامت برخاست که شنیدی که برانگیخت سمند غم عشق
اشعار سعدی خرم آن بقعه که آرامگه یار آن جاست
جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴ ۰۱:۰۶

خرم آن بقعه که آرامگه یار آن جاست

سعدی شیرازی خرم آن بقعه که آرامگه یار آن جاست راحت جان و شفای دل بیمار آن جاست من در این جای همین صورت بی جانم و بس دلم آن جاست که آن دلبر عیار آن جاست تنم این جاست سقیم و دلم آن جاست مقیم
اشعار سعدی صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست
شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ ۲۳:۵۵

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست

سعدی شیرازی صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست چاره عشق احتمال شرط محبت وفاست مالک رد و قبول هر چه کند پادشاست گر بزند حاکمست ور بنوازد رواست گر چه بخواند هنوز دست جزع بر دعاست
اشعار سعدی سلسله موی دوست حلقه دام بلاست
سه شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۳ ۱۶:۳۸

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

سعدی شیرازی سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست گر بزنندم به تیغ در نظرش بی‌دریغ دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست گر برود جان ما در طلب وصل دوست
اشعار سعدی دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست
چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳ ۲۱:۱۴

دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست

سعدی شیرازی دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست از خانه برون آمد و بازار بیاراست در وهم نگنجد که چه دلبند و چه شیرین در وصف نیاید که چه مطبوع و چه زیباست صبر و دل و دین می‌رود و طاقت و آرام
اشعار سعدی خوش می‌رود این پسر که برخاست
دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۳ ۱۳:۴۶

خوش می‌رود این پسر که برخاست

سعدی شیرازی خوش می‌رود این پسر که برخاست سرویست چنین که می‌رود راست ابروش کمان قتل عاشق گیسوش کمند عقل داناست بالای چنین اگر در اسلام
اشعار سعدی بوی گل و بانگ مرغ برخاست
دوشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۳ ۲۳:۱۲

بوی گل و بانگ مرغ برخاست

سعدی شیرازی بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست فراش خزان ورق بیفشاند نقاش صبا چمن بیاراست ما را سر باغ و بوستان نیست
اشعار سعدی اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست
یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۳ ۱۷:۲۲

اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست

سعدی شیرازی اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست اگر قبول کنی ور برانی از بر خویش خلاف رای تو کردن خلاف مذهب ماست میان عیب و هنر پیش دوستان کریم
اشعار سعدی دیر آمدی‌ ای نگار سرمست
شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۳ ۲۳:۰۴

دیر آمدی‌ ای نگار سرمست

سعدی شیرازی دیر آمدی‌ ای نگار سرمست زودت ندهیم دامن از دست بر آتش عشقت آب تدبیر چندان که زدیم بازننشست از روی تو سر نمی‌توان تافت
اشعار سعدی چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست
چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۳ ۲۳:۴۳

چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست

سعدی شیرازی چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست دگر به روی کسم دیده بر نمی‌باشد خلیل من همه بت‌های آزری بشکست مجال خواب نمی‌باشدم ز دست خیال
اشعار سعدی بی تو حرامست به خلوت نشست
یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۳ ۱۷:۴۸

بی تو حرامست به خلوت نشست

سعدی شیرازی بی تو حرامست به خلوت نشست حیف بود در به چنین روی بست دامن دولت چو به دست اوفتاد گر بهلی بازنیاید به دست این چه نظر بود که خونم بریخت