غزلیات مولانا

غزلیات مولانا ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۴ ۲۲:۱۱

ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا

مولانای بزرگ ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا بشنو ز آسمان‌ها حی علی الصلا درهای گلستان ز پی تو گشاده‌ایم در خارزار چند دوی ای برهنه پا جان را من آفریدم و دردیش داده‌ام
غزلیات مولانا در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را
یکشنبه ۷ تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۲۶

در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را

مولانای بزرگ در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را در رقص اندرآور جان‌های صوفیان را خورشید و ماه و اختر رقصان بگرد چنبر ما در میان رقصیم رقصان کن آن میان را لطف تو مطربانه از کمترین ترانه
غزلیات مولانا شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۴۰

شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را

مولوی بزرگ شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را چون با زنی برانی سستی دهد میان را زیرا جماع مرده تن را کند فسرده بنگر به اهل دنیا دریاب این نشان را میران و خواجگانشان پژمرده است جانشان
غزلیات مولانا خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۰۳

خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را

مولانای بزرگ خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را دامی نهاده‌ام خوش آن قبله نظر را دیوار گوش دارد آهسته‌تر سخن گو ای عقل بام بررو ای دل بگیر در را اعدا که در کمینند در غصه همینند
غزلیات مولانا جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۰۱

جانا قبول گردان این جست و جوی ما را

مولانای بزرگ جانا قبول گردان این جست و جوی ما را بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله تا گل سجود آرد سیمای روی ما را مخمور و مست گردان امروز چشم ما را
غزلیات مولانا بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها
پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۲۶

بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها

مولانای بزرگ بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها تا وا شود چو کاسه در پیش تو دهان‌ها بر گیجگاه ما زن ای گیجی خردها تا وارهد به گیجی این عقل ز امتحان‌ها ناقوس تن شکستی ناموس عقل بشکن
غزلیات مولانا بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را
شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۵۵

بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را

مولانای بزرگ بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را چشمی چنین بگردان کوری چشم بد را خود را بزن تو بر من اینست زنده کردن بر مرده زن چو عیسی افسون معتمد را ای رویت از قمر به آن رو به روی من نه
غزلیات مولانا با آن که می‌ رسانی آن باده بقا را
چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۲:۵۸

با آن که می‌ رسانی آن باده بقا را

مولانای بزرگ با آن که می‌ رسانی آن باده بقا را بی تو نمی‌گوارد این جام باده ما را مطرب قدح رها کن زین گونه ناله‌ها کن جانا یکی بها کن آن جنس بی‌بها را آن عشق سلسلت را وان آفت دلت را
غزلیات مولانا آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ
دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۵۰

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

مولانای بزرگ آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی
غزلیات مولانا این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها
جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۲:۴۳

این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها

مولانای بزرگ این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها بس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان را بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی هر صورت خیالت از وی شدست پیدا هر جا که چشمه باشد باشد مقام پریان
غزلیات مولانا از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۱۹

از سینه پاک کردم افکار فلسفی را

مولوی بزرگ از سینه پاک کردم افکار فلسفی را در دیده جای کردم اشکال یوسفی را نادر جمال باید کاندر زبان نیاید تا سجده راست آید مر آدم صفی را طوری چگونه طوری نوری چگونه نوری
غزلیات مولانا ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۴۲

ای میرآب بگشا آن چشمه روان را

مولانای بزرگ ای میرآب بگشا آن چشمه روان را تا چشم‌ها گشاید ز اشکوفه بوستان را آب حیات لطفت در ظلمت دو چشم است زان مردمک چو دریا کردست دیدگان را هرگز کسی نرقصد تا لطف تو نبیند
غزلیات مولانا از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا
دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۴۴

از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا

مولانای بزرگ از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا هر ذره خاک ما را آورد در علالا سینه شکاف گشته دل عشق باف گشته چون شیشه صاف گشته از جام حق تعالی اشکوفه‌ها شکفته وز چشم بد نهفته
غزلیات مولانا من رسیدم به لب جوی وفا
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۰۱

من رسیدم به لب جوی وفا

مولوی بزرک من رسیدم به لب جوی وفا دیدم آن جا صنمی روح فزا سپه او همه خورشیدپرست همچو خورشید همه بی‌سر و پا بشنو از آیت قرآن مجید
غزلیات مولانا ای دل رفته ز جا بازمیا
جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۲۵

ای دل رفته ز جا بازمیا

مولوی بزرگ ای دل رفته ز جا بازمیا به فنا ساز و در این ساز میا روح را عالم ارواح به است قالب از روح بپرداز میا اندر آبی که بدو زنده شد آب
غزلیات مولانا در میان عاشقان عاقل مبا
دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۰۸

در میان عاشقان عاقل مبا

مولانای بزرگ در میان عاشقان عاقل مبا خاصه در عشق چنین شیرین لقا دور بادا عاقلان از عاشقان دور بادا بوی گلخن از صبا گر درآید عاقلی گو راه نیست
غزلیات مولانا دل چو دانه ما مثال آسیا
شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ۱۶:۵۲

دل چو دانه ما مثال آسیا

مولوی بزرگ دل چو دانه ما مثال آسیا آسیا کی داند این گردش چرا تن چو سنگ و آب او اندیشه‌ها سنگ گوید آب داند ماجرا آب گوید آسیابان را بپرس
غزلیات مولانا ای تو آب زندگانی فاسقنا
شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۳۷

ای تو آب زندگانی فاسقنا

مولوی بزرگ ای تو آب زندگانی فاسقنا ای تو دریای معانی فاسقنا ما سبوهای طلب آورده‌ایم سوی تو ای خضر ثانی فاسقنا ماهیان جان ما زنهارخواه
غزلیات مولانا گر تو عودی سوی این مجمر بیا
سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۶:۱۶

گر تو عودی سوی این مجمر بیا

مولوی بزرگ گر تو عودی سوی این مجمر بیا ور برانندت ز بام از در بیا یوسفی از چاه و زندان چاره نیست سوی زهر قهر چون شکر بیا گفتنت الله اکبر رسمی است
غزلیات مولانا می شدی غافل ز اسرار قضا
شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ ۱۳:۲۹

می شدی غافل ز اسرار قضا

مولوی بزرگ می شدی غافل ز اسرار قضا زخم خوردی از سلحدار قضا این چه کار افتاد آخر ناگهان این چنین باشد چنین کار قضا هیچ گل دیدی که خندد در جهان