غزلی زیبا

غزلی زیبا امشب ز سیلاب دلم ویران شود آب و گلم
شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۲ ۲۱:۳۷

امشب ز سیلاب دلم ویران شود آب و گلم

امشب ز سیلاب دلم ویران شود آب و گلم مولوی بزرگ بویی همی‌آید مرا مانا که باشد یار من بر یاد من پیمود می آن باوفا خمار من کی یاد من رفت از دلش ای در دل و جان.
غزلی زیبا گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن
شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۲ ۲۱:۳۴

گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن

مولانای بزرگ گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن گفتی خوشی تو بی‌ما زین طعنه‌ها گذر کن گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت کس بی‌تو خوش نباشد رو قصه دگر کن گفتی.
غزلی زیبا ما را چو مریم بی‌سبب از شاخ خشک آید رطب
شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۲ ۰۱:۱۶

ما را چو مریم بی‌سبب از شاخ خشک آید رطب

ما را چو مریم بی‌سبب از شاخ خشک آید رطب مولوی بزرگ ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری ای آمده در چرخ تو خورشید و چرخ چنبری یا رب منم جویان تو یا خود تویی جو
غزلی زیبا عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست
سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۲ ۱۴:۵۲

عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست

حافظ شیرازی دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم لیکن از لطف لبت صورت جان می‌بستم عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست دیرگاه است کز این جام هلالی مستم از ثبات خودم.
غزلی زیبا عشقبازی دگر و نفس پرستی دگرست
سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۲ ۱۴:۲۱

عشقبازی دگر و نفس پرستی دگرست

عشقبازی دگر و نفس پرستی دگرست سعدی شیرازی هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظرست عشقبازی دگر و نفس پرستی دگرست نه هر آن چشم که بینند سیاهست و سپید یا سپیدی ز سیا
غزلی زیبا خون عاشق اشک شد و ز اشک او سبزه برست
سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۲ ۱۴:۰۲

خون عاشق اشک شد و ز اشک او سبزه برست

خون عاشق اشک شد و ز اشک او سبزه برست مولوی بزرگ ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان می زنند ای جان مردان عشق ما بر دف زنان نقل هر مجلس شده‌ست این عشق ما
غزلی زیبا سیر نمی شوم ز تو نیست جز این گناه من
پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲ ۰۵:۲۷

سیر نمی شوم ز تو نیست جز این گناه من

مولوی بزرگ سیر نمی شوم ز تو نیست جز این گناه من سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من سیر و ملول شد ز من خنب و سقا و مشک او تشنه‌تر است هر زمان ماهی آب خواه من
غزلی زیبا با کی حریف بوده‌ای بوسه ز کی ربوده‌ای
پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲ ۰۴:۵۴

با کی حریف بوده‌ای بوسه ز کی ربوده‌ای

غزلی زیبا از مولوی هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو مست و خراب می‌روی خانه به خانه کو به کو با کی حریف بوده‌ای بوسه ز کی ربوده‌ای زلف که را گشوده‌ای
غزلی زیبا سعدی از پرده عشاق چه خوش می‌گوید
پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲ ۰۲:۲۲

سعدی از پرده عشاق چه خوش می‌گوید

سعدی از پرده عشاق چه خوش می‌گوید... روزگاریست که سودازده روی توام خوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام به دو چشم تو که شوریده‌تر از بخت منست که به روی تو من آشفت
غزلی زیبا گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۲ ۰۳:۲۳

گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند

مولانای بزرگ گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند وین عالم بی‌اصل را چون ذره‌ها برهم زند عالم همه دریا شود دریا ز هیبت لا شود آدم نماند و آدمی گر خویش با.
غزلی زیبا طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم
یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۲ ۰۲:۲۴

طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم

غزلی از مولانای بزرگ طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم نه اخلاق سگان دارم نه بر مردار می گردم مثال باغبانانم نهاده بیل بر گردن برای خوشه خرما به گرد خار می.
غزلی زیبا ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲ ۱۵:۵۴

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

مولانای بزرگ ای قوم به حج رفته کجایید کجایید معشوق همین جاست بیایید بیایید معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید گر صورت بی‌صور
غزلی زیبا عید هر کس آن مهی باشد که او قربان او است
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲ ۱۴:۵۲

عید هر کس آن مهی باشد که او قربان او است

مولوی، شاعری بزرگ و تکرار نشدنی عید هر کس آن مهی باشد که او قربان او است سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من گفت ای رخ‌های زرد و زعفرانستان من زعفرانستان خو
غزلی زیبا نومید مشو ای جان در ظلمت این زندان
سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ۱۹:۵۵

نومید مشو ای جان در ظلمت این زندان

مولانای بزرگ نومید مشو جانا کاومید پدید آمد اومید همه جان‌ها از غیب رسید آمد نومید مشو گر چه مریم بشد از دستت کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد نومید مشو..
غزلی زیبا روزگاریست که سودای بتان دین من است
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲ ۱۶:۳۶

روزگاریست که سودای بتان دین من است

حافظ بزرگ روزگاریست که سودای بتان دین من است غم این کار نشاط دل غمگین من است دیدن روی تو را دیده جان بین باید وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است یار من باش..
غزلی زیبا منم که گوشه میخانه خانقاه من است
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲ ۱۶:۳۴

منم که گوشه میخانه خانقاه من است

حافظ منم که گوشه میخانه خانقاه من است دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک نوای من به سحر آه عذرخواه من است ز پادشاه و گدا فارغم ب
غزلی زیبا    هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲ ۱۶:۲۲

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

حافظ شیرازی هر که شد محرم دل در حرم یار بماند وان که این کار ندانست در انکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند صوفی
غزلی زیبا زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲ ۰۶:۳۸

زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم

مولانای بزرگ زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم چونک من از دست شدم در ره من شیشه منه ور بنهی پا بنهم هر چه بیابم شکنم.
غزلی زیبا مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم
شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲ ۰۶:۱۳

مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم

غزلی زیبا از مولوی مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم ریش طرب شانه کنم سبلت غم را بکنم تا همه جان ناز شود چونک طرب ساز شود تا سر خم باز شود گل ز سرش دور کنم چونک.
غزلی زیبا باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ ۰۶:۲۳

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

مولانا باید که جمله جان شوی: حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن وآنگه بیا