سعدی شیرازی

سعدی شیرازی شب فراق که داند که تا سحر چند است
چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۴ ۲۱:۰۲

شب فراق که داند که تا سحر چند است

شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق دربند است گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم کدام سرو به بالای دوست مانند است پیام من که رساند به یار مهرگسل
سعدی شیرازی این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدست
پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۳۶

این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدست

سعدی شیرازی این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدست یا ملک در صورت مردم به گفتار آمدست آن پری کز خلق پنهان بود چندین روزگار باز می‌بینم که در عالم پدیدار آمدست عود می‌سوزند یا گل می‌دمد در بوستان
سعدی شیرازی هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست
یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۰۷

هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست

سعدی شیرازی هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست الحان بلبل از نفس دوستان توست چون خضر دید آن لب جان بخش دلفریب گفتا که آب چشمه حیوان دهان توست یوسف به بندگیت کمر بسته بر میان
سعدی شیرازی سرو چمن پیش اعتدال تو پستست
شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۵۸

سرو چمن پیش اعتدال تو پستست

سعدی شیرازی سرو چمن پیش اعتدال تو پستست روی تو بازار آفتاب شکستست شمع فلک با هزار مشعل انجم پیش وجودت چراغ باز نشستست توبه کند مردم از گناه به شعبان
سعدی شیرازی دیدار تو حل مشکلاتست
سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۲۹

دیدار تو حل مشکلاتست

سعدی شیرازی دیدار تو حل مشکلاتست صبر از تو خلاف ممکناتست دیباچه صورت بدیعت عنوان کمال حسن ذاتست لب‌های تو خضر اگر بدیدی
سعدی شیرازی آن ماه دوهفته در نقابست
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۹:۵۰

آن ماه دوهفته در نقابست

سعدی شیرازی آن ماه دوهفته در نقابست یا حوری دست در خضابست وان وسمه بر ابروان دلبند یا قوس قزح بر آفتابست سیلاب ز سر گذشت یارا
سعدی شیرازی آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب‌ست
دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۲:۰۴

آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب‌ست

سعدی شیرازی آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب‌ست وان نه بالای صنوبر که درخت رطب‌ست نه دهانیست که در وهم سخندان آید مگر اندر سخن آیی و بداند که لب‌ست آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
سعدی شیرازی عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۴ ۱۶:۱۴

عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست

سعدی شیرازی عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست هر که با شاهد گلروی به خلوت بنشست نتواند ز سر راه ملامت برخاست که شنیدی که برانگیخت سمند غم عشق
سعدی شیرازی خرم آن بقعه که آرامگه یار آن جاست
جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴ ۰۱:۰۶

خرم آن بقعه که آرامگه یار آن جاست

سعدی شیرازی خرم آن بقعه که آرامگه یار آن جاست راحت جان و شفای دل بیمار آن جاست من در این جای همین صورت بی جانم و بس دلم آن جاست که آن دلبر عیار آن جاست تنم این جاست سقیم و دلم آن جاست مقیم
سعدی شیرازی صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست
شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ ۲۳:۵۵

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست

سعدی شیرازی صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست چاره عشق احتمال شرط محبت وفاست مالک رد و قبول هر چه کند پادشاست گر بزند حاکمست ور بنوازد رواست گر چه بخواند هنوز دست جزع بر دعاست
سعدی شیرازی سلسله موی دوست حلقه دام بلاست
سه شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۳ ۱۶:۳۸

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

سعدی شیرازی سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست گر بزنندم به تیغ در نظرش بی‌دریغ دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست گر برود جان ما در طلب وصل دوست
سعدی شیرازی دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست
چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳ ۲۱:۱۴

دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست

سعدی شیرازی دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست از خانه برون آمد و بازار بیاراست در وهم نگنجد که چه دلبند و چه شیرین در وصف نیاید که چه مطبوع و چه زیباست صبر و دل و دین می‌رود و طاقت و آرام
سعدی شیرازی بوی گل و بانگ مرغ برخاست
دوشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۳ ۲۳:۱۲

بوی گل و بانگ مرغ برخاست

سعدی شیرازی بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحراست فراش خزان ورق بیفشاند نقاش صبا چمن بیاراست ما را سر باغ و بوستان نیست
سعدی شیرازی اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست
یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۳ ۱۷:۲۲

اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست

سعدی شیرازی اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست اگر قبول کنی ور برانی از بر خویش خلاف رای تو کردن خلاف مذهب ماست میان عیب و هنر پیش دوستان کریم
سعدی شیرازی چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست
چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۳ ۲۳:۴۳

چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست

سعدی شیرازی چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست دگر به روی کسم دیده بر نمی‌باشد خلیل من همه بت‌های آزری بشکست مجال خواب نمی‌باشدم ز دست خیال
سعدی شیرازی بی تو حرامست به خلوت نشست
یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۳ ۱۷:۴۸

بی تو حرامست به خلوت نشست

سعدی شیرازی بی تو حرامست به خلوت نشست حیف بود در به چنین روی بست دامن دولت چو به دست اوفتاد گر بهلی بازنیاید به دست این چه نظر بود که خونم بریخت
سعدی شیرازی چه دلها بردی ای ساقی به ساق فتنه انگیزت
یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۳ ۲۳:۱۰

چه دلها بردی ای ساقی به ساق فتنه انگیزت

سعدی شیرازی چه دلها بردی ای ساقی به ساق فتنه انگیزت دریغا بوسه چندی بر زنخدان دلاویزت خدنگ غمزه از هر سو نهان انداختن تا کی سپر انداخت عقل از دست ناوک‌های خون ریزت
سعدی شیرازی مپندار از لب شیرین عبارت
چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳ ۱۶:۲۵

مپندار از لب شیرین عبارت

سعدی شیرازی مپندار از لب شیرین عبارت که کامی حاصل آید بی مرارت فراق افتد میان دوستداران زیان و سود باشد در تجارت یکی را چون ببینی کشته دوست
سعدی شیرازی بنده وار آمدم به زنهارت
یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۳ ۲۳:۴۲

بنده وار آمدم به زنهارت

سعدی شیرازی بنده وار آمدم به زنهارت که ندارم سلاح پیکارت متفق می‌شوم که دل ندهم معتقد می‌شوم دگربارت مشتری را بهای روی تو نیست
سعدی شیرازی دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت
پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳ ۱۸:۰۴

دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت

سعدی شیرازی دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش گر در آیینه ببینی برود دل ز برت جای خنده‌ست سخن گفتن شیرین پیشت