غزل

غزل ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما
چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۲ ۱۴:۴۳

ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما

مولوی بزرگ ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما سرمه کش چشمان ما ای چشم جان را توتیا ای مه ز اجلالت خجل عشقت ز خون ما بحل چون دیدمت می‌گفت دل جاء القضا جاء
غزل نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی
دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ ۰۲:۰۲

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی سعدی شیرازی اگر تو فارغی از حال دوستان یارا فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش بیان کند که چه ب
غزل حقا که غمت از تو وفادارتر است!
چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲ ۲۱:۴۶

حقا که غمت از تو وفادارتر است!

حقا که غمت از تو وفادارتر است! مولوی بزرگ هر روز دلم در غم تو زارتر است وز من دل بیرحم تو بی‌زارتر است بگذاشتیم غم تو نگذاشت مرا حقا که غمت از تو وفادارتر ا
غزل آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲ ۱۴:۲۶

آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

رباعی بسیار زیبا از مولانا شاعر بزرگ اندر دل بی‌وفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد
غزل از دیده برون مشو که نوری
شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۲ ۲۱:۳۵

از دیده برون مشو که نوری

مولانای بزرگ ای وصل تو آب زندگانی تدبیر خلاص ما تو دانی از دیده برون مشو که نوری وز سینه جدا مشو که جانی آن دم که نهان شوی ز چشمم می‌نالد جان من نهانی من خو
غزل بی روی خوش تو زنده بودن مرگ است به نام زندگانی
یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۲ ۱۴:۵۷

بی روی خوش تو زنده بودن مرگ است به نام زندگانی

غزلی زیبا از مولانا ای بی‌تو حرام زندگانی خود بی‌تو کدام زندگانی بی روی خوش تو زنده بودن مرگ است به نام زندگانی پازهر تویی و زهر دنیا دانه تو و دام زندگانی.
غزل ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲ ۱۵:۵۴

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

مولانای بزرگ ای قوم به حج رفته کجایید کجایید معشوق همین جاست بیایید بیایید معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید گر صورت بی‌صور
غزل قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲ ۰۴:۳۱

قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی

مولانا قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی سینه مشرو
غزل روزگاریست که سودای بتان دین من است
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲ ۱۶:۳۶

روزگاریست که سودای بتان دین من است

حافظ بزرگ روزگاریست که سودای بتان دین من است غم این کار نشاط دل غمگین من است دیدن روی تو را دیده جان بین باید وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است یار من باش..
غزل منم که گوشه میخانه خانقاه من است
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲ ۱۶:۳۴

منم که گوشه میخانه خانقاه من است

حافظ منم که گوشه میخانه خانقاه من است دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک نوای من به سحر آه عذرخواه من است ز پادشاه و گدا فارغم ب
غزل    هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲ ۱۶:۲۲

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

حافظ شیرازی هر که شد محرم دل در حرم یار بماند وان که این کار ندانست در انکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند صوفی
غزل زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲ ۰۶:۳۸

زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم

مولانای بزرگ زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم چونک من از دست شدم در ره من شیشه منه ور بنهی پا بنهم هر چه بیابم شکنم.
غزل مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲ ۰۶:۱۳

مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم

غزلی زیبا از مولوی مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم ریش طرب شانه کنم سبلت غم را بکنم تا همه جان ناز شود چونک طرب ساز شود تا سر خم باز شود گل ز سرش دور کنم چونک.
غزل گستاخ مکن تو ناکسان را
جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۲ ۰۲:۳۹

گستاخ مکن تو ناکسان را

مولوی بزرگ گستاخ مکن تو ناکسان را در چشم میار این خسان را درزی دزدی چو یافت فرصت کم آرد جامه رسان را ایشان را دار حلقه بر در هم نیز نیند لایق آن را پیشت به.
غزل باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ ۰۶:۲۳

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

مولانا باید که جمله جان شوی: حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن وآنگه بیا
غزل عجبا نماز مستان تو بگو درست هست آن
شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲ ۱۸:۵۱

عجبا نماز مستان تو بگو درست هست آن

غزلی بسیار زیبا از مولانا عجبا نماز مستان چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی منم و خیال یاری غم و نوحه و فغانی چو وضو ز اشک سازم بود آتشین نمازم در مسجدم..
غزل سود و زیان یکی دان چون در قمار مایی
شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲ ۰۷:۰۰

سود و زیان یکی دان چون در قمار مایی

غزلی بسیار زیبا از مولانای بزرگ سود و زیان یکی دان چون در قمار مایی ای برده اختیارم تو اختیار مایی من شاخ زعفرانم تو لاله زار مایی گفتم غمت مرا کشت گفتا چه.
غزل همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۲ ۰۳:۲۲

همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد

همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد چو فروشدم به دریا چو تو گوهرم نیامد سر خنب‌ها گشادم ز هزار خم چشیدم چو شراب سرکش تو به لب و سرم نیامد چه عجب که در دل من..
غزل مرغ دلم ز سینه پریدن گرفت باز
جمعه ۱۲ مهر ۱۳۹۲ ۲۲:۲۲

مرغ دلم ز سینه پریدن گرفت باز

مولوی بزرگ سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز مرغ دلم ز سینه پریدن گرفت باز مرغی که تا کنون ز پی دانه مست بود درسوخت دانه را و طپیدن گرفت باز چشمی که غرقه بود به.
غزل ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها
یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۲ ۱۷:۲۳

ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها

مولانای بزرگ ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم زان سوی او چندان..